eitaa logo
مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم
1.6هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
490 فایل
دیده‌بانِ راهبردی؛ بازخوانیِ دقیق تحولات 📍 تحلیلِ تمدنی و تطبیقی با سیره ائمه (ع); 🔹پژواکِ نشست‌های تخصصی و بیانیه‌های جریان‌ساز 🔍 اینجا «خبر» اولویت نیست؛ بلکه «فهمِ تحولات» با عقلانیت سیاسی; 📩 ارسال یادداشت‌های تحلیلی و نخبگانی:👇 @ostad_basiji
مشاهده در ایتا
دانلود
🎞 از ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۱) 📌موضوع: مبانی و اهداف مقاومت 👤سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین امیدی، عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) 🔷در شبی دیگر از حماسه‌آفرینی و حضور مردم در میدان و با استقبال خوب مردم مبعوث، جلسه تبیینی در فضای پرشور حاضرین و با دسته‌های عزاداری و خون‌خواهی قائد شهید، حال‌وهوایی ویژه داشت. 🔷طبق روال پیش از آغاز سخنرانی، مطابق روال هر شب، سوره فتح تلاوت شد، سرود جمهوری اسلامی ایران به اجرا درآمد و حاضران با قرائت صلوات خاصه حضرت فاطمه معصومه(س)، فضای جلسه را برای شنیدن سخنان شب آماده کردند. 🔷در طول برنامه نیز تقریباً هر پانزده دقیقه یک دسته عزاداری و خون‌خواهی امام شهید از برابر موکب عبور می‌کرد؛ دسته‌هایی که با شعارهای خود فضای خیابان را تحت تأثیر قرار می‌دادند و حاضران، از جمله سخنران، در حالی که ایستاده بودند، با آنان هم‌صدا می‌شدند. 🔺در یکی از این لحظات، دسته‌ای با شعار «العجل یا مولا» از برابر موکب گذشت و بار دیگر فضای جلسه را با شور انتظار و مطالبه خون‌خواهی پیوند زد. 🔷مجری برنامه حجت‌الاسلام بهرمن، ضمن خوشامدگویی، از دویست‌وشانزدهمین شب حماسه‌آفرینی ملت یاد کرد و سخنان خود را با شعری از علی ساعدی همراه ساخت: یک عده پندارند ما از یار دوریم غافل که او را لحظه‌لحظه در حضوریم > تنها نشانِ منتظرها ندبه‌ها نیست! ما در پیِ تجهیز میدان ظهوریم > در مکتب سردار دل‌ها حاج قاسم از پیچ‌های سخت در حال عبوریم > باید قوی باشیم! تا کی زیر دستی؟ ما، در مصاف حزب شیطانِ شروریم > چشم همه مستضعفین بر یاری ماست ما وارثانِ ارض، در آیات نوریم > تا فتنه باشد ما نمی‌گیریم آرام تا ظلم باشد ما حریف ظلم و زوریم > لاَ يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَم...، جز با ولایت ما زیر این بیرق بصیریم و صبوریم > پیر جماران وعده‌ی حقّی به ما داد چشم‌انتظار منجی و صبح ظهوریم 🔺پس از این مقدمه، مجری درباره دسترسی به متن سخنرانی‌های شبانه توضیح داد و از علاقه‌مندان خواست با اسکن رمزینه‌های نصب‌شده روی پایه‌ها و باندها، به کانال مرکز بسیج اساتید بپیوندند تا علاوه بر متن کامل سخنرانی‌ها، کلیپ‌های کوتاه و خلاصه‌ای از بیانات استادان را نیز در ایتا و کلیپها در آپارات دسترسی داشته باشند. 🔶حجت‌الاسلام والمسلمین امیدی سخنانش را با آیه شصتم سوره انفال آغاز کرد؛ آیه‌ای که محور اصلی استدلال او درباره ماهیت مقاومت و الزامات آن بود: 🔺«وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ.» 🔷او توضیح داد که تعبیر «وَأَعِدُّوا» در این آیه، همه مردم را مخاطب قرار می‌دهد و آنان را به آمادگی و مقاومت در برابر دشمن فرامی‌خواند. از نگاه او، مقاومت در اینجا صرفاً یک حالت روحی، شعار یا اعلام مخالفت نیست؛ بلکه به معنای اقدام و فراهم‌کردن امکانات لازم برای مقابله با دشمن است. 👌آیه از یک‌سو بر ضرورت تأمین نیروی انسانی و از سوی دیگر بر لزوم فراهم‌کردن تجهیزات و امکانات تأکید می‌کند؛ دو مؤلفه‌ای که سخنران آن‌ها را به‌ترتیب با مفاهیم «عِدّه» و «عُدّه» توضیح داد. مقصود از عِدّه، نیروی انسانی لازم و مقصود از عُدّه، تجهیزات و ابزارهایی بود که این نیرو برای رویارویی با دشمن به آن نیاز داشت. 👌بر این اساس، او تأکید کرد که تعبیر «مَا اسْتَطَعْتُم» به معنای استفاده از تمام توان و ظرفیت موجود است. جامعه اسلامی نمی‌تواند در برابر دشمنی که برای مقابله با آن برنامه‌ریزی کرده است، به امکانات محدود و آمادگی حداقلی بسنده کند؛ بلکه آحاد مردم باید برای افزایش توان جامعه تلاش کنند تا کشور از نیروی انسانی کافی و تجهیزات متناسب با نیازهای خود برخوردار شود. 🔷سخنران سپس برای روشن‌شدن ابعاد این تکلیف، ابتدا وضعیت جنگ نظامی را بررسی کرد و نشان داد که فرمان قرآن چگونه در هر یک از میدان‌های احتمالی رویارویی معنا پیدا می‌کند. ‼️اگر دشمن جنگ نظامی به راه انداخته باشد، مردم باید در تأمین نیروی انسانی و تجهیزات مورد نیاز ارتش و نیروهای دفاعی مشارکت کنند. ‼️اگر حمله از طریق هوا صورت بگیرد، افزایش توان هوایی کشور، تربیت نیروی هوایی و فراهم‌کردن تجهیزات مورد نیاز ضرورت پیدا می‌کند؛ تجهیزاتی که می‌توان آن‌ها را خریداری کرد یا با اتکا به توان داخلی ساخت. ‼️اگر دشمن از دریا حمله کند، آماده‌سازی و تجهیز نیروی دریایی و تأمین ابزارهای لازم برای عملیات دریایی بر عهده جامعه خواهد بود. در برابر حمله زمینی نیز باید نیروی زمینی لازم تربیت و امکانات متناسب با مأموریت‌های آن فراهم شود. 💢برای مطالعه قسمت دوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۲) 🔰قسمت دوم ❗️اما آمادگی نظامی صرفاً به آموزش و تجهیز نیروها یا تولید و خرید ابزارهای جنگی محدود نمی‌شد. سخنران یادآور شد که نیروهای اعزام‌شده به میدان، به غذا، لباس، محل استقرار و مجموعه‌ای از امکانات پشتیبانی نیاز دارند. 🔺بدون تدارک این ملزومات، حتی نیروی انسانی آموزش‌دیده و برخوردار از تجهیزات نیز نمی‌تواند آمادگی لازم را حفظ کند. به همین دلیل، فراهم‌کردن مقدمات جنگ، فرایندی گسترده است که بخش‌های مختلف جامعه و سازوکارهای سازمان‌یافته را درگیر می‌کند. 👌از همین‌جا او به مسئله ضرورت حکومت رسید. استدلالش این بود که آحاد مردم، اگر بخواهند به‌صورت پراکنده و بدون یک سازوکار هماهنگ عمل کنند، قادر نخواهند بود چنین مجموعه بزرگی از نیازها را تأمین کنند. تربیت نیرو، تأمین تجهیزات، سازمان‌دهی امکانات و آماده‌سازی کشور برای مقابله با حملات زمینی، هوایی و دریایی، به برنامه‌ریزی و مدیریت کلان نیاز دارد. 🔺همین واقعیت ضرورت حکومت اسلامی را نشان می‌دهد؛ زیرا بدون وجود حکومتی که بتواند این امکانات را هماهنگ و فراهم کند، آماده‌سازی جامع نیروهای لازم برای مقابله با دشمن در عرصه نظامی امکان‌پذیر نخواهد بود. 🔸بنابراین، فرمان «وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» از نگاه سخنران، هم تکلیفی برای آحاد مردم بود و هم مسئولیتی سازمان‌یافته که حکومت باید زمینه تحقق آن را فراهم می‌کرد. 👌بااین‌حال، سخنران تأکید کرد که محدودکردن مقاومت به جنگ نظامی، فهم ناقصی از مسئله به دست می‌دهد. دشمن ممکن است به‌جای حمله مستقیم نظامی، از ابزارهای فرهنگی استفاده کند و درصدد برآید ارزش‌ها، باورها و هویت جامعه را تغییر دهد. 🔺در این وضعیت، هدف صرفاً شکست‌دادن یک ارتش یا تصرف یک سرزمین نیست؛ بلکه مسئله، استحاله فرهنگی جامعه و از میان‌بردن بنیان‌هایی است که آن جامعه بر اساس آن‌ها به جهان و زندگی نگاه می‌کند. ⚠️او در توضیح این تهدید گفت جهانی‌شدن با گسترش لیبرالیسم به مسیری برای محوشدن فرهنگ‌های مستقل و ادغام آن‌ها در یک فرهنگ مسلط جهانی تبدیل می‌شود. 🔺او مسئله را از منظر تقابل فرهنگی این‌گونه طرح کرد که اگر جامعه‌ای فرهنگ خود را نجات‌بخش، برخوردار از ظرفیت تعالی انسان و قادر به رهایی بشر از مفاسد بداند، نمی‌تواند در برابر فرایند محوشدن آن فرهنگ بی‌تفاوت بماند و تسلیم شود. ازاین‌رو، اگر جنگ دشمن از میدان نظامی به میدان فرهنگ منتقل شود، آمادگی برای مقاومت نیز باید متناسب با همین تغییر گسترش پیدا کند. 🔸در چنین نبردی، مقصود از عِدّه، دیگر تنها سرباز و نیروی نظامی نبود؛ بلکه جامعه به نیروهای فکور، اندیشمند و صاحب توان تحلیل نیاز داشت. افرادی باید تربیت می‌شدند که بتوانند جنگ نرم را مدیریت کنند و در برابر جبهه گسترده استکباری، قدرت فکری و فرهنگی متناسبی به میدان بیاورند. 🔺سخنران مسئولیت تربیت چنین نیروهایی را وظیفه عمومی مردم دانست و در کنار آن، برای حکومت اسلامی نیز مسئولیت قائل شد تا نیروهای مورد نیاز در این عرصه را آماده کند. ❗️در حوزه فرهنگ نیز، مانند حوزه نظامی، نیروی انسانی به‌تنهایی کافی نبود. این نیروها باید ابزارهای متناسب با مأموریت خود را در اختیار داشته باشند؛ ابزارهایی که بسته به نیاز میدان، می‌توانستند از امکانات معمول تا تجهیزات پیشرفته را دربر بگیرند. 🔺بنابراین، از نگاه سخنران، دفاع فرهنگی صرفاً به توصیه اخلاقی، بیان مواضع یا اعتراض به فرهنگ مهاجم محدود نمی‌شود؛ بلکه مستلزم تربیت نیرو، فراهم‌کردن ابزار و ایجاد توانایی واقعی برای حضور در میدان رقابت فرهنگی است. 🔻سخنران در ادامه، صورت دیگری از جنگ را مطرح کرد: جنگ اقتصادی. او پرسید اگر دشمن به‌جای حمله نظامی یا تهاجم فرهنگی، کشور را در محاصره اقتصادی قرار دهد و با تحریم، فشار بر معیشت مردم و ایجاد محدودیت‌های اقتصادی به مقابله برخیزد، تکلیف جامعه چیست؟ 🔺پاسخ او، بر مبنای همان آیه، این بود که مقاومت در چنین وضعیتی نیز باید از سطح شعار فراتر برود و به اقدام متناسب با میدان اقتصادی تبدیل شود. 👌در اینجا نیز تعبیر «وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» مبنای استدلال او قرار گرفت. جامعه باید نیروهای توانمند و خوش‌فکری در عرصه اقتصاد تربیت کند؛ نیروهایی که قدرت تشخیص مسئله، طراحی راه‌حل و مواجهه با مشکلات واقعی مردم را داشته باشند. 🔺او در برابر این رویکرد، از نیروهایی انتقاد کرد که به‌صورت تقلیدی از لیبرالیسم یا نظام مارکسیستی تبعیت می‌کردند و اقتصاد نئولیبرال را ترویج می‌دادند. 🔺از نظر او، چنین نیروهایی با پیروی تقلیدی از الگوهای اقتصادی بیرونی، قادر نخواهند بود کشور را از مشکلات نجات دهند یا برای دشواری‌هایی که مردم با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، راه‌حل متناسبی ارائه کنند. 💢برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۳) 🔰قسمت سوم 🔺به باور او، اگر قرار باشد اقتصاد کشور در برابر فشار دشمن مقاوم بماند، باید متخصصانی تربیت شوند که بتوانند در برابر الگوی اقتصادی نئولیبرال، که سخنران آن را از مبانی نظام اقتصادی دشمن بداند، بایستند و برای حل مسائل کشور راه‌حل ارائه کنند. ❗️این توانمندی نیز بدون فراهم‌کردن ابزارهای لازم شکل نمی‌گیرد. بنابراین، همان‌طور که در عرصه نظامی باید نیرو تربیت و تجهیزات فراهم شود، در عرصه اقتصادی نیز هم به نیروی انسانی توانمند و هم به امکاناتی نیاز است که این نیروها بتوانند با اتکا به آن‌ها در برابر فشارهای اقتصادی دشمن مقاومت کنند. ❗️از نظر سخنران، حتی این موارد نیز تمام ابعاد مسئله را پوشش نمی‌دهد؛ زیرا دشمن می‌تواند از مسیر دیگری وارد شود: رسانه. 🔸برخورداری از انواع رسانه‌ها و سلطه بر جریان اطلاع‌رسانی، این امکان را برای دشمن فراهم می‌کند که جنگی شناختی به راه بیندازد و برداشت مردم از واقعیت‌ها، ارزش‌ها و ایدئولوژی جامعه را تغییر دهد. 🔺در چنین شرایطی، میدان نبرد فقط ذهن مخاطب را هدف نمی‌گیرد، بلکه می‌تواند بر نحوه فهم او از دوست و دشمن، تشخیص منافع ملی و ارزیابی عملکرد کشور نیز اثر بگذارد. 🔺سخنران در پاسخ به این وضعیت، بار دیگر مسئولیت عمومی مردم را یادآور شد: جامعه باید رسانه‌های خود را شکل دهد، نیروهای رسانه‌ای تربیت کند و امکانات لازم را برای ایستادگی در برابر رسانه‌های دشمن فراهم آورد. ‼️او سپس با لحنی انتقادی به برخورد برخی مخاطبان با رسانه ملی پرداخت و تأکید کرد که اگر رسانه‌ای در خط مقدم مقابله رسانه‌ای با دشمن قرار گرفته، نباید صرفاً به دلیل وجود ضعف‌ها یا انتقادها کنار گذاشته شود. 👌او به‌طور مشخص از صداوسیما نام برد و گفت که نمی‌توان به این استدلال که «برنامه‌های صداوسیما چیست و چه چیزی پخش می‌کند»، به‌طور کامل آن را کنار گذاشت و از تماشای آن خودداری کرد. به اعتقاد او، اگر کسی نسبت به عملکرد این رسانه انتقاد دارد، باید انتقادش را مطرح کند و بگوید کدام بخش نیاز به اصلاح دارد؛ اما میان نقد یک رسانه و کنارکشیدن کامل از میدان رسانه‌ای تفاوت وجود دارد. 🔺از نگاه او، کنارگذاشتن رسانه داخلی بدون تقویت جایگزین‌های مؤثر، می‌تواند مخاطبان را به سمت رسانه‌های بیگانه سوق دهد و زمینه را برای اثرگذاری بیشتر آن‌ها فراهم کند. ⚠️نگرانی او در این زمینه، تنها کاهش مخاطب یک رسانه نبود، بلکه به پیامدهای سیاسی و اجتماعی غفلت رسانه‌ای مربوط می‌شد. او هشدار داد که اگر مردم از تحولات و جنگ رسانه‌ای غافل بمانند، ممکن است گروهی در همین غفلت، ابتکار عمل را به دست بگیرند، ضربه بزنند، منافع خود را تأمین کنند و حتی برای ساقط‌کردن کشور، رژیم و نظام اقدام کنند، بی‌آنکه مردم به‌درستی متوجه شوند چه اتفاقی رخ داده است. 🔺بر همین اساس، او آیه آمادگی را در عرصه رسانه نیز جاری دانست و تأکید کرد که مردم باید توان رسانه‌ای کشور را تقویت کنند، به آن یاری برسانند و برای تربیت نیروهای مؤثر در این میدان سرمایه‌گذاری کنند. ⚠️در این نگاه، جنگ نظامی، جنگ فرهنگی، جنگ اقتصادی و جنگ شناختی، میدان‌هایی جدا از یکدیگر نبودند که جامعه بتواند تنها یکی از آن‌ها را جدی بگیرد و از بقیه غافل شود. 🔺دشمن ممکن است از یک عرصه آغاز کند، اما هدف نهایی او به مجموعه‌ای از ابعاد هویتی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه گسترش پیدا کند. در نتیجه، آمادگی نیز باید متناسب با همین واقعیت، همه‌جانبه باشد؛ نیروی انسانی، تجهیزات، دانش و سازمان‌دهی لازم برای هر میدان باید از پیش فراهم شده باشند، نه اینکه جامعه پس از آغاز فشار و در میانه بحران به فکر جبران کمبودهای خود بیفتد. 🔶اما سخنران پس از تبیین این ابعاد، به پرسشی اساسی بازگشت: ⁉️چرا باید برای مقاومت تا این اندازه هزینه کرد؟ ⁉️چرا باید نیرو تربیت کرد، ارتش و رسانه مستقل داشت، نگران حفظ فرهنگ بود و برای استقلال اقتصادی تلاش کرد؟ ⁉️آیا سازش با دشمن راه آسان‌تری نیست؟ ⁉️آیا نمی‌توان از این همه آمادگی و حساسیت صرف‌نظر کرد، در برابر نظم مسلط جهانی تسلیم شد و مانند کشورهایی چون ژاپن و کره جنوبی زندگی کرد؟ ⁉️آیا بهتر نیست جامعه به‌جای تحمل هزینه‌های مقاومت، حساسیت خود را کنار بگذارد و از منطق «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» پیروی کند؟ 🔺این پرسش‌ها، به‌ظاهر بر کاهش هزینه‌ها تکیه داشت؛ اما مسئله اصلی، مقایسه هزینه مقاومت با هزینه سازش بود. 🔸او در پاسخ، از نگاه صرفاً فردی و محدود به حفظ موقعیت شخصی فراتر رفت و مسئولیت اخلاقی و دینی انسان را پیش کشید. 🔺این که انسان در منطق دینی، تنها مسئول نجات خویش نیست و نمی‌تواند با این بهانه که بی‌طرف مانده یا هزینه کمتری پرداخته، نسبت به سرنوشت اطرافیان و دیگر انسان‌ها بی‌تفاوت باشد. 💢برای مطالعه قسمت چهارم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۴) 🔰قسمت چهارم 🔗او در این زمینه به آیه ششم سوره تحریم استناد کرد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا...»؛ یعنی خود و خانواده‌تان را از آتش حفظ کنید. ✴️سخنران از این فرمان، مسئولیتی گسترده‌تر را نیز نتیجه گرفت: انسان صالح باید برای نجات خود و خانواده‌اش تلاش کند، اما وظیفه او به خانواده محدود نمی‌شود؛ بلکه باید برای هدایت دیگران، نشان‌دادن راه و قرارگرفتن آن‌ها در مسیر درست نیز تلاش کند. ❗️تعبیر «نجات مردم» در اینجا شرحی بر مسئولیت اجتماعی مورد نظر سخنران بود، نه ادامه لفظ آیه. 🔺بر این مبنا، مقاومت در برابر دشمن تنها هنگامی معنا پیدا نمی‌کرد که منفعت مستقیم و شخصی فرد در میان باشد. 🔺دفاع از فرهنگی که انسان آن را برای سعادت بشر ضروری می‌داند، حفظ اقتصادی که قرار نیست به بیگانه وابسته بماند، حمایت از رسانه‌ای که باید مستقل و قادر به ایستادگی باشد و پشتیبانی از ارتش، سپاه و دیگر نهادهای دفاعی، همگی بخشی از مسئولیتی گسترده‌تر به شمار می‌رفتند. ‼️از نگاه او، سازش ممکن بود در ظاهر برخی هزینه‌های آمادگی را کاهش دهد، اما به بهای کنارگذاشتن مسئولیت دفاع از ارزش‌ها و جامعه تمام شود؛ مسئولیتی که نمی‌شد صرفاً برای آسودگی فردی از آن چشم پوشید. 🔸سخنران سپس بار دیگر به آیه شصتم سوره انفال بازگشت و بر عبارت «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ» تأکید کرد. به باور او، هدف از گردآوری عِدّه و عُدّه، فقط پاسخ‌دادن پس از حمله دشمن نبود؛ بلکه باید جامعه به اندازه‌ای از توانمندی برسد که دشمن اساساً جرئت نکند به آن حمله کند. 🔸او این منطق را به همه عرصه‌ها تعمیم داد: جامعه باید در علم، رسانه، فناوری، امور نظامی و امنیتی، سیاست، اخلاق و مسائل اجتماعی چنان مقتدر باشد که دشمن در محاسبات خود، با قدرتی جدی و بازدارنده مواجه شود. ⚠️در این صورت، مقاومت به معنای تحمل دائمی ضربه و صرفاً واکنش نشان‌دادن به اقدامات دشمن نبود؛ بلکه به معنای ساختن توانایی‌هایی بود که محاسبات دشمن را تغییر دهد. اگر دشمن بداند جامعه از نیروی انسانی، امکانات و ظرفیت‌های لازم برای دفاع از خود برخوردار است، هزینه و خطر اقدام علیه آن افزایش می‌یابد. ✅ بنابراین، آمادگی در نگاه سخنران، هم جنبه دفاعی داشت و هم کارکرد بازدارنده پیدا می‌کرد؛ یعنی پیش از آنکه درگیری رخ دهد، بر ارزیابی دشمن از امکان و پیامدهای تعرض اثر می‌گذاشت. 🔻بااین‌حال، او در ادامه آیه به عبارت دیگری توجه داد: «وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ»؛ یعنی دشمنانی دیگر نیز وجود دارند که شما آنان را نمی‌شناسید، اما خداوند آنان را می‌شناسد. 🔺سخنران این بخش را به دشمنان پنهان و منافقان داخلی پیوند زد و توضیح داد که جامعه نباید تنها خود را برای مقابله با دشمن آشکار و بیرونی آماده کند؛ زیرا ممکن است افرادی در داخل، در مواقعی که جبهه حق در حال تقویت و کسب اقتدار است، برای تضعیف آن تلاش کنند و در زمان ضعف دشمن، با اقدام‌های خود شرایط را به سود او تغییر دهند. ‼️در تطبیقی که او از آیه ارائه کرد، این افراد در شمار دشمنان خدا و جامعه قرار می‌گرفتند؛ کسانی که به تعبیر سخنران، نفوذی دشمن بودند و اطلاعات در اختیار او قرار می‌دادند یا می‌کوشیدند مانع تقویت جبهه حق شوند. 👌او تأکید کرد که جامعه باید برای مواجهه با این وضعیت نیز آمادگی داشته باشد؛ زیرا مقابله با دشمن پنهان و نفوذی، به‌زعم او، می‌توانست بسیار دشوار باشد. در این بخش نیز منطق آیه برای او همان بود: اگر آمادگی لازم برای مواجهه با دشمن آشکار ضروری است، آماده‌بودن برای شناسایی و مقابله با تهدیدهای پنهان نیز باید در برنامه جامعه قرار گیرد؛ هم نیروی متناسب با این مأموریت لازم است و هم امکانات مورد نیاز. 🔻در ادامه، سخنران بحث را از ضرورت آمادگی به مسئله هزینه‌کردن در راه مقاومت پیوند زد و به بخش پایانی همان آیه استناد کرد: «وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ.» او از تعبیر «مِنْ شَيْءٍ» بر گستردگی مصادیق انفاق و هزینه‌کردن تأکید کرد. 🔺به گفته او، هر فردی متناسب با موقعیتی که در اختیار دارد، می‌تواند سهمی در این مسیر ایفا کند: اگر عالم است، از علم خود هزینه کند؛ اگر ورزشکار است، از توان و موقعیت ورزشی خود بهره بگیرد؛ اگر مغازه‌دار است، از ظرفیت شغلی خود استفاده کند؛ اگر پاسدار یا نیروی انتظامی است، از موقعیت و مسئولیت خود برای انجام وظیفه بهره ببرد؛ و اگر معلم است، به اقتضای جایگاه آموزشی خود نقش‌آفرینی کند. 💢برای مطالعه قسمت پنجم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۵) 🔰قسمت پنجم 🔺از نگاه او، هزینه‌کردن در راه خدا به پرداخت مال محدود نبود. هرکس می‌توانست دانش، تخصص، اعتبار، موقعیت اجتماعی یا ظرفیت حرفه‌ای خود را در مسیر درست به کار گیرد. ☝️سخنران در همین زمینه یادآور شد که طبق وعده قرآن، آنچه در راه خدا هزینه شود، بی‌پاداش نخواهد ماند و خداوند آن را به انسان بازخواهد گرداند. 🖇او این وعده را به هزینه‌های آمادگی و مقاومت نیز مرتبط کرد: هر میزان توان و امکاناتی که برای مقابله با دشمن فراهم شود و هر هزینه‌ای که در مسیر تقویت نیروها و تجهیزات صورت بگیرد، در منطق ایمان به خداوند بی‌حاصل نخواهد ماند. ❗️بنابراین، نباید نگرانی از هزینه‌کردن به عاملی برای کنارکشیدن از مسئولیت تبدیل شود؛ بلکه باید با تکیه بر وعده الهی، در برابر دشمن محکم ایستاد و توان جامعه را افزایش داد. 👌سخنران برای تأکید بر جایگاه پایداری در این مسیر، آیه ۱۴۶ سوره آل‌عمران را نیز مطرح کرد: «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ.» ☝️او یادآور شد که چه بسیار پیامبرانی که گروه‌های بزرگی از پیروانشان در کنار آنان جنگیدند و در برابر دشواری‌ها و آسیب‌هایی که در راه خدا به آنان رسید، نه سستی نشان دادند، نه ضعف و ناتوانی به خود راه دادند و نه در برابر دشمن تسلیم شدند. 🔷سخنران از این آیه برای توضیح ارزش همراهی با ولی الهی بهره گرفت و تأکید کرد که حرکت در کنار پیامبری که خداوند او را برای هدایت بشر فرستاده، یا همراهی با نایب او، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا هزینه‌کردن در راه خدا، هنگامی که در مسیر هدایت الهی و همراه با رهبر الهی قرار می‌گیرد، معنایی فراتر از تلاش پراکنده و فردی می‌یابد. 🔺او در همین چارچوب، تعبیر «رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ» را به علمای ربانی پیوند زد و گفت که حضور و همراهی این عالمان می‌تواند برای حرکت جامعه تعیین‌کننده باشد. در تبیین سخنران، عالمان ربانی چراغ راه مردم بودند؛ مسیر را روشن می‌کردند، راه درست را نشان می‌دادند و به جامعه کمک می‌کردند تا در صراط مستقیم حرکت کند. ❗️او این احتمال را نیز مطرح کرد که اگر چنین چهره‌هایی در کنار پیامبران و رهبران الهی حضور نداشتند، همراهی مردم عادی نیز ممکن بود به همان اندازه شکل نگیرد. بنابراین، نقش علما در مقاومت تنها به حمایت لفظی یا اعلام موضع محدود نبود؛ بلکه آنان باید با هدایت فکری و روشن‌کردن مسیر، زمینه همراهی جامعه را فراهم می‌کردند. 🔶با کنار هم گذاشتن این آیات، سخنران دو سطح از مسئولیت را از یکدیگر متمایز کرد: نخست، وظیفه آحاد مردم برای مقاومت در راه خدا و ایستادگی در برابر دشمن؛ دوم، وظیفه حکومت اسلامی برای فراهم‌کردن زمینه‌های لازم این مقاومت از طریق تربیت نیروی انسانی، تأمین تجهیزات و سازمان‌دهی امکانات. 🔺در کنار این دو، علما نیز مسئولیتی ویژه داشتند؛ آنان باید همراه ولی الهی حرکت می‌کردند و با روشنگری و هدایت، جامعه را در مسیر مقاومت یاری می‌دادند. 🔺از نظر او، مقاومت هنگامی به یک توان واقعی و پایدار تبدیل می‌شد که وظیفه عمومی مردم، مسئولیت سازمان‌یافته حکومت و نقش هدایتگر علما در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند. ⁉️پس از تبیین این مسئولیت‌ها، سخنران به پرسش بنیادی‌تری پرداخت: مبنای عقلانی و انسانی مقاومت چیست؟ چرا مقاومت ضرورت دارد و آیا می‌توان برای آن، علاوه بر فرمان دینی، مبنایی عقلانی و فطری نیز ارائه کرد؟ 🔺او پاسخ خود را با توضیح نقش عقل آغاز کرد و گفت که مقاومت، پیش از آنکه صرفاً موضوعی سیاسی یا نظامی باشد، با ساختار طبیعت انسان و نحوه مواجهه او با موانع ارتباط دارد. 🔷او برای توضیح این مسئله، ابتدا به طبیعت موجودات اشاره کرد. به گفته او، طبیعت اقتضا می‌کند که موجود زنده در برابر موانعی که راه حرکت و رشدش را می‌بندند، واکنش نشان دهد و برای عبور از آن‌ها تلاش کند. اگر مانعی در مسیر رشد یک گیاه قرار بگیرد، گیاه از مسیر دیگری می‌کوشد از خاک سر برآورد. 🔺حیوان نیز هنگامی که در معرض آزار قرار می‌گیرد، از خود واکنش و مقاومت نشان می‌دهد. انسان هم به‌عنوان موجودی زنده، در برابر آنچه حیات و حرکت او را مختل می‌کند، به‌طور طبیعی میل به مقابله دارد. 🔷او برای ملموس‌شدن این استدلال، به بیماری مثال زد: هنگامی که انسانی بیمار می‌شود و از قرص یا دارو استفاده می‌کند، در واقع می‌کوشد در برابر بیماری مقاومت کند و مانع ادامه اثر آن شود. بنابراین، مقاومت در سطح نخست، واکنشی بیگانه با طبیعت انسان نیست؛ بلکه از اقتضائات حیات و تلاش برای حفظ و بهبود آن سرچشمه می‌گیرد. 💢برای مطالعه قسمت ششم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۶) 🔰قسمت ششم 🔸دومین مبنایی که سخنران مطرح کرد، فطرت بود. او با ارجاع به دیدگاه امام خمینی(ره)، از دو تعبیر «فطرت مخموره» و «فطرت محجوبه» سخن گفت. 🔺در توضیح فطرت مخموره، دو جهت اساسی را مورد توجه قرار داد: نخست، گرایش انسان به کمال مطلق و خیر محض؛ و دوم، نفرت از نقص و میل به دوری از آن. در بیان امام خمینی(ره)، فطرت عشق به کمال مطلق و فطرت تنفر از نقص و شر، دو جهت بنیادین در ساختار فطری انسان‌اند. 🔸سخنران توضیح داد که انسانی که کمال را می‌خواهد، نمی‌تواند نسبت به هر عاملی که مانع رسیدن او به کمال می‌شود بی‌تفاوت بماند. اگر چیزی انسان را از مقصد مطلوبش دور کند، عقل و فطرت او را به مقابله با آن مانع فرامی‌خوانند. ‼️به همین ترتیب، اگر انسان از نقص گریزان باشد، باید در برابر عواملی که او را به سوی نقص سوق می‌دهند یا راه کمالش را می‌بندند، ایستادگی کند. از این منظر، مقاومت نه امری تحمیلی و بی‌ریشه در وجود انسان، بلکه واکنشی متناسب با میل فطری او به کمال و دوری از نقص بود. 🔻در ادامه، سخنران فطرت محجوبه را مطرح کرد؛ فطرتی که بر اثر آلودگی به گناه و غلبه حجاب‌های ناشی از آن، از جهت اصیل و الهی خود فاصله می‌گیرد. در این وضعیت، گرایش‌های فطری انسان زیر حجاب قرار می‌گیرند و تشخیص درست او از خیر، کمال و مسیر مطلوب مختل می‌شود. 👌این تمایز از نظر او اهمیت داشت؛ زیرا می‌خواست نشان دهد که چرا گاهی انسان، برخلاف اقتضای عقل و فطرت، در برابر ظلم و تجاوز بی‌تفاوت می‌ماند یا حتی تسلیم‌شدن را راهی عقلانی جلوه می‌دهد. در تبیین او، چنین انفعالی را نمی‌شد لزوماً به معنای اقتضای فطرت دانست؛ بلکه باید احتمال داد که حجاب‌هایی بر فطرت و تشخیص انسان نشسته باشند و او را از مطالبه کمال و پرهیز از نقص دور کرده باشند. 🔸سومین مبنای مقاومت در سخنان او، کرامت انسانی بود. سخنران تأکید کرد انسانی که برای خویش کرامت و ارزش قائل است، ذلت را نمی‌پذیرد و اجازه نمی‌دهد که دیگری او را به جایگاهی فرودست و تحقیرآمیز بکشاند. انسان کریم‌النفس زیر بار ظلم نمی‌رود؛ زیرا پذیرش ظلم و تن‌دادن به ذلت، با احساس کرامت و عزت او ناسازگار است. 🖇او در اینجا به موضع امام حسین(ع) استناد کرد و عبارت مشهور ایشان را یادآور شد: «هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ، يَأْبَى اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ...» ✴️در استدلال سخنران، این سخن تنها بیان یک موضع احساسی نبود؛ بلکه بیانگر پیوند میان کرامت و مقاومت بود. اگر انسان برای خود شأن و ارزشی قائل باشد، در برابر آنچه کرامت او را هدف می‌گیرد، بی‌تفاوت نمی‌ماند. مقاومت از این منظر، پاسداشت منزلتی است که انسان برای خود قائل است و اجازه نمی‌دهد ظلم و تجاوز، این منزلت را از او سلب کند. 🔻مبنای دیگری که سخنران در ادامه مطرح کرد، حق بود. او توضیح داد که اگر انسانی صاحب حقی باشد، طبیعی است که بتواند در چارچوب آن حق عمل کند؛ اما هنگامی که کسی آن حق را از او بگیرد و در آن تصرف کند، فردِ مورد تعرض برای دفاع از حق خود، مبنایی روشن برای مقاومت خواهد داشت. 🔺به اعتقاد او، وقتی حقی از جامعه‌ای سلب شده باشد، نمی‌توان صرفاً با استناد به وجود هزینه‌های مقاومت، آن جامعه را از دفاع از حق خود منصرف کرد. مسئله در چنین وضعیتی، دفاع از حقی است که مورد تعرض قرار گرفته و مقاومت، واکنشی به همین تعرض محسوب می‌شود. ⚠️در همین زمینه، سخنران به اظهارات برخی افراد، از جمله کسانی که حتی لباس روحانیت بر تن داشتند، انتقاد کرد که خواستار برگزاری رفراندوم درباره مقاومت شده بودند. پرسش او این بود که رفراندوم در اینجا چه معنایی پیدا می‌کرد؟ ❗️اگر دشمن به جامعه تعرض کرده و حقی را از آن سلب کرده است، چرا باید برای دفاع از آن حق، دوباره از مردم پرسیده شود که آیا می‌خواهند از حق خود دفاع کنند یا نه؟ 🔺این منطق با حکم عقل سازگار نیست؛ زیرا وقتی حقی از انسان گرفته می‌شود، عقل او را به قیام برای بازپس‌گیری و دفاع از آن فرامی‌خواند. دفاع از حق، در این استدلال، موضوعی نبود که اصل ضرورت آن را بتوان به‌سادگی به انتخاب میان مقاومت و بی‌تفاوتی فروکاست. 🔸سخنران سپس مبنای دیگری را به بحث افزود: محبت و تعلق به امر محبوب. او استدلال کرد که حتی اگر چیزی صرفاً محبوب انسان باشد و فرد نسبت به آن احساس تعلق کند، هنگامی که آن محبوب در معرض آسیب قرار می‌گیرد، عقل انسان را به واکنش فرا می‌خواند. 💢برای مطالعه قسمت هفتم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۷) 🔰قسمت هفتم 🔺بر همین اساس، اگر ایران محبوب انسان باشد و کسی واقعاً خود را دوستدار ایران بداند، باید در برابر آسیبی که به آن وارد می‌شود، از خود واکنش نشان دهد و برای دفاع از آن قیام کند. او این مسئله را نیز از جنس تشخیص عقلانی دانست و تأکید کرد که در اینجا، از نگاه او، نمی‌توان ضرورت دفاع از محبوب و سرزمین را به خواست لحظه‌ای مردم یا برگزاری رأی‌گیری درباره اصل آن وابسته کرد. ☝️در تکمیل این مبانی، سخنران به اخلاق فضیلت اشاره کرد. به گفته او، غیرت، شجاعت و پرهیز از بزدلی، انسان را به ایستادگی در برابر تجاوز فرامی‌خوانند. اگر کسی به سرزمین، خانواده یا نوامیس انسان تعرض کند، بی‌تفاوت‌ماندن در برابر این تعرض با اقتضای غیرت و شجاعت سازگار نیست. 👌او تصریح کرد که از نظرش، هم عقل و هم شرع این ایستادگی را تأیید می‌کنند و عرف نیز آن را می‌پذیرد. بنابراین، دفاع از جامعه و هویت آن، فقط بر یک مبنای منفرد استوار نبود؛ طبیعت، فطرت، کرامت، حق، هویت و اخلاق فضیلت، هر یک از زاویه‌ای ضرورت مقاومت را توضیح می‌دادند. 🔸سخنران پس از طرح این مبانی، بار دیگر به هدف مقاومت بازگشت. اگر مقاومت از اقتضای عقل و فطرت، از حفظ کرامت، از دفاع از حق و هویت و از اخلاق فضیلت سرچشمه می‌گرفت، باید به هدفی روشن منتهی می‌شد. ✴️این هدف، از نگاه او، بازدارندگی در برابر دشمن بود: جامعه باید چنان قدرت و توانایی پیدا کند که دشمن جرئت نکند به آن تعرض کند یا برای مقابله با آن، به‌آسانی تصمیم بگیرد. 🔺این بازدارندگی نیز نباید صرفاً در یک حوزه محدود می‌ماند؛ بلکه باید در تمام عرصه‌هایی که دشمن امکان فشار و تعرض دارد، از علم و فناوری گرفته تا اقتصاد، رسانه، نظامی‌گری، امنیت، سیاست، اخلاق و اجتماع، توان لازم شکل می‌گرفت. 🔻او در ادامه، وعده الهی را به استدلال خود افزود و به آیه شانزدهم سوره جن استناد کرد: «وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا.» 🔺سخنران از این آیه چنین برداشت کرد که اگر مردم بر مسیر درست و ایمان استقامت کنند و در آن ثابت‌قدم بمانند، برکات فراوانی نصیب آنان خواهد شد. او به تفسیر علامه طباطبایی(ره) اشاره کرد و توضیح داد که تعبیر «ماءً غدقاً» در این آیه به معنای آب فراوان است و در تفسیر آیه، به رزق فراوان و گشایش در روزی نیز اشاره دارد. 🔺از نگاه او، استقامت در مسیر حق و مقاومت در برابر دشمن، نباید صرفاً با دشواری‌ها و هزینه‌های کوتاه‌مدت سنجیده شود؛ بلکه باید وعده الهی درباره برکات پایداری را نیز در نظر گرفت. او بر همین اساس نتیجه گرفت که جامعه‌ای که برای خدا در مسیر درست گام برمی‌دارد، نباید از هزینه‌کردن و ایستادگی بیم داشته باشد. 👌سخنران در پایان بخش اصلی سخنانش، با تأکید بر اینکه پیروزی در نهایت از جانب خداوند است، به مضمون این آیه استناد کرد: «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»؛ 🔶بخش پرسش و پاسخ در بخش پرسش‌وپاسخ، یکی از حاضران پرسشی درباره حدود آمادگی دفاعی و نوع تسلیحات مطرح کرد. ⁉️او با اشاره به رفتار دشمنانی که به تعبیرش، مرتکب جنایت می‌شوند، مدرسه‌ها را هدف قرار می‌دهند و دانش‌آموزان را به شهادت می‌رسانند یا به بیمارستان‌ها حمله می‌کنند، پرسید که با توجه به آیه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّنْ قُوَّةٍ»، آیا جامعه اسلامی نیز باید برای مقابله با چنین دشمنی به همان ابزارها متوسل شود؟ او مشخصاً این مسئله را مطرح کرد که اگر دشمن احتمال استفاده از بمب هسته‌ای را در اختیار داشته باشد، آیا از نظر این آیه، جامعه اسلامی نیز باید به سمت دستیابی و استفاده از چنین سلاح‌هایی برود؟ پرسش او ناظر به این بود که چگونه می‌توان میان ضرورت بازدارندگی و ملاحظات اعتقادی درباره نوع تسلیحات جمع کرد. 🔺حجت‌الاسلام والمسلمین امیدی در پاسخ تأکید کرد که نکته محوری، رسیدن به سطحی از اقتدار است که دشمن از جامعه هراس داشته باشد و از تعرض به آن صرف‌نظر کند. او توضیح داد که آیه قرآن، اصل ضرورت آمادگی و ایجاد بازدارندگی را بیان کرده، اما ابزار تحقق این هدف را به یک سلاح مشخص محدود نکرده است. 🔺به اعتقاد او، ممکن است جامعه برای ایجاد چنین بازدارندگی‌ای به ابزارها و توانمندی‌هایی دست پیدا کند که دشمن اساساً آن‌ها را پیش‌بینی نکرده باشد. شاید برخی کشورها تصور کنند بمب اتم تنها ابزار ممکن برای ایجاد هراس در طرف مقابل است، اما این تصور ضرورتاً درست نیست؛ ممکن است نوع دیگری از تسلیحات یا توانمندی فناورانه، قدرت بازدارندگی لازم را ایجاد کند. 💢برای مطالعه قسمت پایانی اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۸) 🔰قسمت پایانی ✴️او سپس نتیجه گرفت که در برابر دشمنی که از سلاح هسته‌ای برخوردار است، لزوماً نیازی نیست که جامعه دقیقاً همان سلاح را در اختیار داشته باشد تا بتواند بازدارندگی ایجاد کند. 👌آنچه اهمیت دارد، رسیدن به سطحی از توانمندی است که دشمن را نگران کند و احتمال تعرض او را کاهش دهد. بااین‌حال، سخنران تصریح کرد که اگر جامعه در زمینه توانمندی هسته‌ای به سطحی برسد که دشمن را نگران سازد و بازدارندگی ایجاد کند، اصل تلاش برای دستیابی به چنین سطحی از توانمندی قابل طرح است. 🔺اما اینکه این توانمندی به ساخت و تبدیل‌شدن به سلاح منتهی شود یا نشود، تصمیمی بود که او تعیین تکلیف نهایی آن را به امام جامعه واگذار کرد. 🔺به این ترتیب، پاسخ او بر تفکیک میان اصل دستیابی به اقتدار بازدارنده و تصمیم درباره نوع و سطح نهایی تسلیحات استوار بود؛ یعنی ضرورت آمادگی را پذیرفت، اما شکل نهایی استفاده از ظرفیت‌های حساس دفاعی را موضوع تصمیم‌گیری رهبری دانست. 🔶جمع‌بندی امشب در جمع‌بندی، محور اصلی سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین امیدی این بود که مقاومت، مفهومی محدود به میدان نظامی یا واکنشی مقطعی در برابر حمله دشمن نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از آمادگی‌ها و اقدام‌های به‌هم‌پیوسته است که باید تمام عرصه‌های حیات جامعه را دربر بگیرد. 👌استدلال او از آیه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّنْ قُوَّةٍ» آغاز شد و به ضرورت تربیت نیروی انسانی و تأمین تجهیزات در میدان‌های نظامی، فرهنگی، اقتصادی، رسانه‌ای، علمی، فناوری، امنیتی، سیاسی، اخلاقی و اجتماعی رسید. 🔺در این چارچوب، مردم مسئولیت داشتند متناسب با توان و موقعیت خود در تقویت جامعه مشارکت کنند؛ حکومت اسلامی باید امکان سازمان‌دهی و تأمین نیروی انسانی و تجهیزات لازم را فراهم می‌کرد؛ و علما نیز وظیفه داشتند با همراهی ولی الهی، مسیر را برای جامعه روشن کنند. 🔺مبانی این مقاومت نیز در نگاه سخنران، به فرمان دینی محدود نماند و از طبیعت انسان، فطرتِ خواهان کمال و گریزان از نقص، کرامت انسانی، حق، هویت و اخلاق فضیلت استدلال شد. بدین‌ترتیب، دفاع از جامعه در برابر تجاوز، نه انتخابی صرفاً احساسی، بلکه تکلیفی برخاسته از مجموعه‌ای از مبانی عقلی، دینی و اخلاقی تصویر شد. 👌هدف نهایی این منظومه، از نگاه سخنران، بازدارندگی پایدار بود؛ یعنی رسیدن به چنان سطحی از توانمندی که دشمن نتواند تعرض به جامعه را اقدامی کم‌هزینه و قابل تکرار تصور کند. 🔺برای تحقق این هدف، آمادگی باید پیش از بحران شکل بگیرد و هزینه‌کردن در راه آن، تنها به پرداخت پول محدود نشود؛ علم، تخصص، امکانات شغلی، موقعیت اجتماعی و ظرفیت‌های هر فرد نیز می‌توانند در خدمت تقویت جامعه قرار گیرند. 👌در عین حال، سخنرانی تأکید کرد که مقاومت بدون شناخت میدان‌ها، تربیت نیروهای کارآمد، تجهیز متناسب با تهدید و توجه به دشمن آشکار و پنهان، به اقتدار پایدار تبدیل نخواهد شد. ⁉️پرسش پایانی درباره سلاح هسته‌ای نیز همین اصل را در حوزه‌ای حساس‌تر به آزمون گذاشت: هدف، ایجاد بازدارندگی است، نه لزوماً تقلید از ابزار دشمن؛ هرچند تعیین حدود نهایی تسلیحات، بنا بر پاسخ سخنران، در صلاحیت رهبری جامعه قرار دارد. 🔺از این منظر، مبانی و اهداف مقاومت در یک مسیر به هم می‌رسند: جامعه‌ای که از حق، هویت و کرامت خود دفاع می‌کند، باید توان دفاع از آن‌ها را نیز بسازد؛ و این توان زمانی به بازدارندگی واقعی می‌انجامد که عقلانیت در تشخیص تهدید، سازمان‌دهی در عمل، مشارکت عمومی و استقامت در مسیر حق در کنار یکدیگر قرار گیرند. ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات