6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ
🍂 مولی علی (علیهاسلام) میفرمود و حضرت امالبنین میشنید.
🎙️ #محمود_کریمی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
☝🏻 چند نکته دربارۀ نوشتن
1⃣ کم بنویس، ولی همیشه بنویس
نوشتن، ورزش ذهن و روح است. یک روز که ننويسی (ولو چند سطر)، همانمقدار ذهن و روحت را تنبل کردهای. قاعدۀ «کار نیکو کردن از پر کردن است» را هم که شنیدهاید. البته برای نشر نوشتهها و ارائۀ عمومی آنها، باید دست به انتخاب و حذف و اصلاح زد. یکی از درخشانترین تعریفها برای ادبیات، این جملۀ سارتر است که «ادبیات، یعنی حذف». در ویرایش هم هیچچیز به اندازۀ حذف، نوشته را زنده نمیکند؛ از حذف کلمه تا حذف جمله و پاراگراف و گاهی حتی بخشی از مقاله.
2️⃣ سخن کز دل برآید...
فوت کوزهگری در نوشتن، حضور قلب است. نویسنده باید با موضوعی که دربارۀ آن مینویسد، ارتباط ذهنی، روحی و قلبی داشته باشد. مدتی با آن زندگی کند و از صبح تا شب دربارۀ آن با دیگران حرف بزند. بدون این ارتباط همهجانبه، چیز مایهداری تولید نمیشود. به همین دلیل است که معمولاً کارهای سفارشی و توصیهای و نوشتههای از سر تکلیف و صرف احساس مسئولیت، چنگی به دل نمیزند؛ چون ارتباط نویسنده با آنها، ارتباط شغلی یا فقط ذهنی است، نه قلبی و عاشقانه. وقتی همۀ روح و قلب انسان با موضوعی درگیر میشود، دربارۀ آن بهتر و زیباتر و مؤثرتر مینویسد.
3️⃣ نوشتن یعنی اندیشیدن
نویسندگی، بیش از آنکه از جنس مهارتهای قلمی باشد، از مقولۀ هنر اندیشیدن است. شاید کمتر از بیست درصد نویسندگی، مربوط به واژهیابی و جملهسازی و عبارتپردازی باشد. بیشتر وامدار روشمندی در اندیشیدن و معناآفرینی است. نویسندگی، هنر تبدیل اندیشه به واژهها است. نوشتن بدون استقلال فکری، هیاهو برای هیچ است. ما میخواهیم از آب کره بگیریم. از هیچ یا یک مشت مشهورات و مقبولات و شنیدهها و خواندهها، کتاب و مقاله بسازیم. نمیشود. یعنی میشود، ولی این میشود که الان شده است.
4️⃣ نویسندگی، بیپدر و مادر نیست
پدر نویسندگی، اندیشه است و مادر آن دموکراسی و دایۀ آن قلم. دربارۀ پدر و دایۀ این فرزند دلبند، توضیح دادم. اما این فرزند مشروع، مادر بزرگواری هم دارد که نام آن دموکراسی است. مرادم از دموکراسی، فقط مفهوم سیاسی آن نیست. دموکراسی در نوشتن، یعنی آزادگی و استقلال و احترام «عملی» به دیگران. آدمهای دموکرات، همهچیز را برای خودشان نمیخواهند. وقتی مینویسند، قدرت شگفتی در همذاتپنداری دارند. در مقام گردآوری، جامعیت دارند و در نوبت داوری، انصاف. چارچوبهای ذهنی خود را میشناسند و میدانند که غیر از این، چارچوبهای دیگری هم وجود دارد که برای فهم و درک آن باید تلاش کنند. معمولاً لحن این گروه از نویسندگان، لحن پیشنهاد است، نه فتوا. میدانند که ذهنشان اسیر دانستهها و تربیت خاص است و ممکن است دیگران این ذهنیتها را برنتابند. فرق است میان کسی که مینویسد تا دیگران بدانند او چگونه میاندیشد با کسی که مینویسد تا دیگران بدانند که باید چگونه بیندیشند.
5️⃣ در دیزی و حیای گربه
صاحبان اثر و تألیف، سه دستهاند:
۱. خوب تحقیق میکنند و خوب مینویسند؛
۲. خوب تحقیق میکنند ولی خوب نمینویسند؛
۳. عکس گروه دوم.
تا کنون بیشتر نقدها در نویسندگی، متوجه گروه دوم بوده است؛ اما امان از گروه سوم! یعنی مردان و زنانی که بدون تحقیق لازم و کافی، دست به قلم توانای خود میبرند. این گروه، بسیار بسیار خطرناکاند. چون در واقع شعبدهبازند. خوانندۀ بیچاره را سِحر میکنند. چون خوب مینویسند، بسیار مینویسند و بسیار هم خواننده دارند. تصورش را بکنید که درِ دیزی باز باشد و گربۀ خانه، بیحیا. اینکه من کار با قلم را بلدم، دلیل کافی برای نوشتن نیست. بهجد معتقدم که آوازه و محبوبیت این گروه از نویسندگان نباید مانع نقد صریح و بیپردۀ آنان بشود. نقد نویسندهای که به برکت قلم سحّارش، محبوبیتی دارد، دشوار است؛ ولی به همان اندازه، واجب است. البته از یاد هم نبریم که نویسندۀ خوب، لزوماً شعبدهباز نیست.
✍🏻 استاد رضا بابایی
#راهنمای_نویسندگی
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 الگوی توجه رهبر معظم انقلاب به موضوع زن
🔸 اگر جوهر فمینیسم - به عنوان منطق مسلط غرب در موضوع زن - را پر کردن فقدانهای برساختی زنان بدانیم، متوجه تمایز الگوی توجه اسلام به زن میشویم؛ الگویی که با صورتپردازی کارگشای رهبر معظم انقلاب، تبیین شده است.
🔹 این الگو نوعی توجه هویتی به زن و اصالتهای زنانه است و برعکس نگاه غرب، زن را موجودیتی تاریخی یا برساختی نمیداند. همان جمله معروف سیمون دوبووار که گفته بود: «زن، زن زاده نمیشود، بلکه زن میشود».
🔸 شاید بتوان با همین مقدمه کوتاه و مجمل از جهتی به معنای این جمله مهم رهبر انقلاب در دیدار روز گذشته ایشان با بانوان پی برد: «جمهوری اسلامی منطق غلط غرب درباره زن را باطل کرد».
🔹 شاید بتوان گفت از زمانی که در جامعه غربی، زن به سوژهای برای تعریف شدن تبدیل شد و وجه خودمعرف خود را از دست داد، یعنی به جای تعریف بر مبنای ذات زن و اصالتهای زنانه، ذیل مفاهیم سلطهجویانه سرمایهداری مذکر تعریف شد، کمکم موجودیتی برساختی و تاریخی یافت؛ زنی که حاصل تاریخ و ساخته فرهنگ سرمایهداری بود.
🔸 چنین زنی که با استانداردهای مردانه تعریف میشد، از ریشه دچار حرمان هستیشناختی بود و همین محرومیت وجودی، به انحای مختلف حضور اجتماعی و میدانی او را نمایشی و غیراصالتی میکرد.
🔹 به یک معنا، وقتی حضور زن نزد خودش یا ذاتش نادیده گرفته شد، حضور او نزد دیگران نیز بیشتر شبیه نوعی نقش بازی کردن بود تا رعایت آداب اصیل زنانگی. فرهنگ سرمایهداری، زن مطلوب خود را تعریف کرده بود و با همان زبان او را خطاب میکرد و زنان نیز با همان زبان خود را مییافتند.
🔸 وقتی فمینیسم نیازهای هویتی زن را انکار میکرد، ناخودآگاه الگوی انسان استاندارد را همان مرد در نظر میگرفت. در نتیجه، زن برای اینکه کامل شود، شروع به پر کردن فقدانهایش با رفتارهای مردانه میکرد.
🔹 در این فرهنگ ارزشهای اساسی انسانی نظیر آزادی، استقلال، عقلانیت، معنویت، عدالت، عزت و اخوت، مردواره تعیین میشد. با اینکه جامعه زنان غربی تا حدی صادقانه تن به چنین تعاریفی میدادند اما لزوما مردان غربی به زنان به چشم یک عنصر برابر نگاه نمیکردند و همین عدم صداقت منجر به نادیده گرفتن وجوه انسانی زن شده و زمینههای شیءگشتگی زن یا تبدیل شدن او به کالا یا ابزار پیشبرد منطق سرمایهداری فراهم میشد.
🔸 جنبشهای احقاق حقوق زنان در چنین بستری، برای جبران فقدانها و تبعیضهای برساختی پدید آمد. برساختی به این معنا که آنان چیزهایی را میخواستند که از قبل برایشان خواسته شده بود؛ برابری بیشتر به معنای برخورداری اندازه مردان و آزادی بیشتر یعنی برخورداری از آزادی مانند مردان.
🔹 پر کردن چنین شکافهایی در حاق معنا، جامعه را تکجنسیتیتر میکرد، هر چند در ظاهر زنان حقوق بیشتری دریافت کرده بودند اما از هویت و ذات زنانه خود دورتر میشدند.
🔸 این سیر کمکم معنای جنسیت و مفهوم زوجیت و توابع آن نظیر تعریف خانواده و امثالهم را نیز دگرگون کرد. سیاستهای سرمایهداری که بر بنیان کمیت و کیفت مردانه استوار بود، همراه و همگام با این وضعیتها، از تولید جمعیت به هر طریق ممکن حتی خارج از ساختار خانواده، حمایت میکرد.
🔸 در مقابل این وضعیت، جمهوری اسلامی از بدو پیدایش شکلی از مقاومت هویتی زنانه را نمایندگی میکند که بر بنیان ذات زن و اصالتهای زنانه او، شکل گرفته است.
🔹 بر این منهج، الگوهایی از حضور زن نزد خویش و نزد دیگران و جامعه پدیدار شده است که هویتی بوده و اختلالی در مرزهای زن بودگی و مرد بودگی ایجاد نکرده است. رهبر معظم انقلاب هر ساله در سازه تبیینیشان، وجوهی از این تمایز و تفاوت و حرف اصیل را نمایان میکنند.
🔻 تاکید ایشان بر حساسیت رسانهها در پرهیز از الگوهای غربی در حل مسائل زنان یا توجه به موضوعات مربوط به بانوان نظیر حجاب و خانواده و حضور اجتماعی زن، به دلیل درک چنین حساسیتهایی است که دامنگیر فرهنگ زنانه غرب شده است. این الگوی توجه، نشان میدهد چرا زنان ما در موضع مدعی وضعیت زنان در جهان قرار دارند. 🔺
جعفر علیاننژادی
#یادداشت_اختصاصی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
☝🏻 رسانههای ما مراقب باشند تفکر غلط سرمایهداری غرب درباره زن را ترویج نکنند.
#رهبر_نویسندگان
#اسلام_ناب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🤲🏻 من الان بین صحبت آقایان که صحبت میکردند، به نظرم رسید این بیانهای خوب، این لحن و ادا و ادبیّات مناسبی که الحمدلله طلّاب جوان ما دارند، این خیلی امروز مورد احتیاج است.
📣 بروید پخش بشوید در سرتاسر کشور؛ حالا هم سنّت منبر [هست]. این حرفهای خوب را، این مطالب عالی را در همین زمینههای گوناگون به مردم بزنید؛ مسئلهی سبک زندگی، مسئلهی حکمرانی اسلامی، مسئلهی مبارزهی با طاغوت، مسئلهی استقرار توحید به معنای واقعی کلمه در جامعه، و مسئلهی عدالت که جزو اساسیترین مسائل است؛ بروید بگویید اینها را، معرفت مردم را بالا ببرید، گفتمانهای انقلابی در مردم به وجود بیاورید؛ و البتّه وجود دارد، تقویت کنید.
🗓️ ۱۳۹۸/۰۲/۱۸
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📣 خانۀ نویسندگان بهانش برگزار میکند.
📚 سلسله جلسات «خوانش ادبی»
«جلسه چهارم»
با حضور استاد سعید احمدی
(ویراستار، داستاننویس و مدرس نویسندگی)
🗓️ دوهفته یکبار، یکشنبهها
🕰️ رأس ساعت ۱۵:۳۰
📍 خانه جهاننما (قم، خیابان صفائیه، کوچه ۳۹، کوچه دوم، پلاک۱۱)
🚙 مسیریاب نشان
اگر در جلسه قبل اقدام نکردید، جهت ثبتنام و عضویت در گروه از طریق لینک زیر اقدام فرمایید:
🔗 https://survey.porsline.ir/s/RLUtzBSW
#خوانش_بهانش
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 فرق میان توکل و تفویض؛ از اتکای مَشروط تا اعتمادِ مطلق
🔸 خدای را ستایش که در مراتبِ قرب، دو مقام پدید آورد که ظاهرشان به هم ماند و باطنشان از یکدیگر دور افتد؛ یکی را توکل خوانند و دیگری را تفویض. آن یکی، تکیهگاهِ خائفان است و این یک، قرارگاهِ عارفان.
❖ باب اول: در دگرگونی گوهرِ فعل؛ از «منِ کوشنده» تا «کرداری به نورِ او»
🔸 بدان که در مقامِ توکل، بنده اغلب از تشویشِ تدبیر و هراسِ تقدیر، مضطرب است و دلنگران. پس روی به درگاهِ کریمِ کارساز آرد و عنانِ اعتماد بدو سپارد تا جانش از وسواسِ بستن و گشادن، دمی بیاساید. این خود قدمی است مبارک و حالی است خجسته، اما هنوز معاملتی است با شرط. در نهانخانهٔ ضمیر، این پیمان با خود دارد که: «من سعی میکنم و توفیق از تو میدارم تا کوششِ من بیثمر نماند و نهالِ آرزوی من برآرد.»
🔹 در این مرتبه، هنوز «من» در میان است و خواستِ او در پیمان. محورِ کار، بنده است و تدبیرِ او، و حضرتِ حق، گویی ضامنِ این سودا و تدبیر است. کردار، فعل بنده است که از قوتِ خداوند مدد میجوید.
🔸 اما در مرتبهٔ تفویض، بساطی دیگر است و معاملتی برتر. بندهٔ مُفوِّض نیز میکوشد و در کار، سستی نمیورزد، لکن شرط از میان برمیدارد و دل از نتیجه برمیگیرد. زبان حالش این است که: «من به فرمانِ تو میکوشم، اما این کوشش و راه و فرجامش، جمله از آنِ توست.» او دانه میکارد، اما چشم به خرمن نمیدارد.
🔹 در اینجا «منِ» فاعل نمیمیرد، که اگر بمیرد، بابِ سعی و عمل مسدود گردد و این خلافِ رضای اوست. بلکه آن «منِ» سوداگر و شرط بند است که جان میسپارد. تفاوت، میانِ کردارِ مشروط و کردارِ مطلق است. تفویض، هلاکتِ شرط است، نه عطالتِ بنده.
❖ باب دوم: در برکاتِ تسلیم؛ که چرا کارِ مفوِّض به کمال نزدیکتر است.
🔸 عجب آنکه چون بنده دل از وصولِ مقصود برگیرد و کار را یکسره به خداوند سپارد، امورِ او به وجهی احسن و اکمل به انجام رسد. و در این معنی، حکمتهاست:
❃ نخست: جمعیتِ خاطر و آزادی قوتِ جان
متوکل اگرچه به ظاهر آسوده است، اما به باطن در بیم و امیدِ نتیجه، فرسوده است. پارهای از قوتِ روانش، همواره در گروِ آینده است و در کمینِ ناکامی. اما چون دل (در تفویض) از غوغای فردا فارغ شود و قیدِ نتیجه از پای جان برخیزد، خاطر مجموع گردد و همه همت، صرفِ فعلِ اکنون شود. چنین کسی در حال، غرق است، نه در خیال. و هر که در کارِ خویش غرقه شد، گوهرِ کمال از آن برآورد.
✿ دوم: گشادگی در کارِ تقدیر و پذیرایی الطافِ ناپیدا
آنکه بر راهی معین پای میفشارد و از حق همان میخواهد، گویی رحمتِ واسعهٔ او را در تنگنای فهمِ خویش محبوس میدارد. اما مفوِّض، چون زمام سپرده است، بر هر چه پیش آید گشاده است. چه بسا که تقدیرِ الهی از مسیری او را برد که هزار بار از نقشهٔ حقیرِ او بهتر بود. او خود را در پهنهٔ نقشهٔ خداوند رها میکند، نه آنکه نتیجه را در قابِ نقشهٔ خویش زندانی کند.
❃ سیم: آرامشِ مطلق که بنیادِ هر پیروزی است.
این بیاعتناییِ مقدس به فتح و شکستِ صورت، چنان ثبات و طمأنینهای در روان پدید آَرَد که کوهِ اَلوند پیشِ آن، کاهی نماید. این آرامش، نه از کامیابی فزون گردد و نه از ناکامی زيان یابد. و خردمندان گفتهاند که استواریِ دل، خود بزرگترین اسبابِ نزدیکی به خداوند و پیروزیِ پایدار است.
🔹 حاصلِ سخن: در گذار از کرداری مشروط به کرداری رها
پس فرقِ این دو مقام، نه در درجه و رتبت، که در گوهر و حقیقت است. گذاری است از کرداری در بند به کرداری آزاد.
🔸 در توکل، نسبت، نسبتِ «عامل و ضامن» است. بنده میکارد و خدای را ضامنِ برداشت میخواهد. نظرگاهِ او بر پایانِ راه است و ثمرهٔ کار. پس «من» با همهٔ آمال و هراسهایش حاضر است.
🔹 اما در تفویض، این نسبت اوج گیرد و به «مَجلی و مُجَلّی» بدل میگردد. کردارِ بنده، نه از بهرِ رسیدن، که خود عینِ رسیدن است؛ عبادتی است که به زیبایی ادا میشود. مرکزِ توجه، از «نتیجهٔ فعل» به «حسنِ خودِ فعل» میآید. در این انقلابِ شگرف، «من» هلاک نمیشود، بلکه از بندِ اغراض، چالاک میشود.
🔸 و در این آزادی است که کار به کمال رسد و آرامش، بیزوال گردد. چرا که قدر و قیمت، دیگر در «وصول» نیست، بلکه در «حسنِ سلوک» است.
✍🏻 آیتالله مبلغی
#یادداشت_اختصاصی
#نویسنده_متعهد
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا