eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.8هزار دنبال‌کننده
987 عکس
400 ویدیو
76 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد 🧑‍💻ادمین: @admin_bahanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 زبان فارسی، زبان علم 🎙️ مصاحبه با دکتر ▫️کار برجسته‌ دیگری که ایشان برای زبان فارسی کرده‌اند، اهتمام به تأسیس فرهنگستان در ایران بوده است. ایشان معتقد به ضرورت تشکیل فرهنگستان در جمهوری اسلامی بودند و اسباب و وسایل این کار را خودشان فراهم کردند. کمک کردند تا فرهنگستان در عباس‌آباد که منطقه‌ بسیار خوبی در تهران است، مستقر شود. زمین این مجموعه را با اجازه‌ ایشان در اختیار فرهنگستان گذاشتند. اسناد مکاتباتی که مرحوم کازرونی و آقای دکتر حبیبی داشته و از ایشان کمک خواستند و اجازه‌ و دستوری هم که ایشان داده‌اند، هست. دولت را هم تشویق کردند تا ساختمان‌های مناسبی برای فرهنگستان‌ها ساخته شود. تاکنون این زمین‌ها در اختیار فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی و فرهنگستان علوم و علوم پزشکی قرار گرفته است و ان‌شاءلله به‌تدریج کامل‌تر می‌شود. ایشان همچنین اعضای فرهنگستان را به کار و تلاش در این زمینه تشویق می‌کنند و از فعالیت‌های فرهنگستان خبر می‌گیرند. 🔹مخصوصاً ایشان تأکید دارند که زبان فارسی باید زبان علم شود. یکی از عرصه‌هایی که آیت‌الله خامنه‌ای در دوران رهبری خود مستمراً آن را ترویج و تشویق کرده‌اند، گفتمان نهضت علمی است. رهبر انقلاب معتقدند علم در ایران باید به زبان فارسی رواج پیدا کند. بر اساس غیرت ملی و عشق و علاقه‌ای که به زبان فارسی دارند و مصلحتی که برای ملک و ملت می‌اندیشند، معتقدند که علم را نباید به زبان انگلیسی در ایران ترویج کرد تا این باور پیش نیاید که زبان فارسی قدرت و قابلیت بیان مفاهیم علمی را ندارد. با احاطه‌ای که به قابلیت‌های زبان فارسی دارند، می‌گویند فرهنگستان باید برای این منظور واژه‌گزینی کند. بنده هم که گاهی خدمت‌شان می‌رسم و از پیشرفت کارهای فرهنگستان گزارش می‌دهم، ایشان خوشحال می‌شوند و راهنمایی و پشتیبانی می‌کنند. 🔸آیت‌الله خامنه‌ای در بیست‌وسه سال دوران رهبری خود، به طُرُق مختلف سعی در تقویت زبان و ادبیات فارسی داشته‌اند. به نظر بنده مهم‌ترین عنصر و عمده‌ترین کاری که ایشان برای رونق‌بخشیدن به زبان فارسی و ادبیات فارسی کرده‌اند، همین سخنرانی‌های فراوان صحیح و فصیح است. 🔻اخیراً در یکی از دیدارها با هیأت دولت، رهبر انقلاب برخی نگرانی‌ها را مطرح کردند که در دل‌ خود ایشان و در میان جامعه بود. یعنی این که بعضی‌ها در مقام ایران‌دوستی از اعتدال خارج می‌شوند، می‌کِشند توی خاکی و گرد و خاک می‌کنند. ایشان حکیمانه و مهربانانه گفتند: «اگر می‌خواهید بروید سراغ ایران و ایرانی، سراغ زبان و ادبیات فارسی بروید و آن را تحکیم و ترویج کنید. این‌که دیگر معارضه ندارد. چرا سراغ چیزهایی می‌روید که بحث‌انگیز باشد و خودتان و دیگران را به زحمت بیندازید و برای مملکت درد سر درست کنید؟» ▪️این نشان می‌دهد که ایشان زبان فارسی را مرکز و محور توجه به ایران می‌دانند. اتفاقاً این جنبه از شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای چیزی است که مخالفان نظام هم به آن اذعان دارند، اما بعضی به زبان می‌آورند و بعضی از روی بغضی که دارند، به زبان نمی‌آورند. آن‌هایی که اهل ادب هستند و این ارزش‌ها را می‌فهمند، درک می‌کنند که کسی امروز رهبری ایران را بر عهده دارد که شعر و داستان را می‌فهمد. همین غزل ایشان را که می‌گوید: «چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم ...» اگر کسی از اول تا آخرش بخواند، زیبایی و دلنشینی شعری را درمی‌یابد که فصاحت و لطافت دارد و از ریزه‌کاری‌های فراوان برخوردار است. البته ایشان شعرهای فراوان دیگری هم گفته‌اند، اما فقط برخی از آن‌ها منتشر شده و در دسترس است. ❕ایشان همچنین یک ناقد شعر درجه‌اول نیز هستند. من اشعار فراوانی از ایشان به خاطر دارم، اما ایشان علاقه ندارند به عنوان شاعر معرفی شوند. حتی در سخنرانی‌های خود هم کم شعر می‌خوانند؛ اگرچه گاهی که تک‌بیت‌ها یا تک‌مصرع‌هایی در این سخنرانی‌ها آمده، اشعار نابی بوده است. گویی عالماً و عامداً کم شعر می‌خوانند. شاید چون ظاهر شاعری و سیاست با هم سازگار نیست. امام هم تا زنده بودند، اشعارشان کمتر منتشر ‌شد. 🗓 ۳۰ آبان ۱۳۹۱ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛤️ مَن، براى اين “زندگى” تَره هم خُرد نمى‌کردم! تا تُو آمدى، حالا برايش؛ چاى دم كرده‌ام… 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 کاپیتالیسم شناختی؛ مصادره کلمه در خدمت الگوریتم 🔢 بخش ۸/۹ ▫️در عصر حاضر، کلمه تنها ابزاری برای بیان و معناسازی نیست؛ بلکه به خودی خود، به منبعی از سرمایه بدل شده است. ما در مواجهه با هوش مصنوعی ناخواسته درگیر الگوی جدیدی از استثمار قرار می‌گیریم که شوشانا زوبوف آن را «سرمایه‌داری نظارتی» می‌نامد. در این نظام، تجربیات زیسته ما – از جمله هر کلمه‌ای که می‌نویسیم، هر ایده‌ای که پرورده‌ایم، و هر روایتی که خلق می‌کنیم – به «داده‌های رفتاری» قابل استخراج تبدیل می‌شوند. این داده‌ها خوراک اصلی الگوریتم‌های هوش مصنوعی هستند که مدل‌های زبانی را آموزش می‌دهند و پیش‌بینی‌های دقیقی از رفتارهای آینده ما ارائه می‌کنند. 🔖 زوبوف و منطق استخراج داده زوبوف معتقد است که سرمایه‌داری نظارتی، منطق بازار را از مبادله کالا و خدمات به پیش‌بینی و دستکاری رفتار انسانی تغییر داده است. در این فرآیند هوش مصنوعی به عنوان موتور محرکه جمع‌آوری، تحلیل و فروش این داده‌ها به‌کار می‌رود. هر بار که ما متنی تولید می‌کنیم یا از ابزارهای هوش مصنوعی بهره می‌بریم، ناخواسته به غنی‌تر شدن این «منابع ذخیره» زبانی کمک می‌کنیم که در نهایت به سود شرکت‌های بزرگ و توسعه مدل‌های زبانی آن‌ها تمام می‌شود. کلمه، که زمانی ابزاری برای آزادی بیان بود، اکنون به کالایی تبدیل شده که برای سودآوری به تاراج می‌رود. 🔖 فوکو و معادله «دانش/قدرت» میشل فوکو به ما آموخته بود که دانش و قدرت به صورت جدایی‌ناپذیری با یکدیگر گره خورده‌اند؛ هر دانشی، شکلی از قدرت را به همراه دارد و هر قدرتی، دانشی را تولید می‌کند. در عصر هوش مصنوعی، این معادله «دانش/قدرت» شکلی نوین به خود می‌گیرد. الگوریتم‌ها از طریق تحلیل حجم عظیمی از متون، دانشی بی‌سابقه از الگوهای زبانی، ساختارهای گفتمانی و حتی جهت‌گیری‌های فکری تولید می‌کنند. این «دانش الگوریتمی»، به نوبه خود، قدرتی عظیم برای شکل‌دهی به افکار عمومی، جهت‌دهی به محتوای تولیدی و حتی استانداردسازی زبان به ارمغان می‌آورد. 🔹وقتی نویسنده‌ای از هوش مصنوعی برای تولید متن استفاده می‌کند، نه تنها به تقویت این سیستم قدرت‌مدار کمک می‌کند، بلکه خود را در مقام «کارگر خط تولید داده» قرار می‌دهد. خروجی‌های هوش مصنوعی نیز، اگرچه ظاهرا اصیل به نظر می‌رسند، اما در حقیقت بازتابی از همان داده‌هایی هستند که پیش‌تر توسط انسان‌ها تولید شده‌اند. این چرخه، به نوعی مصادره و همگون‌سازی کلمه در خدمت منطق الگوریتمیک است. 🔖 هان و نجات روایت از چنگ اطلاعات بیونگ-چول هان، تفاوت بنیادینی میان «اطلاعات» و «روایت» قائل است. اطلاعات فاقد زمینه، معنا و بُعد انسانی است؛ صرفا داده‌های پردازش‌پذیر و قابل اندازه‌گیری. هوش مصنوعی در بهترین حالت، ماشین تولید اطلاعات است. اما روایت، از دل تجربه زیسته، حافظه جمعی و فردیت برمی‌آید؛ آن کلمه است که روح دارد و معنا خلق می‌کند. 🔸در این نبرد میان «اطلاعات» و «روایت»، رسالت مؤلف چیزی جز صیانت از اصالت روایت نیست. این یعنی: 1⃣ نگاه انتقادی به منابع: پرسش از اینکه چه داده‌ای، توسط چه کسی و با چه انگیزه‌ای به هوش مصنوعی خورانده شده است؟ 2⃣ حفظ عاملیت و صدای مؤلف: مقاومت در برابر وسوسه تولید انبوه و بی‌هویت. امضای مؤلف صرفا نام وی پای نوشته‌اش نیست. امضای مؤلف عبارت از رویکرد، جهان‌بینی و لحن منحصر به فرد اوست. 3⃣ تأکید بر تجربه زیسته: دمیدن روح واقعیت، مشاهده و تجربه شخصی در متن، به جای اتکا به میانگین‌های آماری. 4⃣ بازتعریف ارزش زمان: خلق یک اثر اصیل نیازمند زمان، تأمل و رنج است؛ کیفیاتی که با سرعت و کارایی الگوریتم در تضادند. ✅ مدیریت هوش مصنوعی در ساحت کلمه، نه تنها یک چالش فناورانه، بلکه حتی یک کشمکش فلسفی و اقتصادی برای حفظ انسانیت زبان و استقلال فردی در برابر مدل‌های تجاری و قدرت‌های الگوریتمیک است. این جنگ بر سر بازپس‌گیری «کلمه» از چنگال «داده» است. ✍🏻 –مدیر خانهٔ بهانش 🗂 پرونده 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛤️ شـــــــاعـــــــر نــــمـــــــا ؛) 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌نقش هنر در نشان دادن قبض و بسط عارفانه ▫️این قبض و بسطی که عرفا می‌گویند، یک واقعیت است. انسان گاهی قبض دارد، اصلاً گرفته و بسته است، همه‌ی حقیقت هم جلوی اوست؛ اما از آن حقیقت و معارف، ترشحی به او نمی‌شود. گاهی هم انسان باز و مبسوط است و همه‌ی شُعاع‌ها و انوار به او می‌تابد. در آن لحظه، انسان گاهی مثل خورشید نور می‌دهد. خود انسان هم نورانیت خویش را احساس می‌کند. انسان بایستی این لحظه‌ها را در کلمات و فرمایش‌های امام حسین(ع) جست‌وجو کند و برای خودش به وجود بیاورد. این کلمات، چنان لحظه‌هایی را در انسان ایجاد می‌کند. 🔹ما در این هشت سال فداکاری داشتیم؛ شوخی که نیست. همین برادران جانباز و آزاده‌‌ای را که ملاحظه می‌کنید، هر حادثه‌ای که برایشان اتفاق افتاده، و هر تجربه‌ی مخلصانه‌ای که این‌ها یا خودشان نشان دادند یا در دیگران دیدند، به نظر من کافی است تا انسان‌هایی را هدایت کند. این حادثه‌ها و تجربه‌ها، ماها را واقعاً هدایت می‌کند. 🔸من کتاب‌هایی را که می‌خوانم، معمولاً بیشتر یادداشت یا تقریری می‌نویسم؛ یعنی اگر چیزی به ذهنم آمد، بیشتر آن را یادداشت می‌کنم. این کتاب «فرمانده‌ی من» را که خواندم، بی‌اختیار پشتش بخشی از زیارت‌نامه را نوشتم: «السلام علیکم یا اولیاءالله و احبائه» واقعاً دیدم که در مقابل این عظمت‌ها انسان احساس حقارت می‌کند. من وقتی این شکوه را در این کتاب دیدم، در نفس خودم حقیقتاً احساس حقارت کردم. 🔻چه کسی می‌تواند این شکوه را به ما نشان بدهد؟ این شکوه وجود دارد، ولی کسی می‌تواند این شکوه را به ما نشان بدهد؟ این شکوه وجود دارد، ولی یک نفر باید آن را به ما نشان بدهد. او، چه کسی است؟ او، شمایید. یعنی اگر شما قدر خودتان را بدانید، می‌توانید حامل آن چنان نورانیتی باشید که انسان‌ها را تکان می‌دهد. آن طور حقیقی واقعاً ماها را منقلب می‌کند. آن حقیقت اتفاق افتاد و یک لحظه از بین رفت. البته در ملكوت واقعی است؛ اما در عالم ناسوت و در مادّیت و حساب زمان و مکان ما، در یک لحظه حادثه‌ای اتفاق افتاد و تمام شد رفت. 🔺چه چیزی می‌تواند این حادثه را ماندگار کند؟ چه چیزی می‌تواند آن را به گونه‌ای که حتی چشمِ عادی در حضور نمی‌بیند، در غیاب آن حادثه، به دل و بصیرت انسان تفهیم بکند؟ آن، هنر است. هنر این نقش را دارد و می‌تواند این کار را انجام بدهد. 🗓 بیانات در دیدار با مسئولان، نویسندگان و هنرمندان «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛤️ حالا ۲۳۶ روز شد آقاجونم…💔🩹 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 کلمه، سکوت و عصیان 🔢 بخش ۹/۹ (پایانی) ▫️این هشت منزل را دویدیم تا سرانجام نقاب از چهره این وضع جدید بیفتد: ما با بحران تکنولوژی طرف نیستیم؛ در میانه یک «فتنه وجودی» ایستاده‌ایم. هوش مصنوعی نیامده است تا بار دست‌های ما را سبک کند؛ آمده است تا دست‌ها را بی‌خاصیت و اراده‌ها را خلع سلاح کند. در جهان ماشین، کلمه که روزگاری نَفَس قدسی، آستانه تجلی حقیقت و خون‌بهای زیستن بود، حالا به «توکن»، «کسر احتمال» و «کالای نظارتی» تنزل یافته است. ماشین، وراج‌ترین پدیده‌ای است که تاریخ به خود دیده است؛ خستگی‌ناپذیر، بی‌لکنت، شیک، اما عمیقا «کر و لال» نسبت به حقیقت. 🔹اگر قرار باشد در زمین ماشین بازی کنیم، پیشاپیش مغلوبیم. او از ما سریع‌تر سطر می‌زند، خوش‌ساخت‌تر نحو می‌چیند و انبار اطلاعاتش ته ندارد. اما درست در همین نقطه است که باید ایستاد و خط کشید. سنگر نجات اهل قلم، مسابقه دادن در تولید متن نیست؛ سنگر ما، پناه بردن به «کُندی»، تقدیس «سکوت» و بازیابی «رنج اصیل اندیشیدن» است. 🔸والتر بنیامین از زوال «هاله» اثر در عصر بازتولید مکانیکی می‌گفت؛ اما هاله متن کجاست؟ هاله متن، همان عرق‌ریزان روح نویسنده است روی سفیدی بی‌رحم کاغذ. هاله متن در لرزش قلم است، در آن شبی که نویسنده تا سحر با یک فعل دست به یقه می‌شود و سرانجام تسلیم سفیدی کاغذ نمی‌شود. متن ماشین بی‌اصل‌ و نسب است؛ نه مادری دارد که برایش درد کشیده باشد و نه خاکی که در آن ریشه دوانده باشد. متقارن و بی‌نقص است، درست مثل گل‌های پلاستیکی گورستان؛ هیچ‌گاه پژمرده نمی‌شود، چون هیچ‌گاه زنده نبوده است. ◾️اصالت انسان، دقیقا در همین «ناکاملی شریف» است. در کلمه‌ای غریب که ناگهان از عمق جان فوران می‌کند؛ در لکنتی که حاصل شرم و هیبت نویسنده در برابر امر متعالی است؛ در زاویه‌های تندی که میانگین‌های خنثای الگوریتم را به آتش می‌کشد. برای مؤلف ماندن در عصر هوش مصنوعی، به‌گمانم باید دست به این سه عصیان زد: 1⃣ غصب‌ناپذیری هسته تفکر حتی خاک‌روبه‌ها و طرح‌های اولیه را نباید به ماشین سپرد. چارچوب اولیه، همان زندانی است که ماشین برای اندیشه شما می‌سازد. نویسنده باید اجازه دهد ایده در تاریک‌خانه ذهن خودش، در خلوت، در انزوا و در رنج ندانستن شکل بگیرد. تفکری که پیش‌نویسش را کدها بسازند، پیشاپیش اخته شده است. 2⃣ پناه بردن به سکوت و عمق در برهوتی که میلیون‌ها صفحه متن استرلیزه در ثانیه تولید می‌شود، ارزش در پرگویی نیست؛ در «گزیده‌گویی و درنگ» است. نویسنده‌ی فردا کسی نیست که دیوان‌ها می‌نویسد، بلکه کسی است که جرات می‌کند دیر بنویسد؛ اما وقتی نوشت، متنش تاریخ را تکان دهد و از جهان واقعی خبر بیاورد، نه از شبیه‌سازی‌های مجازی. 3⃣ مسئولیت و شهادت وجودی ماشین تقاص پس نمی‌دهد؛ نه شرمسار می‌شود، نه پای چوبه‌دار می‌رود، نه برای عقیده‌اش رنج می‌کشد و نه از سر غیرت و درد می‌نویسد. متن اصیل، متنی است که امضای خونی پای آن باشد؛ یعنی نویسنده‌اش پای صدق آن ایستاده باشد. کلمه، ناموس تفکر انسانی است و نمی‌توان آن را بی‌هزینه خرج کرد. 🔖 این پرونده، مرثیه‌ای برای تسلیم نبود؛ تلاشی –هرچند ناچیز– برای هشیاری بود. هوش مصنوعی بماند و کوه داده‌ها را الک کند، اما خلوت آفرینش، محراب انسان است. تا زمانی که انسان می‌تواند بغض کند، مرگ را مزمزه کند، به امیدهای محال لبخند بزند و پرتاب‌شدگی خود را در این جهان تاب بیاورد، کلمه زنده است. 🔻کاغذهای چرک‌نویس را دور نریزید؛ قلم را محکم‌تر بفشارید؛ به سفیدی کاغذ خیره شوید؛ رنج زایش را با افتخار به جان بخرید؛ و فراموش نکنید: در روزگار همسان‌سازی سیلیکون‌ها، «خط زدن و مکث کردن»، باشکوه‌ترین شکل انسان بودن است. والسلام. ✍🏻 –مدیر خانهٔ بهانش 🗂 پرونده 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
980K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛤️ هر بروئی که معناش برو نیست یه موقع‌هایی هم، یعنی بمون… 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh