🔰 کلمه، سکوت و عصیان
🔢 بخش ۹/۹ (پایانی)
▫️این هشت منزل را دویدیم تا سرانجام نقاب از چهره این وضع جدید بیفتد: ما با بحران تکنولوژی طرف نیستیم؛ در میانه یک «فتنه وجودی» ایستادهایم. هوش مصنوعی نیامده است تا بار دستهای ما را سبک کند؛ آمده است تا دستها را بیخاصیت و ارادهها را خلع سلاح کند. در جهان ماشین، کلمه که روزگاری نَفَس قدسی، آستانه تجلی حقیقت و خونبهای زیستن بود، حالا به «توکن»، «کسر احتمال» و «کالای نظارتی» تنزل یافته است. ماشین، وراجترین پدیدهای است که تاریخ به خود دیده است؛ خستگیناپذیر، بیلکنت، شیک، اما عمیقا «کر و لال» نسبت به حقیقت.
🔹اگر قرار باشد در زمین ماشین بازی کنیم، پیشاپیش مغلوبیم. او از ما سریعتر سطر میزند، خوشساختتر نحو میچیند و انبار اطلاعاتش ته ندارد. اما درست در همین نقطه است که باید ایستاد و خط کشید. سنگر نجات اهل قلم، مسابقه دادن در تولید متن نیست؛ سنگر ما، پناه بردن به «کُندی»، تقدیس «سکوت» و بازیابی «رنج اصیل اندیشیدن» است.
🔸والتر بنیامین از زوال «هاله» اثر در عصر بازتولید مکانیکی میگفت؛ اما هاله متن کجاست؟ هاله متن، همان عرقریزان روح نویسنده است روی سفیدی بیرحم کاغذ. هاله متن در لرزش قلم است، در آن شبی که نویسنده تا سحر با یک فعل دست به یقه میشود و سرانجام تسلیم سفیدی کاغذ نمیشود. متن ماشین بیاصل و نسب است؛ نه مادری دارد که برایش درد کشیده باشد و نه خاکی که در آن ریشه دوانده باشد. متقارن و بینقص است، درست مثل گلهای پلاستیکی گورستان؛ هیچگاه پژمرده نمیشود، چون هیچگاه زنده نبوده است.
◾️اصالت انسان، دقیقا در همین «ناکاملی شریف» است. در کلمهای غریب که ناگهان از عمق جان فوران میکند؛ در لکنتی که حاصل شرم و هیبت نویسنده در برابر امر متعالی است؛ در زاویههای تندی که میانگینهای خنثای الگوریتم را به آتش میکشد. برای مؤلف ماندن در عصر هوش مصنوعی، بهگمانم باید دست به این سه عصیان زد:
1⃣ غصبناپذیری هسته تفکر
حتی خاکروبهها و طرحهای اولیه را نباید به ماشین سپرد. چارچوب اولیه، همان زندانی است که ماشین برای اندیشه شما میسازد. نویسنده باید اجازه دهد ایده در تاریکخانه ذهن خودش، در خلوت، در انزوا و در رنج ندانستن شکل بگیرد. تفکری که پیشنویسش را کدها بسازند، پیشاپیش اخته شده است.
2⃣ پناه بردن به سکوت و عمق
در برهوتی که میلیونها صفحه متن استرلیزه در ثانیه تولید میشود، ارزش در پرگویی نیست؛ در «گزیدهگویی و درنگ» است. نویسندهی فردا کسی نیست که دیوانها مینویسد، بلکه کسی است که جرات میکند دیر بنویسد؛ اما وقتی نوشت، متنش تاریخ را تکان دهد و از جهان واقعی خبر بیاورد، نه از شبیهسازیهای مجازی.
3⃣ مسئولیت و شهادت وجودی
ماشین تقاص پس نمیدهد؛ نه شرمسار میشود، نه پای چوبهدار میرود، نه برای عقیدهاش رنج میکشد و نه از سر غیرت و درد مینویسد. متن اصیل، متنی است که امضای خونی پای آن باشد؛ یعنی نویسندهاش پای صدق آن ایستاده باشد. کلمه، ناموس تفکر انسانی است و نمیتوان آن را بیهزینه خرج کرد.
🔖 این پرونده، مرثیهای برای تسلیم نبود؛ تلاشی –هرچند ناچیز– برای هشیاری بود. هوش مصنوعی بماند و کوه دادهها را الک کند، اما خلوت آفرینش، محراب انسان است. تا زمانی که انسان میتواند بغض کند، مرگ را مزمزه کند، به امیدهای محال لبخند بزند و پرتابشدگی خود را در این جهان تاب بیاورد، کلمه زنده است.
🔻کاغذهای چرکنویس را دور نریزید؛ قلم را محکمتر بفشارید؛ به سفیدی کاغذ خیره شوید؛ رنج زایش را با افتخار به جان بخرید؛ و فراموش نکنید: در روزگار همسانسازی سیلیکونها، «خط زدن و مکث کردن»، باشکوهترین شکل انسان بودن است. والسلام.
✍🏻 #محمدحسین_نجفی
–مدیر خانهٔ بهانش
🗂 پرونده #هوشمصنوعی_و_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
980K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل 🛤️
هر بروئی که معناش برو نیست
یه موقعهایی هم، یعنی بمون…
#عاشقانهها
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
هدایت شده از سایه روشن
🌀 معرفی کتاب: سیاستهای خیابانی
🖋 نویسنده: آصف بیات
🌍 با توجه به اتفاقات فرانسه و شکلگیری
جنبشهای اعتراضی در اروپا، خواندن این
کتاب را به دانشپژوهان توصیه میکنم.
📌 متن یادداشت در فرستهی بعدی...
🗂 #خلاصه_کتاب
🆔@Sayeh_Rooshan
هدایت شده از سایه روشن
🌀 معرفی کتاب: سیاستهای خیابانی
🖋 مهدی تقیلو؛ نویسنده و سیاستپژوه
📜 آصف بیات با نگاهی بومشناسانه به دنبال تحلیل تحولات اجتماعی در خاورمیانه است. وی برای توضیح سیاست هویت در جوامع خاورمیانهای اصطلاحاتی مانند سیاستهای خیابانی، ناجنبشهای اجتماعی و پیشروی آرام را به کار میگیرد. وی سپس میگوید فرودستان شهری، تهیدستان و سرخوردگان در این جوامع از رهگذر پیشروی آرام و مبارزات ساده هر روزه، زندگی و جامعه جدیدی برای خود و واقعیتهای شهری متفاوتی در شهرهای خاورمیانه رقم میزنند.
✅ از نظر وی، سیاست مخالفت بهطور عمده در ساز و کار شهری ایجاد میشود و بروز مییابد. وقتی مردم از قدرت انتخابات برای تغییر امور محروم میشوند، ممکن است به قدرت نهادی متوسل شوند (اعتصابات دانشجویی یا کارگری) تا از طریق واردکردن فشار بر مقامات، آنها را به ایجاد تغییر وادارند؛ اما برای دیگر اتباع شهری (همچون بیکاران، زنان خانهدار و آدمهای بینام و نشان) که بهطورساختاری از قدرت نهادینه در ایجاد اختلال بیبهرهاند، خیابان قلمرو اول و آخر مبارزه است.
🎯 از نظر بیات، در حال حاضر حتی مردم عادی، تهیدستان شهری، زنان و جوانان در حال آشنایی با جهاناند. این آشنایی در هنگامه نارضایتی از وضع موجود جامعه، افراد را به سمت تغییر در جوامعشان از رهگذر مطلوبیتهای جهانی سوق میدهد. آنان از طریق فضاهای جدید تلاش میکنند نارضایتی خود را بر زبان آورند و به منظور دستیابی به زندگی بهتر ابراز وجود کنند. ابزارهای تغییر جوامع صرفاً به تظاهرات و انقلاب تودهای محدود نمیشود. آنها بازتاب بسیج مردمیاند؛ اما مردم بیشتر به آنچه وی «ناجنبش» مینامد، روی میآورند. از نظر او، سیاست مبارزه و «ناجنبشهای اجتماعی» ابزار فهم تغییرات معنادار در خاورمیانه است.
🔸 ناجنبشهای اجتماعی به کنشهای جمعی فعالان غیرجمعی گفته میشود. آنها برآیند رفتارهای یکسان تعداد کثیری از مردم عادیاند که کنشهای پراکنده اما یکسانشان تغییرات اجتماعی گستردهای را به وجود میآورد؛ حتی اگر این رفتارها تابع هیچ ایدئولوژی یا رهبری و سازماندهی مشخصی نباشند. سیاستهای خیابانی ظرف ناجنبشهاست. در سیاست خیابانی علاوه بر منازعه میان مقامات و گروههای غیررسمی و فاقد نهاد، منازعه بر سر کنترل فضا و نظم عمومی در جریان است. خیابانها به عنوان فضاهای جنبش نهتنها مکانهایی هستند که مردم نارضایتی خود را در آنها به زبان میآورند، بلکه هویت خود را میسازند، همبستگیها را گسترش میدهند و اعتراض خود را فراتر از محافل دمدست میکشانند. وی این فضا را خیابان سیاسی و سیاست عمل در آن را سیاست خیابانی مینامد.
🔹 دستفروشانی که فعالانه بساط خود را در خیابان پهن میکنند و کسانی که پارکهای عمومی، زمینها یا پیادهروها را اشغال میکنند، امتیازات انحصاری دولت را به چالش میکشند و ممکن است با تلافی آن مواجه شوند. زنانی که مدیریت مردسالارانه در جامعه را نمیپذیرند و دعوای برابری جنسیتی دارند و به قوانین تبعیض جنسیتی اعتراض میکنند نیز شکلی از ناجنبشها را میسازند. آنان تلاش میکنند از طریق کمپینها به بسیج زنان معمولی در سطح ملی ضد قوانین تبعیضآمیز مبادرت ورزند؛ به فعالیتهای بیرون از خانه بهویژه فعالیتهای مردانه، ورزش، تحصیلات عالیه، موسیقی و اشتغال روی آورند. در پارکهای عمومی با پوششهای نامناسب ظاهر شوند و در جنگ فرسایشی با مأموران امر به معروف و نهی از منکر، حجاب اجباری را در انظار عمومی به چالش بگیرند و با عادیکردن بیرونگذاشتن موها از روسری مبارزه کنند. جوانان جهانیشده نیز از طریق سبک زندگی متفاوت به این کارزار وارد میشوند.
⚠️ اما منطق کنش در ناجنبشها چیست؟ در پاسخ، بیات معتقد است که قدرت ناجنبشها در اتحاد عاملان آنها نیست (کما اینکه جنبشهای اجتماعی اینگونهاند)، بلکه در قدرت «بیشماران» است؛ یعنی بسیاری از مردم که همزمان کارهای مشابهی را هر چند به صورتهای گوناگون انجام میدهند. حال که ناجنبشها کنش جمعی تابع منافع و هویتهای مشترک در داخل گروه منفرد و اَتمیزه است، پرسش این است که چگونه باید گرد هم آیند و به همراه یکدیگر عمل کنند؟ درحالیکه هویتهای مشترک اساس عاملیتهای ناجنبشها برای کنش جمعیاند؛ اما این هویتها چگونه در میان سوژههای پراکنده و اَتمیزه ساخته میشوند؟ در پاسخ باید گفت: این همبستگیها در فضاهای عمومی، گوشه و کنار خیابان، در محل کار و مانند آن، به صورت شبکههای انفعالی ساخته میشوند. افراد همدیگر را میشناسند و با استفاده از صداهای مشترک، نمادها (مثل: رنگ، دستبندها و تیشرتها) و هر آنچه به همبستگی آنان در زمانه عسرت یاری رساند، به مقاومت در برابر دولت میپردازند.
〰️〰️〰️〰️〰️
#مغز_کتاب
#آصف_بیات
🆔@Sayeh_Rooshan
📌 پرهیز از عوامزدگی
▫️ما نباید دچار عوامزدگی بشویم. ببینید، عشق به عوام — یعنی این تودهی مردم — چیزی است؛ و تأثر غلط از عوام، چیز دیگری است.
🔹مَبادا چون امروز مثلاً مد شده که از چیزی انتقاد بکنیم، ما هم برای اینکه برنامهمان مورد علاقهی مردم قرار بگیرد، دنبالهرو آن چیزی بشویم که حالا مدش کردهاند، یا وانمود کنیم که مد شده است؛ این نباید باشد. شما باید آن فکری را که ولو غلط است، هدایت کنید و مردم را به این سمت بکشانید.
🗓 ۹۶/۱۱/۰۷
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
هدایت شده از " نگاشتهها ..." 📝
آذربایجان؛ فرزندی دور از آغوش مادر
✍🏻فاطمه تقیزاده حقیقی
با دیدن و شنیدن اخبار نحوهی برخورد حکومت آذربایجان با دختران این سرزمین و محروم کردن آنها از طبیعیترین حق ایشان، به یاد دیداری افتادم؛ دیداری که در روزهای پس از شهادت رهبر شهید و در آستانهی اربعین حسینی، در حرم حضرت معصومه (س) برایم اتفاق افتاد. دیداری کوتاه، اما ماندگار.
در شبستان امام خمینی(ره) مشغول دعا و در حال و هوای خودم بودم که صدای همسرم مرا به خود آورد؛ سرم را که بالا آوردم، بانویی میانسال را دیدم که با چهرهای مضطرب، اما مصمم، کنار همسرم ایستاده بود. همسرم، رو به من کرد و گفت: « میتوانی متوجه شوی این خانم چه میگوید؟ ترکزبان است.» چون به زبان ترکی آشنایی داشتم، همسرم او را به سوی من راهنمایی کرده بود.
ماجرا از این قرار بود که آن بانو به همراه کاروانی، از کشور آذربایجان راهی زیارت اربعین شده بودند و پیش از رفتن به کربلا، به قم آمده بودند تا به زیارت حضرت معصومه(س) مشرف شوند. وقتی با من صحبت کرد، گفت که فردا نیز راهی مشهد هستند و پس از آن به سوی کربلا حرکت خواهند کرد.
از نوهاش گفت؛ جوانی که اگر درست به خاطر سپرده باشم، نامش اِرمین و طلبه بود. قرار بود نوه و مادربزرگ با هم به زیارت بیایند، اما دولت آذربایجان اجازه خروج از کشور را به او نداده بود. مادربزرگ، قول داده بود به نیابت از نوهاش، سوره یاسین را بر سر مزار آیتاللّه بهجت قرائت کند؛ شاید بتواند از راه دور، سهمی از این زیارت را برای نوه محرومماندهاش به جا آورد؛ اما ساعتی به حرم رسیده بودند که زمان زیارت قبور علما برای بانوان تمام شده بود و فرصت ماندن تا فردا را نیز نداشتند. او مانده بود و عهدی که میخواست به آن وفا کند؛ به او اطمینان دادم که همسرم این کار را انجام خواهد داد. ناگهان چهرهاش گشوده شد؛ از شوق مرا محکم در آغوش گرفت و غرق بوسه کرد.
به عکس رهبر شهید اشاره کرد و درحالی که با شالی که دور گردنش بود و یک طرف آن، عکس رهبر شهید نقش بسته بود و طرف دیگرش نوشتهی یا حسین داشت، اشکهایش را پاک میکرد، برای ایشان طلب رحمت کرد و با بغض از حاکم کشورش گلایه کرد و گفت اجازه نداده برای تشییع بیاییم و حتی برای عزاداری مردانمان را زندانی کردند. در میان آذریزبانها، گاهی، وقتی از مردی بهشدت ناراحتاند، نامش را بر زبان نمیآورند و با کنایه میگویند «او چیشی»؛ یعنی «آن مرد». او نیز از همان تعبیر استفاده میکرد. دل پُری داشت؛ دلی که گویی سالها حرف ناگفته در خود نگه داشته بود.
آذربایجان روزگاری بخشی از پیکرهی ایران بود؛ سرزمینی که پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیقی با ایران داشته است. داستانی تلخ از جدایی دارد؛ حکایت ترس و وادادگی حاکمان وقت.
به این اندیشیدم، که ایران نزدیک نیم قرن است که در سایه حاکمیت ولی فقیه با عزت ایستاده و حتی در خلال سه جنگ تحمیلی طاقت فرسا، ذرهای از خاک کشورش را به بیگانه نداده است و من به عنوان یک زن در سایه همین ایستادگی قد کشیدم و بالیدم.
حق دختران آذربایجان این نیست و دنیای عجیبی است، دختران آذربایجان برای درس خواندن با پوشش متناسب اعتقادشان باید التماس کنند و اشک بریزند و در کشور ما، معالاسف، دخترانی تحت تاثیر روایتهایی به عمد غلط، میجنگند که سر و تن برهنه کنند و بشوند پیاده نظام دشمن.
آنجا عدهای برایِ داشتن حجاب میجنگند و اینجا گروهی دیگر برای برداشتن آن...
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
@Negar_khane_m
چگونه باید کتاب خواند.pdf
حجم:
1M
❓چگونه باید کتاب خواند؟
🔻ویرجینیا وولف میگوید:
«پاسخ این سؤال ابداً راحت نیست، اگر هم بتوانم به این سؤال پاسخ دهم فقط و فقط برای خودم قابلاعمال خواهد بود. تنها نصیحتی که به یک خواننده میتوان کرد این است که گوش به حرف کسی ندهد و فقط به دنبال شم و غریزه خود بگردد، به دلایل خود استناد کند و خود دنبال نتیجه بگردد.»
#معرفی_مقاله
#جزوه
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا