📌در حاشیه انتشار کتاب «ایلسو»
▫️استادِ ما، سعید احمدی، کسی است که بلد است بنشیند پای حرف مردمانی که حرفشان را کسی نشنیده.
🔹در #خوانش_بهانش گلستان سعدی پای کلام او نشسته بودیم؛ آنجا یاد گرفتیم ادبیات ما از کوچهها برمیخیزد، نه از حجرهها. حالا او رفته است سراغ دوردستها؛ سراغ مردمانی که سقف خانهشان آسمان است و دیوار خانهشان افق.
📖 «ایلسو» روایت تبلیغ است، اما تبلیغ بهمعنای خودش؛ نه از منبرِ بلند، که از دلِ زندگی. داستان مبلغانی که برای روشن نگهداشتن چراغ دین، شب را در دشت میخوابند و روز را با ایل میگذرانند.
🔻آقارضا امیرخانی (شفاهالله) میگفت: «نویسنده باید از شهر بزند بیرون تا شهر را بفهمد.» استاد ما هم از شهر زده است بیرون، تا ریشههایمان را از زیر خاک عادت بیرون بکشد. آنجا، جایی که طبیعت و سنت و هویت گره میخورند، چراغی روشن است بهنام «ایلسو».
📚 کتابی که اگر اهل جاده و ریشه هستید، از دستتان نیفتد.
✍🏻 محمدحسین نجفی
–مدیر خانهٔ بهانش
#معرفی_کتاب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 زبان فارسی، زبان علم
🎙️ مصاحبه با دکتر #غلامعلی_حدادعادل
▫️کار برجسته دیگری که ایشان برای زبان فارسی کردهاند، اهتمام به تأسیس فرهنگستان در ایران بوده است. ایشان معتقد به ضرورت تشکیل فرهنگستان در جمهوری اسلامی بودند و اسباب و وسایل این کار را خودشان فراهم کردند. کمک کردند تا فرهنگستان در عباسآباد که منطقه بسیار خوبی در تهران است، مستقر شود. زمین این مجموعه را با اجازه ایشان در اختیار فرهنگستان گذاشتند. اسناد مکاتباتی که مرحوم کازرونی و آقای دکتر حبیبی داشته و از ایشان کمک خواستند و اجازه و دستوری هم که ایشان دادهاند، هست. دولت را هم تشویق کردند تا ساختمانهای مناسبی برای فرهنگستانها ساخته شود. تاکنون این زمینها در اختیار فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی و فرهنگستان علوم و علوم پزشکی قرار گرفته است و انشاءلله بهتدریج کاملتر میشود. ایشان همچنین اعضای فرهنگستان را به کار و تلاش در این زمینه تشویق میکنند و از فعالیتهای فرهنگستان خبر میگیرند.
🔹مخصوصاً ایشان تأکید دارند که زبان فارسی باید زبان علم شود. یکی از عرصههایی که آیتالله خامنهای در دوران رهبری خود مستمراً آن را ترویج و تشویق کردهاند، گفتمان نهضت علمی است. رهبر انقلاب معتقدند علم در ایران باید به زبان فارسی رواج پیدا کند. بر اساس غیرت ملی و عشق و علاقهای که به زبان فارسی دارند و مصلحتی که برای ملک و ملت میاندیشند، معتقدند که علم را نباید به زبان انگلیسی در ایران ترویج کرد تا این باور پیش نیاید که زبان فارسی قدرت و قابلیت بیان مفاهیم علمی را ندارد. با احاطهای که به قابلیتهای زبان فارسی دارند، میگویند فرهنگستان باید برای این منظور واژهگزینی کند. بنده هم که گاهی خدمتشان میرسم و از پیشرفت کارهای فرهنگستان گزارش میدهم، ایشان خوشحال میشوند و راهنمایی و پشتیبانی میکنند.
🔸آیتالله خامنهای در بیستوسه سال دوران رهبری خود، به طُرُق مختلف سعی در تقویت زبان و ادبیات فارسی داشتهاند. به نظر بنده مهمترین عنصر و عمدهترین کاری که ایشان برای رونقبخشیدن به زبان فارسی و ادبیات فارسی کردهاند، همین سخنرانیهای فراوان صحیح و فصیح است.
🔻اخیراً در یکی از دیدارها با هیأت دولت، رهبر انقلاب برخی نگرانیها را مطرح کردند که در دل خود ایشان و در میان جامعه بود. یعنی این که بعضیها در مقام ایراندوستی از اعتدال خارج میشوند، میکِشند توی خاکی و گرد و خاک میکنند. ایشان حکیمانه و مهربانانه گفتند: «اگر میخواهید بروید سراغ ایران و ایرانی، سراغ زبان و ادبیات فارسی بروید و آن را تحکیم و ترویج کنید. اینکه دیگر معارضه ندارد. چرا سراغ چیزهایی میروید که بحثانگیز باشد و خودتان و دیگران را به زحمت بیندازید و برای مملکت درد سر درست کنید؟»
▪️این نشان میدهد که ایشان زبان فارسی را مرکز و محور توجه به ایران میدانند. اتفاقاً این جنبه از شخصیت آیتالله خامنهای چیزی است که مخالفان نظام هم به آن اذعان دارند، اما بعضی به زبان میآورند و بعضی از روی بغضی که دارند، به زبان نمیآورند. آنهایی که اهل ادب هستند و این ارزشها را میفهمند، درک میکنند که کسی امروز رهبری ایران را بر عهده دارد که شعر و داستان را میفهمد. همین غزل ایشان را که میگوید: «چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم ...» اگر کسی از اول تا آخرش بخواند، زیبایی و دلنشینی شعری را درمییابد که فصاحت و لطافت دارد و از ریزهکاریهای فراوان برخوردار است. البته ایشان شعرهای فراوان دیگری هم گفتهاند، اما فقط برخی از آنها منتشر شده و در دسترس است.
❕ایشان همچنین یک ناقد شعر درجهاول نیز هستند. من اشعار فراوانی از ایشان به خاطر دارم، اما ایشان علاقه ندارند به عنوان شاعر معرفی شوند. حتی در سخنرانیهای خود هم کم شعر میخوانند؛ اگرچه گاهی که تکبیتها یا تکمصرعهایی در این سخنرانیها آمده، اشعار نابی بوده است. گویی عالماً و عامداً کم شعر میخوانند. شاید چون ظاهر شاعری و سیاست با هم سازگار نیست. امام هم تا زنده بودند، اشعارشان کمتر منتشر شد.
🗓 ۳۰ آبان ۱۳۹۱
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 کاپیتالیسم شناختی؛
مصادره کلمه در خدمت الگوریتم
🔢 بخش ۸/۹
▫️در عصر حاضر، کلمه تنها ابزاری برای بیان و معناسازی نیست؛ بلکه به خودی خود، به منبعی از سرمایه بدل شده است. ما در مواجهه با هوش مصنوعی ناخواسته درگیر الگوی جدیدی از استثمار قرار میگیریم که شوشانا زوبوف آن را «سرمایهداری نظارتی» مینامد. در این نظام، تجربیات زیسته ما – از جمله هر کلمهای که مینویسیم، هر ایدهای که پروردهایم، و هر روایتی که خلق میکنیم – به «دادههای رفتاری» قابل استخراج تبدیل میشوند. این دادهها خوراک اصلی الگوریتمهای هوش مصنوعی هستند که مدلهای زبانی را آموزش میدهند و پیشبینیهای دقیقی از رفتارهای آینده ما ارائه میکنند.
🔖 زوبوف و منطق استخراج داده
زوبوف معتقد است که سرمایهداری نظارتی، منطق بازار را از مبادله کالا و خدمات به پیشبینی و دستکاری رفتار انسانی تغییر داده است. در این فرآیند هوش مصنوعی به عنوان موتور محرکه جمعآوری، تحلیل و فروش این دادهها بهکار میرود. هر بار که ما متنی تولید میکنیم یا از ابزارهای هوش مصنوعی بهره میبریم، ناخواسته به غنیتر شدن این «منابع ذخیره» زبانی کمک میکنیم که در نهایت به سود شرکتهای بزرگ و توسعه مدلهای زبانی آنها تمام میشود. کلمه، که زمانی ابزاری برای آزادی بیان بود، اکنون به کالایی تبدیل شده که برای سودآوری به تاراج میرود.
🔖 فوکو و معادله «دانش/قدرت»
میشل فوکو به ما آموخته بود که دانش و قدرت به صورت جداییناپذیری با یکدیگر گره خوردهاند؛ هر دانشی، شکلی از قدرت را به همراه دارد و هر قدرتی، دانشی را تولید میکند. در عصر هوش مصنوعی، این معادله «دانش/قدرت» شکلی نوین به خود میگیرد. الگوریتمها از طریق تحلیل حجم عظیمی از متون، دانشی بیسابقه از الگوهای زبانی، ساختارهای گفتمانی و حتی جهتگیریهای فکری تولید میکنند. این «دانش الگوریتمی»، به نوبه خود، قدرتی عظیم برای شکلدهی به افکار عمومی، جهتدهی به محتوای تولیدی و حتی استانداردسازی زبان به ارمغان میآورد.
🔹وقتی نویسندهای از هوش مصنوعی برای تولید متن استفاده میکند، نه تنها به تقویت این سیستم قدرتمدار کمک میکند، بلکه خود را در مقام «کارگر خط تولید داده» قرار میدهد. خروجیهای هوش مصنوعی نیز، اگرچه ظاهرا اصیل به نظر میرسند، اما در حقیقت بازتابی از همان دادههایی هستند که پیشتر توسط انسانها تولید شدهاند. این چرخه، به نوعی مصادره و همگونسازی کلمه در خدمت منطق الگوریتمیک است.
🔖 هان و نجات روایت از چنگ اطلاعات
بیونگ-چول هان، تفاوت بنیادینی میان «اطلاعات» و «روایت» قائل است. اطلاعات فاقد زمینه، معنا و بُعد انسانی است؛ صرفا دادههای پردازشپذیر و قابل اندازهگیری. هوش مصنوعی در بهترین حالت، ماشین تولید اطلاعات است. اما روایت، از دل تجربه زیسته، حافظه جمعی و فردیت برمیآید؛ آن کلمه است که روح دارد و معنا خلق میکند.
🔸در این نبرد میان «اطلاعات» و «روایت»، رسالت مؤلف چیزی جز صیانت از اصالت روایت نیست. این یعنی:
1⃣ نگاه انتقادی به منابع: پرسش از اینکه چه دادهای، توسط چه کسی و با چه انگیزهای به هوش مصنوعی خورانده شده است؟
2⃣ حفظ عاملیت و صدای مؤلف: مقاومت در برابر وسوسه تولید انبوه و بیهویت. امضای مؤلف صرفا نام وی پای نوشتهاش نیست. امضای مؤلف عبارت از رویکرد، جهانبینی و لحن منحصر به فرد اوست.
3⃣ تأکید بر تجربه زیسته: دمیدن روح واقعیت، مشاهده و تجربه شخصی در متن، به جای اتکا به میانگینهای آماری.
4⃣ بازتعریف ارزش زمان: خلق یک اثر اصیل نیازمند زمان، تأمل و رنج است؛ کیفیاتی که با سرعت و کارایی الگوریتم در تضادند.
✅ مدیریت هوش مصنوعی در ساحت کلمه، نه تنها یک چالش فناورانه، بلکه حتی یک کشمکش فلسفی و اقتصادی برای حفظ انسانیت زبان و استقلال فردی در برابر مدلهای تجاری و قدرتهای الگوریتمیک است. این جنگ بر سر بازپسگیری «کلمه» از چنگال «داده» است.
✍🏻 #محمدحسین_نجفی
–مدیر خانهٔ بهانش
🗂 پرونده #هوشمصنوعی_و_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh