🔰 زن مسلمان ایرانی
روزهای اول جنگ، زندگی از دستم در رفته بود؛ اتفاقی که همیشه از آن فرار میکردم، به سراغم آمده بود، جنگ. اسم آن هراس در دلم میانداخت و پاهایم را از حرکت باز میداشت. با خبر شهادتهایی که هر روز میرسید، انگار عقربههای ساعت برایم متوقف میشدند.
زندگی کردن در شهری که خانوادهات کنارت نیستند، این دلهره را چند برابر میکند. من مانده بودم و آواری از دلشوره که بر سر خودم هوار کرده بودم. یک روز به خود آمدم و دیدم در میانهی روزهای جنگ ایستادهام، دست دخترم را گرفتهام و در خیابانها رجز میخوانم.
سالهای بعد، شاید در روزگاری که غبار سپید پیری بر چهرهام بنشیند، در شبی زمستانی کنار بخاری یا در خنکای سایه درختی در روزی تابستانی، از این شبها یاد میکنم؛ از روزهایی که جنگ بر کشورم سایه افکنده بود و ما زنان، زیر سایه سنگین آن، دوشادوش مردان در خیابانها حضور داشتیم و همزمان، نبض زندگی را در خانهها حفظ میکردیم. ما، زنانی که به قول مادربزرگها «زنهای امروزی» بودیم، شاید زندگی در جنگ را بلد نبودیم.
اما یاد گرفتیم برای فرزندانمان، زیر صدای جنگندهها، شعر و قصه بخوانیم، موهایشان را ببافیم، غذای مورد علاقهشان را بپزیم و برای شعارهایشان ذوق کنیم. ما، زنان مسلمان ایرانی، تسلیم نشدیم و از پا ننشستیم و جهان را به حیرت واداشتیم.
✍🏻 #رقیه_آرامینسب
–تحریریه بهانش
#یادداشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📣 #فراخوان ایدهپردازی درباره اصلاح نظام تعلیم و تربیت ایران در جنگ وجودی
🔷 قرارگاه مصباحالهدی دانشگاه امام صادق ع، دعوت به ارسال تحلیلهای آسیبشناسانه و آیندهپژوهانه کرده است.
🔶 محورها:
- کتب درسی و جنگ وجودی
- آموزش حضوری و شیوههای جایگزین در جنگ وجودی
- برنامههای پرورشی و جنگ وجودی
- تربیت بدنی در جنگ وجودی
- مدارس خارج از کشور و نظم نوین جهانی
- فضای کالبدی مدرسه در جنگ وجودی
- آسیبهای اجتماعی کودکان و نوجوانان در جنگ وجودی
- نقش بعثت مردم در اداره آموزش و پرورش
قالبها: یادداشت تحلیلی، جستار، نقد، گزارش سیاستی، مقاله علمی
⏳ مهلت ارسال آثار: تا پایان خرداد ماه ۱۴۰۵
🔗 کسب اطلاعات بیشتر و ارسال آثار از طریق پیام به @ahmad_beyk
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
زمان:
حجم:
735.1K
👀 در دورههای نویسندگی بهانش چه میگذرد؟!
🤔 یه قسمت از متنت رو بِکَن بنداز دور؟
🎙️ بخشی از هدایتگری سرکار خانم واحدی در گروههای نویسندگی...
#گزارشها
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
اگر تاکنون بر این باور بودید که اروپا (ناتو) در این جنگ نقشی ندارد و بیطرف است و به ترامپ پشت کردهاند، بهتر است نگاه عمیقتری به قضیه داشته باشید. ناتو مداخله نظامی مستقیم ندارد؛ اما بهطور غیرمستقیم با دشمن همکاری و مشارکت میکند.
✍🏻 #مهدی_تقیلو
–تحریریه بهانش
#کوتاه_نوشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔖 من شیعهام؟
تنها ایستاده بودم. زمین زیر پایم صاف و هموار بود. هوا گرگ و میش گونه بود و صدای نالهای آزاردهنده، یکنواخت به گوش میرسید. سرم را که به سمت صدا چرخاندم، صفهای طولانی دیدم که انتهایشان در تاریکی فرو رفته بود.
افرادی که در صفها ایستاده بودند حالات عجیبی داشتند. برخی بهت زده به نقطهای خیره شده بودند. برخی ترسان و مضطرب بودند. برخی نیز، با سری پایین میگریستند.
در آن میان، افرادی را در قامت انسان میدیدم که چون ناظمهایی سختگیر، مشغول مرتب کردن نظم صفوف بودند. همان طور که آنها را نگاه میکردم، حضور کسی را پشت سرم حس کردم. یک آن ترسیدم؛ خواستم برگردم و او را ببینم، اما نتوانستم. او به من فهماند: «نباید چهرهاش را ببینم. من هم باید در آن صف بایستم». نمیدانم از کجا؛ اما مطمئن بودم از جانب او آسیبی بهم نمیرسد. به ناچار با حرف او مجبور شدم خود را در ابتدای صف جای دهم.
شمردم؛ نفر سیزدهم بودم. فردی که جلویم ایستاده بود، آرامشی عجیب داشت. نه نگران بود و نه مضطرب. افرادی که جلوی او بودند نیز انگار که از چیزی مطمئن باشند، آرام ایستاده بودند. من هم لحظهای در کنار آنها آرام ایستادم. دلم میخواست بدانم آنجا کجاست؟ این همه صف برای چیست؟ چرا این فرد برخلاف افرادی که قبلاً دیدم، آرام است؟ در فکر جواب این سوالات بودم که لحظهای بعد با صدای مهیبی که شنیدم، بر خود لرزیدم. صدایی خشمگین و پر از تأسف طنین انداز شد: «وای بر تو! وای بر تو!».
به دنبال آن، صدای ضجهای از جلوی صف بلند شد. وحشت کردم. مضطرب بودم. نمیدانستم چه اتفاقی ابتدای صف رخ میدهد. ناظمها همچنان مراقبمان بودند که نظم صفها را به هم نزنیم. کمی بعد، افرادی که جلویم قرار داشتند، چند قدم جلوتر رفتند. دیگر میتوانستم ابتدای صف را به خوبی ببینم.
فردی به شکل انسان، با مُهری بر دست، آنجا ایستاده بود. او به هر فردی که نگاه میکرد اگر تشخیص میداد که آرام است، مهری بر پیشانی او میزد. آن فرد نیز شادمان و سپاسگزار از صف خارج میشد. در مقابل، اگر فردی پریشان خاطر بود، سرش فریاد میزد: «وای بر تو! وای بر تو!». سپس توسط ناظمها از صف بیرون کشیده و صدای ضجه اش در آن تاریکی گم میشد.
دیگر نوبت فرد جلویی ام رسیده بود. او همچنان با آرامشی که این بار بیشتر از قبل بود، روبروی فرد مهر به دست ایستاده بود.
مطمئن بودم که او حتما شادمان و با رضایت از صف خارج میشود. همانطور هم شد. فرد مهر به دست، دستش را بالا آورد و مهری با نگینی سبز بر پیشانی او زد. در همان حین، نوری سبز رنگ از آن نگین بیرون زد و واژههایی بر پیشانی آن فرد نقش بست. نتوانستم بخوانمشان، اما مدام نامی در دلم تکرار میشد: علی. علی بن ابی طالب.
«أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيًّا وَلِيُّ اللَّهِ». با صدای اذان صبح بیدار شدم. عرق سردی تمام تنم را پوشانده بود. بلند شدم روبروی آینه قدی اتاق ایستادم. آنچه دیدم، چهره ای خسته، ترسیده و نگران بود. پیشانی ام را به دقت نگاه کردم؛ چیزی جز دانه های ریز عرق دیده نمیشد. سوالی مدام در ذهنم میچرخید: من شیعه ام؟ آن مهر، بر پیشانی من هم...؟
✍🏻 #مرضیه_اکبرزاده
–تحریریه بهانش
#یادداشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 تماشای سریال فرار از زندان توسط رهبر شهید!
▪️دکتر موسی حقانی در توصیف بخشی از سبک فکری و مطالعاتی رهبر شهید میگوید ایشان فقط به تاریخ اسلام مسلط نبود، بلکه تاریخ و اندیشه در غرب را هم با دقت دنبال میکرد؛ هم از مسیر مطالعه رمانهای روسی و اروپایی و ادبیات سیاسی–اجتماعی و هم از طریق تماشای برخی فیلمها و سریالهای غربی که از تلویزیون پخش میشد.
▪️به گفته او، رهبر شهید حتی سریال طولانی «فرار از زندان» را چند بار دیده بود؛ نه صرفاً برای سرگرمی، بلکه برای شناخت تصویری از ساختارها، مناسبات اجتماعی و فضای فرهنگی جوامع غربی. حقانی تأکید میکند این نوع مواجهه با آثار هنری، تماشای منفعلانه نبود؛ بلکه تلاشی بود برای اینکه از دل روایتهای داستانی، به سرنخهایی درباره فرهنگ، جامعه و سیاست در دنیای غرب دست پیدا شود.
#پاتوق_خبری_نویسندگان
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📣 #فراخوان مقاله با حقالتألیف
اعضای محترم هیئت علمی، اساتید و طلاب گرامی، پژوهشگران ارجمند مطالعات علوم اجتماعی
نشریه علمی-ترویجی پژوهشهای اجتماعی اسلامی با هدف تبیین مبانی نظری و کاربردی علوم اجتماعی و با توجه به شرایط جنگ رمضان و موضوعات مرتبط با آن، مقالاتی با موضوعات زیر را در اولویت نشر قرار میدهد.
📝تحلیل جامعهشناختی وفاداری ملی و همبستگی اجتماعی پس از شهادت رهبری.
📝تأثیر رسانههای نوین بر شکلدهی افکار عمومی جهانی در قبال «نبرد رمضان».
📝مطالعۀ تطبیقی هویت جمعی در کشورهای محور مقاومت در جنگ ۱۲روزه.
📝تحلیل «اضطراب جمعی» و «امید اجتماعی» در طول ۱۲ روز نبرد سرنوشتساز.
📝نقش نهادهای مذهبی و مساجد در مدیریت بحرانهای اجتماعی ناشی از جنگ.
📝بازنمایی مفهوم «شهید» و «رهبر» در سینما و هنرهای تجسمی پس از واقعه.
📝تحلیل جامعهشناختی همبستگی اجتماعی و انسجام ملی در شرایط بحران و پس از رخدادهای خسارتبار.
📝مطالعهٔ تطبیقی هویت جمعی جوامع اسلامی در مواجهه با جنگهای کوتاهمدت و بحرانهای امنیتی.
📝تحلیل جامعهشناختی جنگ ادراکی و عملیات شناختی و راهکارهای فرهنگی برای ارتقای تابآوری اجتماعی.
📝بررسی سرمایهٔ اجتماعی ایمانمحور و نقش آن در پایداری جوامع اسلامی در مواجهه با تهدیدها.
📝معناکاوی قرآنی و روایی از مقاومت، ایثار و صبر اجتماعی و کارکرد آن در مدیریت بحران.
📝بررسی اخلاق جنگ در اندیشۀ اسلامی و پیامدهای اجتماعی آن در زیستجهان مسلمانان.
🖌 نحوۀ ارسال: وبگاه ISS.razavi.ac.ir
📆 آخرین مهلت ارسال: ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
☎️ تلفن: ۰۵۱۳۲۲۳۰۷۷۲
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌 دیری است زاشیانه جدا ماندهای «امین»...
💻 رسانه KHAMENEI.IR در آستانه سالروز ولادت پر برکت حضرت امام رضا علیهالسلام، غزلی را از رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای با عنوان «در التجاء به صدرنشین سریر رضا، حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام» برای نخستینبار به شرح زیر منتشر میکند:
فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن
کار مرا به گردش چشمی تمام کن
بگشای صفحهای دگر از دفتر جمال
بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن
ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع)
گاهی نظر به جانب این تشنهکام کن
ای حکمران کشور دل با کرشمهای
زیر و زبر قرار دل خاص و عام کن
بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را
مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن
اینک هزار دست تمنّا گشوده بین
دست کرم گشاده به رسم کرام کن
دارالشّفای آتش و آب است این سرای
سوز دل مرا به نمی التیام کن
دیری است زاشیانه جدا ماندهای «امین»
غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن
دانم که مستمند و تهیدست و بیکسی
از بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن
و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است
کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن
✍🏻 امام سیدعلی خامنهای
#رهبر_نویسندگان
#شعر
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh