7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 ابتکار و نوآوری
❇️ عرض میکنم که آن چیزی که مهم است، ابتکار و نوآوری است. نوآوری، باب بسیار وسیعی است. توصیهای که من دارم، این است که باب این نوآوری بسته نشود و همینطور دائماً راههای تازه و درهای جدیدی انشاءالله باز بشود.
🗓 ۹۶/۱۱/۰۷ بیانات در دیدار با اعضای «گروه اجتماعی» صدای جمهوری اسلامی ایران
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 مرگ ارجاع؛
هوش مصنوعی و خلق حاد واقعیت
🔢 بخش ۷/۹
▫️هنگامی که خروجی یک مدل زبانی بزرگ را میخوانیم، در نگاه نخست با متنی منسجم، روان و منطقی روبهرو میشویم. جملات به درستی در پی هم میآیند و قواعد نحو به شکلی بینقص رعایت شدهاند. اکنون پرسش بنیادین در فلسفه زبان و پژوهش این است: این کلمات دقیقا به چه چیزی در جهان بیرون ارجاع میدهند؟ در مواجهه با متون تولید شده توسط ماشین، ما با بحران «مرگ ارجاع» مواجه هستیم.
🔆 وانموده و زوال واقعیت
برای درک این پدیده، نظریه «وانموده» و «حاد واقعیت» (هایپر-رئالیسم) اثر ژان بودریار، چارچوب تحلیلی دقیقی ارائه میدهد. بودریار استدلال میکند که در جهان پستمدرن، نشانهها دیگر بازتاب واقعیت نیستند، بلکه خودشان واقعیت را میسازند؛ تا جایی که تمایز میان واقعیت و بازنمایی آن از بین میرود.
🔹هوش مصنوعی تجلی کامل این «حاد واقعیت» در ساحت متن است. مدلهای زبانی جهان را تجربه نکردهاند؛ آنها صرفا روی کوهی از متون از پیش موجود آموزش دیدهاند. بنابراین، متنی که ماشین تولید میکند، ارجاعی به یک پدیده عینی در جهان خارج ندارد، بلکه شبیهسازی متون دیگر است. این متون رونوشتهایی هستند که هیچ اصل بنیادینی ندارند. ما با کلماتی روبهرو میشویم که ظاهر حقیقت را دارند، اما ریشه در هیچ تجربه یا واقعیت ملموسی ندارند.
🔆 تقلیل حقیقت به احتمال آماری
بیونگچول هان در بررسی بحرانهای عصر دیجیتال، بر تفاوت ماهوی میان «اطلاعات» و «حقیقت» تاکید میکند. حقیقت نیازمند روایت، زمان و درگیری وجودی است، در حالی که ماشین صرفا با پردازش بیزمان دادهها کار میکند.
🔸در معماری مدلهای زبانی، حقیقت با احتمال آماری جایگزین شده است. ماشین درک نمیکند که یک گزاره صادق است یا کاذب؛ ماشین تنها محاسبه میکند که از نظر آماری، محتملترین کلمه بعدی چیست.
◾️وقتی هوش مصنوعی جملهای را میسازد، در حال پیشبینی احتمال وقوع یک کلمه با توجه به کلمات پیشین است. در این فرمول ریاضی، هیچ متغیری برای سنجش «صدقِ» گزاره تعریف نشده است. به همین دلیل است که پدیده «توهم» در هوش مصنوعی، یک نقص فنی و گذرا نیست، بلکه ویژگی ذاتی سیستمی است که کلمات را بر اساس احتمالات ریاضی میچیند، نه بر اساس ارجاع به واقعیت.
🔆 مسئولیت مؤلف در عصر حادواقعیت
پذیرش این خروجیها به عنوان متن پژوهشی یا ادبی اصیل، به معنای تسلیم شدن در برابر حادواقعیت است. اگر پژوهشگر یا نویسنده، متن تولید شده توسط الگوریتم را بدون راستیآزمایی و اتصال مجدد به جهان واقع بپذیرد، عملا در حال بازتولید وانمودههاست.
🔻مواجهه فعال و انتقادی در اینجا ایجاب میکند که انسان، وظیفه «ارجاعدهی» را بر عهده بگیرد. ماشین میتواند احتمالات نحوی را محاسبه کند و شالودهای از کلمات بسازد، اما این نویسنده است که باید کلمات را به زمین سفت واقعیت، حقیقت و تجربه زیسته متصل کند. رسالت نویسنده در عصر الگوریتم، پاره کردن پرده حادواقعیت و بازگرداندن اعتبار به ارجاعات جهان واقعی است.
✍🏻 #محمدحسین_نجفی
–مدیر خانهٔ بهانش
🗂 پرونده #هوشمصنوعی_و_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌 علاقهمندیهای من
✍🏻 #رهبر_نویسندگان
📔 خون دلی که لعل شد
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل 🛤️
🔻 شبکه دو، برنامه زمانه، برای اولینبار در تاریخ انقلاب، سوالی چالشی و ممنوعه را از استاد تورج زاهدی، موسیقیدان، پرسید: آیا آقای خامنهای، رهبر شهید، ساز مینواخت؟
#رهبر_نوازندگان
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🧑🏻🏫 «معلم ادبیات» چه فایدهای دارد؟
🧠 فرض کنید استاد ادبیات در دانشگاه هستید و بخش قابلتوجهی از سرمایهگذاران ریسکپذیر دنیا متقاعد شدهاند که یک ماشین میتواند همان چیزهایی که شما درس میدهید را بیاموزد – اگر هم همین حالا نتواند، بهزودی زود خواهد توانست. بهعلاوه، این ماشین میتواند از دانشجویان آزمون بگیرد، تکالیف و امتحانات آنها را تصحیح کند و عادلانه نمره بدهد. حالا شما و همکارانتان باید در اقتصاد همیشه در حال تغییر امروز، به دنبال فرصتهای شغلی هیجانانگیز و جدید بگردید، چون دیگر نیازی به شما نیست.
💬 سرمایهداران خطرپذیر میگویند این مجازاتی درخور برای شمایی است که به خواندن و نوشتن علاقه داشتید. چون بهجای ادبیات، باید از همان ابتدا میرفتید برنامهنویسی یاد میگرفتید. سپس اضافه میکنند که البته امروز به برنامهنویسان هم دیگر چندان نیازی نیست.
🔍 طی چند سال گذشته، به دلیل پیشرفتهای صورتگرفته در آنچه که با تسامح «هوش مصنوعی» نامیده میشود، خیلیها به آیندۀ کارشان شک کردهاند. فیل کریسمن، استاد نویسندگی دانشگاه میشیگان که بیستسال است در دانشگاه ادبیات درس میدهد نیز از همین دسته است. کریمسن مینویسد: همیشه هستند افرادی که هر فناوری و مد جدیدی که از راه میرسد را دستمایه قرار میدهند و دست به پیشبینیهای عجیبوغریب میزنند، این روزها هم ظاهراً کارشان شده پیشبینی پایان آموزش عالی «بهشیوۀ فعلی».
🎗️ او به یاد میآورد که طی این بیستسال هم همیشه حرف از این بوده است که تدریس ادبیات دیگر آیندهای ندارد. بااینحال، به نظر میرسد کارکردن در حوزهای که بهوضوح در حال کوچکشدن است، اما هنوز از بین نرفته مزایایی دارد. چون این موقعیت آدم را به فکر فرو میبرد.
🔹 کریسمن میگوید هر معلم ادبیاتی حالا باید پاسخی جدی برای این سوال پیدا کند که «ارزش کار من در چیست؟» خود او پاسخ واضحی دارد: «من عاشق ادبیات و درسدادن آنم. و فکر میکنم همۀ بچهها باید فرصت این را داشته باشند که ادبیات بخوانند». اگر این پاسخ از نظرتان کافی نیست، باید بحث بزرگتری را باز کنیم: چه شد که به اینجا رسیدیم که «درس و کار» را صرفاً چیزهایی بدانیم که باید هر چه زودتر از دستشان خلاص شد تا به «اهدافی دیگر» برسیم؟ و آنوقت آن اهداف چیستند؟ سفر به مریخ یا دانلودکردن سریعتر.
⚠️ واقعیت دیگری هم وجود دارد: دستهای از مخالفان علوم انسانی را هیچوقت نمیتوانید راضی کنید. منظور آنهایی است که زیبایی، غنا یا نیکی برایشان اموری غریبه و مبهم است، و فقط سرعت و بهرهوری را میفهمند. کریسمن اسم آنها را «نهلیستها» میگذارد و میگوید حتی افلاطون هم در نهایت نتوانست نهلیستها را قانع کند.
🔄 بنابراین در دنیایی که هر روز زمام امور بیشتر به دست نهیلیستها میافتد، طرفداران علوم انسانی هم باید غیر از تلاش برای توضیحدادن خودشان و اثبات ارزشمندی کارهایشان، به راههای دیگری متوسل شوند. شاید بد نباشد معلمان ادبیات سری به دانشکدههای کسبوکار بزنند و از تاریخ غنی نهفته در آثار ادبی، «راههای مذاکره و فروش» بیرون بکشند. یا شاید بتوانند دورههایی برای ثروتمندانی برگزار کنند که میخواهند تمایز اجتماعیشان را با سواد ادبی نشان دهند. یا شاید هم باید با تمام توان جلوی این مسیر سودمحورشدن همهچیز، از جمله دانشگاه، بایستند.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «آیا تدریس ادبیات و نوشتن آیندهای دارد؟» که در سیوچهارمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۶ اسفند ۱۴۰۳ در وبسایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ فیل کریسمن است و فرشته هدایتی آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وبسایت ترجمان سر بزنید.
🔗 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
b2n.ir/r22680
#راهنمای_نویسندگی
#معرفی_مجله #ترجمان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh