eitaa logo
مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم
1.6هزار دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
490 فایل
دیده‌بانِ راهبردی؛ بازخوانیِ دقیق تحولات 📍 تحلیلِ تمدنی و تطبیقی با سیره ائمه (ع); 🔹پژواکِ نشست‌های تخصصی و بیانیه‌های جریان‌ساز 🔍 اینجا «خبر» اولویت نیست؛ بلکه «فهمِ تحولات» با عقلانیت سیاسی; 📩 ارسال یادداشت‌های تحلیلی و نخبگانی:👇 @ostad_basiji
مشاهده در ایتا
دانلود
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۵) 🔰قسمت پنجم 🔺از نگاه او، هزینه‌کردن در راه خدا به پرداخت مال محدود نبود. هرکس می‌توانست دانش، تخصص، اعتبار، موقعیت اجتماعی یا ظرفیت حرفه‌ای خود را در مسیر درست به کار گیرد. ☝️سخنران در همین زمینه یادآور شد که طبق وعده قرآن، آنچه در راه خدا هزینه شود، بی‌پاداش نخواهد ماند و خداوند آن را به انسان بازخواهد گرداند. 🖇او این وعده را به هزینه‌های آمادگی و مقاومت نیز مرتبط کرد: هر میزان توان و امکاناتی که برای مقابله با دشمن فراهم شود و هر هزینه‌ای که در مسیر تقویت نیروها و تجهیزات صورت بگیرد، در منطق ایمان به خداوند بی‌حاصل نخواهد ماند. ❗️بنابراین، نباید نگرانی از هزینه‌کردن به عاملی برای کنارکشیدن از مسئولیت تبدیل شود؛ بلکه باید با تکیه بر وعده الهی، در برابر دشمن محکم ایستاد و توان جامعه را افزایش داد. 👌سخنران برای تأکید بر جایگاه پایداری در این مسیر، آیه ۱۴۶ سوره آل‌عمران را نیز مطرح کرد: «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ.» ☝️او یادآور شد که چه بسیار پیامبرانی که گروه‌های بزرگی از پیروانشان در کنار آنان جنگیدند و در برابر دشواری‌ها و آسیب‌هایی که در راه خدا به آنان رسید، نه سستی نشان دادند، نه ضعف و ناتوانی به خود راه دادند و نه در برابر دشمن تسلیم شدند. 🔷سخنران از این آیه برای توضیح ارزش همراهی با ولی الهی بهره گرفت و تأکید کرد که حرکت در کنار پیامبری که خداوند او را برای هدایت بشر فرستاده، یا همراهی با نایب او، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا هزینه‌کردن در راه خدا، هنگامی که در مسیر هدایت الهی و همراه با رهبر الهی قرار می‌گیرد، معنایی فراتر از تلاش پراکنده و فردی می‌یابد. 🔺او در همین چارچوب، تعبیر «رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ» را به علمای ربانی پیوند زد و گفت که حضور و همراهی این عالمان می‌تواند برای حرکت جامعه تعیین‌کننده باشد. در تبیین سخنران، عالمان ربانی چراغ راه مردم بودند؛ مسیر را روشن می‌کردند، راه درست را نشان می‌دادند و به جامعه کمک می‌کردند تا در صراط مستقیم حرکت کند. ❗️او این احتمال را نیز مطرح کرد که اگر چنین چهره‌هایی در کنار پیامبران و رهبران الهی حضور نداشتند، همراهی مردم عادی نیز ممکن بود به همان اندازه شکل نگیرد. بنابراین، نقش علما در مقاومت تنها به حمایت لفظی یا اعلام موضع محدود نبود؛ بلکه آنان باید با هدایت فکری و روشن‌کردن مسیر، زمینه همراهی جامعه را فراهم می‌کردند. 🔶با کنار هم گذاشتن این آیات، سخنران دو سطح از مسئولیت را از یکدیگر متمایز کرد: نخست، وظیفه آحاد مردم برای مقاومت در راه خدا و ایستادگی در برابر دشمن؛ دوم، وظیفه حکومت اسلامی برای فراهم‌کردن زمینه‌های لازم این مقاومت از طریق تربیت نیروی انسانی، تأمین تجهیزات و سازمان‌دهی امکانات. 🔺در کنار این دو، علما نیز مسئولیتی ویژه داشتند؛ آنان باید همراه ولی الهی حرکت می‌کردند و با روشنگری و هدایت، جامعه را در مسیر مقاومت یاری می‌دادند. 🔺از نظر او، مقاومت هنگامی به یک توان واقعی و پایدار تبدیل می‌شد که وظیفه عمومی مردم، مسئولیت سازمان‌یافته حکومت و نقش هدایتگر علما در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند. ⁉️پس از تبیین این مسئولیت‌ها، سخنران به پرسش بنیادی‌تری پرداخت: مبنای عقلانی و انسانی مقاومت چیست؟ چرا مقاومت ضرورت دارد و آیا می‌توان برای آن، علاوه بر فرمان دینی، مبنایی عقلانی و فطری نیز ارائه کرد؟ 🔺او پاسخ خود را با توضیح نقش عقل آغاز کرد و گفت که مقاومت، پیش از آنکه صرفاً موضوعی سیاسی یا نظامی باشد، با ساختار طبیعت انسان و نحوه مواجهه او با موانع ارتباط دارد. 🔷او برای توضیح این مسئله، ابتدا به طبیعت موجودات اشاره کرد. به گفته او، طبیعت اقتضا می‌کند که موجود زنده در برابر موانعی که راه حرکت و رشدش را می‌بندند، واکنش نشان دهد و برای عبور از آن‌ها تلاش کند. اگر مانعی در مسیر رشد یک گیاه قرار بگیرد، گیاه از مسیر دیگری می‌کوشد از خاک سر برآورد. 🔺حیوان نیز هنگامی که در معرض آزار قرار می‌گیرد، از خود واکنش و مقاومت نشان می‌دهد. انسان هم به‌عنوان موجودی زنده، در برابر آنچه حیات و حرکت او را مختل می‌کند، به‌طور طبیعی میل به مقابله دارد. 🔷او برای ملموس‌شدن این استدلال، به بیماری مثال زد: هنگامی که انسانی بیمار می‌شود و از قرص یا دارو استفاده می‌کند، در واقع می‌کوشد در برابر بیماری مقاومت کند و مانع ادامه اثر آن شود. بنابراین، مقاومت در سطح نخست، واکنشی بیگانه با طبیعت انسان نیست؛ بلکه از اقتضائات حیات و تلاش برای حفظ و بهبود آن سرچشمه می‌گیرد. 💢برای مطالعه قسمت ششم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۶) 🔰قسمت ششم 🔸دومین مبنایی که سخنران مطرح کرد، فطرت بود. او با ارجاع به دیدگاه امام خمینی(ره)، از دو تعبیر «فطرت مخموره» و «فطرت محجوبه» سخن گفت. 🔺در توضیح فطرت مخموره، دو جهت اساسی را مورد توجه قرار داد: نخست، گرایش انسان به کمال مطلق و خیر محض؛ و دوم، نفرت از نقص و میل به دوری از آن. در بیان امام خمینی(ره)، فطرت عشق به کمال مطلق و فطرت تنفر از نقص و شر، دو جهت بنیادین در ساختار فطری انسان‌اند. 🔸سخنران توضیح داد که انسانی که کمال را می‌خواهد، نمی‌تواند نسبت به هر عاملی که مانع رسیدن او به کمال می‌شود بی‌تفاوت بماند. اگر چیزی انسان را از مقصد مطلوبش دور کند، عقل و فطرت او را به مقابله با آن مانع فرامی‌خوانند. ‼️به همین ترتیب، اگر انسان از نقص گریزان باشد، باید در برابر عواملی که او را به سوی نقص سوق می‌دهند یا راه کمالش را می‌بندند، ایستادگی کند. از این منظر، مقاومت نه امری تحمیلی و بی‌ریشه در وجود انسان، بلکه واکنشی متناسب با میل فطری او به کمال و دوری از نقص بود. 🔻در ادامه، سخنران فطرت محجوبه را مطرح کرد؛ فطرتی که بر اثر آلودگی به گناه و غلبه حجاب‌های ناشی از آن، از جهت اصیل و الهی خود فاصله می‌گیرد. در این وضعیت، گرایش‌های فطری انسان زیر حجاب قرار می‌گیرند و تشخیص درست او از خیر، کمال و مسیر مطلوب مختل می‌شود. 👌این تمایز از نظر او اهمیت داشت؛ زیرا می‌خواست نشان دهد که چرا گاهی انسان، برخلاف اقتضای عقل و فطرت، در برابر ظلم و تجاوز بی‌تفاوت می‌ماند یا حتی تسلیم‌شدن را راهی عقلانی جلوه می‌دهد. در تبیین او، چنین انفعالی را نمی‌شد لزوماً به معنای اقتضای فطرت دانست؛ بلکه باید احتمال داد که حجاب‌هایی بر فطرت و تشخیص انسان نشسته باشند و او را از مطالبه کمال و پرهیز از نقص دور کرده باشند. 🔸سومین مبنای مقاومت در سخنان او، کرامت انسانی بود. سخنران تأکید کرد انسانی که برای خویش کرامت و ارزش قائل است، ذلت را نمی‌پذیرد و اجازه نمی‌دهد که دیگری او را به جایگاهی فرودست و تحقیرآمیز بکشاند. انسان کریم‌النفس زیر بار ظلم نمی‌رود؛ زیرا پذیرش ظلم و تن‌دادن به ذلت، با احساس کرامت و عزت او ناسازگار است. 🖇او در اینجا به موضع امام حسین(ع) استناد کرد و عبارت مشهور ایشان را یادآور شد: «هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ، يَأْبَى اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ...» ✴️در استدلال سخنران، این سخن تنها بیان یک موضع احساسی نبود؛ بلکه بیانگر پیوند میان کرامت و مقاومت بود. اگر انسان برای خود شأن و ارزشی قائل باشد، در برابر آنچه کرامت او را هدف می‌گیرد، بی‌تفاوت نمی‌ماند. مقاومت از این منظر، پاسداشت منزلتی است که انسان برای خود قائل است و اجازه نمی‌دهد ظلم و تجاوز، این منزلت را از او سلب کند. 🔻مبنای دیگری که سخنران در ادامه مطرح کرد، حق بود. او توضیح داد که اگر انسانی صاحب حقی باشد، طبیعی است که بتواند در چارچوب آن حق عمل کند؛ اما هنگامی که کسی آن حق را از او بگیرد و در آن تصرف کند، فردِ مورد تعرض برای دفاع از حق خود، مبنایی روشن برای مقاومت خواهد داشت. 🔺به اعتقاد او، وقتی حقی از جامعه‌ای سلب شده باشد، نمی‌توان صرفاً با استناد به وجود هزینه‌های مقاومت، آن جامعه را از دفاع از حق خود منصرف کرد. مسئله در چنین وضعیتی، دفاع از حقی است که مورد تعرض قرار گرفته و مقاومت، واکنشی به همین تعرض محسوب می‌شود. ⚠️در همین زمینه، سخنران به اظهارات برخی افراد، از جمله کسانی که حتی لباس روحانیت بر تن داشتند، انتقاد کرد که خواستار برگزاری رفراندوم درباره مقاومت شده بودند. پرسش او این بود که رفراندوم در اینجا چه معنایی پیدا می‌کرد؟ ❗️اگر دشمن به جامعه تعرض کرده و حقی را از آن سلب کرده است، چرا باید برای دفاع از آن حق، دوباره از مردم پرسیده شود که آیا می‌خواهند از حق خود دفاع کنند یا نه؟ 🔺این منطق با حکم عقل سازگار نیست؛ زیرا وقتی حقی از انسان گرفته می‌شود، عقل او را به قیام برای بازپس‌گیری و دفاع از آن فرامی‌خواند. دفاع از حق، در این استدلال، موضوعی نبود که اصل ضرورت آن را بتوان به‌سادگی به انتخاب میان مقاومت و بی‌تفاوتی فروکاست. 🔸سخنران سپس مبنای دیگری را به بحث افزود: محبت و تعلق به امر محبوب. او استدلال کرد که حتی اگر چیزی صرفاً محبوب انسان باشد و فرد نسبت به آن احساس تعلق کند، هنگامی که آن محبوب در معرض آسیب قرار می‌گیرد، عقل انسان را به واکنش فرا می‌خواند. 💢برای مطالعه قسمت هفتم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۷) 🔰قسمت هفتم 🔺بر همین اساس، اگر ایران محبوب انسان باشد و کسی واقعاً خود را دوستدار ایران بداند، باید در برابر آسیبی که به آن وارد می‌شود، از خود واکنش نشان دهد و برای دفاع از آن قیام کند. او این مسئله را نیز از جنس تشخیص عقلانی دانست و تأکید کرد که در اینجا، از نگاه او، نمی‌توان ضرورت دفاع از محبوب و سرزمین را به خواست لحظه‌ای مردم یا برگزاری رأی‌گیری درباره اصل آن وابسته کرد. ☝️در تکمیل این مبانی، سخنران به اخلاق فضیلت اشاره کرد. به گفته او، غیرت، شجاعت و پرهیز از بزدلی، انسان را به ایستادگی در برابر تجاوز فرامی‌خوانند. اگر کسی به سرزمین، خانواده یا نوامیس انسان تعرض کند، بی‌تفاوت‌ماندن در برابر این تعرض با اقتضای غیرت و شجاعت سازگار نیست. 👌او تصریح کرد که از نظرش، هم عقل و هم شرع این ایستادگی را تأیید می‌کنند و عرف نیز آن را می‌پذیرد. بنابراین، دفاع از جامعه و هویت آن، فقط بر یک مبنای منفرد استوار نبود؛ طبیعت، فطرت، کرامت، حق، هویت و اخلاق فضیلت، هر یک از زاویه‌ای ضرورت مقاومت را توضیح می‌دادند. 🔸سخنران پس از طرح این مبانی، بار دیگر به هدف مقاومت بازگشت. اگر مقاومت از اقتضای عقل و فطرت، از حفظ کرامت، از دفاع از حق و هویت و از اخلاق فضیلت سرچشمه می‌گرفت، باید به هدفی روشن منتهی می‌شد. ✴️این هدف، از نگاه او، بازدارندگی در برابر دشمن بود: جامعه باید چنان قدرت و توانایی پیدا کند که دشمن جرئت نکند به آن تعرض کند یا برای مقابله با آن، به‌آسانی تصمیم بگیرد. 🔺این بازدارندگی نیز نباید صرفاً در یک حوزه محدود می‌ماند؛ بلکه باید در تمام عرصه‌هایی که دشمن امکان فشار و تعرض دارد، از علم و فناوری گرفته تا اقتصاد، رسانه، نظامی‌گری، امنیت، سیاست، اخلاق و اجتماع، توان لازم شکل می‌گرفت. 🔻او در ادامه، وعده الهی را به استدلال خود افزود و به آیه شانزدهم سوره جن استناد کرد: «وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا.» 🔺سخنران از این آیه چنین برداشت کرد که اگر مردم بر مسیر درست و ایمان استقامت کنند و در آن ثابت‌قدم بمانند، برکات فراوانی نصیب آنان خواهد شد. او به تفسیر علامه طباطبایی(ره) اشاره کرد و توضیح داد که تعبیر «ماءً غدقاً» در این آیه به معنای آب فراوان است و در تفسیر آیه، به رزق فراوان و گشایش در روزی نیز اشاره دارد. 🔺از نگاه او، استقامت در مسیر حق و مقاومت در برابر دشمن، نباید صرفاً با دشواری‌ها و هزینه‌های کوتاه‌مدت سنجیده شود؛ بلکه باید وعده الهی درباره برکات پایداری را نیز در نظر گرفت. او بر همین اساس نتیجه گرفت که جامعه‌ای که برای خدا در مسیر درست گام برمی‌دارد، نباید از هزینه‌کردن و ایستادگی بیم داشته باشد. 👌سخنران در پایان بخش اصلی سخنانش، با تأکید بر اینکه پیروزی در نهایت از جانب خداوند است، به مضمون این آیه استناد کرد: «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»؛ 🔶بخش پرسش و پاسخ در بخش پرسش‌وپاسخ، یکی از حاضران پرسشی درباره حدود آمادگی دفاعی و نوع تسلیحات مطرح کرد. ⁉️او با اشاره به رفتار دشمنانی که به تعبیرش، مرتکب جنایت می‌شوند، مدرسه‌ها را هدف قرار می‌دهند و دانش‌آموزان را به شهادت می‌رسانند یا به بیمارستان‌ها حمله می‌کنند، پرسید که با توجه به آیه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّنْ قُوَّةٍ»، آیا جامعه اسلامی نیز باید برای مقابله با چنین دشمنی به همان ابزارها متوسل شود؟ او مشخصاً این مسئله را مطرح کرد که اگر دشمن احتمال استفاده از بمب هسته‌ای را در اختیار داشته باشد، آیا از نظر این آیه، جامعه اسلامی نیز باید به سمت دستیابی و استفاده از چنین سلاح‌هایی برود؟ پرسش او ناظر به این بود که چگونه می‌توان میان ضرورت بازدارندگی و ملاحظات اعتقادی درباره نوع تسلیحات جمع کرد. 🔺حجت‌الاسلام والمسلمین امیدی در پاسخ تأکید کرد که نکته محوری، رسیدن به سطحی از اقتدار است که دشمن از جامعه هراس داشته باشد و از تعرض به آن صرف‌نظر کند. او توضیح داد که آیه قرآن، اصل ضرورت آمادگی و ایجاد بازدارندگی را بیان کرده، اما ابزار تحقق این هدف را به یک سلاح مشخص محدود نکرده است. 🔺به اعتقاد او، ممکن است جامعه برای ایجاد چنین بازدارندگی‌ای به ابزارها و توانمندی‌هایی دست پیدا کند که دشمن اساساً آن‌ها را پیش‌بینی نکرده باشد. شاید برخی کشورها تصور کنند بمب اتم تنها ابزار ممکن برای ایجاد هراس در طرف مقابل است، اما این تصور ضرورتاً درست نیست؛ ممکن است نوع دیگری از تسلیحات یا توانمندی فناورانه، قدرت بازدارندگی لازم را ایجاد کند. 💢برای مطالعه قسمت پایانی اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۴ | ۱۰ مهرماه (۸/۸) 🔰قسمت پایانی ✴️او سپس نتیجه گرفت که در برابر دشمنی که از سلاح هسته‌ای برخوردار است، لزوماً نیازی نیست که جامعه دقیقاً همان سلاح را در اختیار داشته باشد تا بتواند بازدارندگی ایجاد کند. 👌آنچه اهمیت دارد، رسیدن به سطحی از توانمندی است که دشمن را نگران کند و احتمال تعرض او را کاهش دهد. بااین‌حال، سخنران تصریح کرد که اگر جامعه در زمینه توانمندی هسته‌ای به سطحی برسد که دشمن را نگران سازد و بازدارندگی ایجاد کند، اصل تلاش برای دستیابی به چنین سطحی از توانمندی قابل طرح است. 🔺اما اینکه این توانمندی به ساخت و تبدیل‌شدن به سلاح منتهی شود یا نشود، تصمیمی بود که او تعیین تکلیف نهایی آن را به امام جامعه واگذار کرد. 🔺به این ترتیب، پاسخ او بر تفکیک میان اصل دستیابی به اقتدار بازدارنده و تصمیم درباره نوع و سطح نهایی تسلیحات استوار بود؛ یعنی ضرورت آمادگی را پذیرفت، اما شکل نهایی استفاده از ظرفیت‌های حساس دفاعی را موضوع تصمیم‌گیری رهبری دانست. 🔶جمع‌بندی امشب در جمع‌بندی، محور اصلی سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین امیدی این بود که مقاومت، مفهومی محدود به میدان نظامی یا واکنشی مقطعی در برابر حمله دشمن نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از آمادگی‌ها و اقدام‌های به‌هم‌پیوسته است که باید تمام عرصه‌های حیات جامعه را دربر بگیرد. 👌استدلال او از آیه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّنْ قُوَّةٍ» آغاز شد و به ضرورت تربیت نیروی انسانی و تأمین تجهیزات در میدان‌های نظامی، فرهنگی، اقتصادی، رسانه‌ای، علمی، فناوری، امنیتی، سیاسی، اخلاقی و اجتماعی رسید. 🔺در این چارچوب، مردم مسئولیت داشتند متناسب با توان و موقعیت خود در تقویت جامعه مشارکت کنند؛ حکومت اسلامی باید امکان سازمان‌دهی و تأمین نیروی انسانی و تجهیزات لازم را فراهم می‌کرد؛ و علما نیز وظیفه داشتند با همراهی ولی الهی، مسیر را برای جامعه روشن کنند. 🔺مبانی این مقاومت نیز در نگاه سخنران، به فرمان دینی محدود نماند و از طبیعت انسان، فطرتِ خواهان کمال و گریزان از نقص، کرامت انسانی، حق، هویت و اخلاق فضیلت استدلال شد. بدین‌ترتیب، دفاع از جامعه در برابر تجاوز، نه انتخابی صرفاً احساسی، بلکه تکلیفی برخاسته از مجموعه‌ای از مبانی عقلی، دینی و اخلاقی تصویر شد. 👌هدف نهایی این منظومه، از نگاه سخنران، بازدارندگی پایدار بود؛ یعنی رسیدن به چنان سطحی از توانمندی که دشمن نتواند تعرض به جامعه را اقدامی کم‌هزینه و قابل تکرار تصور کند. 🔺برای تحقق این هدف، آمادگی باید پیش از بحران شکل بگیرد و هزینه‌کردن در راه آن، تنها به پرداخت پول محدود نشود؛ علم، تخصص، امکانات شغلی، موقعیت اجتماعی و ظرفیت‌های هر فرد نیز می‌توانند در خدمت تقویت جامعه قرار گیرند. 👌در عین حال، سخنرانی تأکید کرد که مقاومت بدون شناخت میدان‌ها، تربیت نیروهای کارآمد، تجهیز متناسب با تهدید و توجه به دشمن آشکار و پنهان، به اقتدار پایدار تبدیل نخواهد شد. ⁉️پرسش پایانی درباره سلاح هسته‌ای نیز همین اصل را در حوزه‌ای حساس‌تر به آزمون گذاشت: هدف، ایجاد بازدارندگی است، نه لزوماً تقلید از ابزار دشمن؛ هرچند تعیین حدود نهایی تسلیحات، بنا بر پاسخ سخنران، در صلاحیت رهبری جامعه قرار دارد. 🔺از این منظر، مبانی و اهداف مقاومت در یک مسیر به هم می‌رسند: جامعه‌ای که از حق، هویت و کرامت خود دفاع می‌کند، باید توان دفاع از آن‌ها را نیز بسازد؛ و این توان زمانی به بازدارندگی واقعی می‌انجامد که عقلانیت در تشخیص تهدید، سازمان‌دهی در عمل، مشارکت عمومی و استقامت در مسیر حق در کنار یکدیگر قرار گیرند. ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
20M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 | برشی از سخنرانی با موضوع "نقش روحانیت در دفاع مقدس"، در موکب تبیینی-بصیرتی 📌"نقش روحانیت در دفاع مقدس" 🎤 حجت‌الاسلام والمسلمین منتظرزاده (2️⃣) 🖇کیفیت بالا 💢 مشاهده قسمت‌های:  1️⃣ ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
🌙 روایت‌ها، مسیر یک جامعه را شکل می‌دهند... 🔶 در روزگاری که گاهاً غبار روایت‌های نادرست، حقیقت را پنهان می‌کند، رسالت ما ساختن، شنیدن و گفتن روایت درست است؛ روایتی که بر پایه بصیرت، وحدت و اندیشه شکل می‌گیرد. 🔰 موکب تبیینی بصیرتی 📖 موضوع امشب: «جنگ تمدن‌ها؛ بازتولید گفتمان تقابل غرب و اسلام» 🎙 سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین مومنی 🗓 امشب ۲۱ مهرماه 🕙 ساعت ۲۱ 📍 قم، خیابان شهید صدوقی، روبروی کوچه ۴۱ حضور همه علاقه‌مندان، اساتید، طلاب، دانشجویان و عموم مردم در این نشست آزاد و موجب افتخار است. ✅ «وحدت کلمه و اتحاد مقدس، از اصولی‌ترین نیازهای امروز کشور است.» مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) ــــــــــــــــــــــــــــ ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
🎞 از ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۱) 📌موضوع: حفظ امام و نائب امام؛ شرط اساسی ظهور 👤سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمد صابر جعفری، قائم‌مقام بنیاد حضرت مهدی موعود(عج) 🔷صد و چهاردهمین جلسه موکب تبیینی بصیرتی، در دویست‌وهفدهمین شب بعثت و حماسه‌آفرینی و حضور مردم در میدان، با حضور بسیار خوب مردم برگزار شد. 🔷مطابق شب‌های گذشته، پیش از آغاز سخنرانی سوره فتح، سرود جمهوری اسلامی ایران و پس از آن، صلوات خاصه حضرت فاطمه معصومه(س) خوانده شد. 🔷مجری برنامه حجت‌الاسلام بهرمن، ضمن خوشامدگویی به حاضران، شعری از علی ساعدی با مضمون ایستادگی تا پایان راه، امید به ظهور، وفاداری به مسیر شهیدان و خونخواهی امام شهید قرائت کرد: مرد و زن، مردان میدانیم تا پایان کار پای حق مردانه می‌مانیم تا پایان کار از امید و عشق سرشاریم تا روز ظهور جلوه‌ی اعجازِ ایمانیم تا پایان کار پرچم توحید، ایران است ایرانِ حسین جان‌فدای خاک ایرانیم تا پایان کار لاله‌زارِ سرخِ ایثار است دامانِ وطن رهرو راه شهیدانیم تا پایان کار با یزید پست می‌جنگیم این یعنی شرف ما حریف حزب شیطانیم تا پایان کار پیرو پیرِ جمارانیم و آقای شهید لشکر اسلام و قرآنیم تا پایان کار با شعار «یا لثارات الحسین» آماده‌ایم جان به کف خونخواه یارانیم تا پایان کار 🔶حجت‌الاسلام والمسلمین جعفری، در آغاز سخنرانی، موضوعی را برای تأمل مطرح کرد که محور اصلی بحث او بود: اگر یکی از مهم‌ترین عوامل غیبت امام عصر(عج)، حفظ جان آن حضرت از شهادت نابهنگام باشد، چه نسبتی میان آمادگی جامعه، حفظ شخصیت امام و امکان ظهور برقرار می‌شود؟ 🔺او برای رسیدن به پاسخ، ابتدا به تبیین مفهوم غیبت پرداخت. به گفته او، اصل مهدویت و وعده وراثت زمین به صالحان، در سنت‌های دینی پیشینه‌ای گسترده دارد و قرآن نیز صریحاً فرموده است: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛ / «در زبور، پس از ذکر، نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد» (انبیاء، ۱۰۵). ☝️او با اشاره به اینکه در عهد عتیق موجود و در مزامیر حضرت داوود(ع) نیز عبارتی با همین مضمون آمده بود که شریران منقطع خواهند شد و شایستگان وارث زمین خواهند شد، این هم‌خوانی را نشانه‌ای قابل تأمل دانست؛ به‌ویژه آنکه به اعتقاد او، این مضمون در متون موجود، با وجود تحریف‌هایی که در تورات و انجیل رخ داده بود، همچنان قابل مشاهده بود. 👌سخنران تأکید کرد که اصل بحث او، بررسی تفصیلی همه علل غیبت نیست، اما برای رسیدن به موضوع اصلی ناگزیر است چند نکته پایه‌ای را روشن کند. نخستین نکته، تفاوت میان «غیبت» و «نبودن» امام بود. 🔺او توضیح داد که در روایات شیعه، غیبت امام زمان(عج) لزوماً به معنای حضورنداشتن آن حضرت در میان مردم یا رفتن ایشان به آسمان‌ها، مانند برداشته‌شدن حضرت عیسی(ع) به سوی آسمان، نیست؛ بلکه یکی از معانی محوری غیبت، ناشناخته‌بودن امام برای مردم بود. 🔺برای توضیح این معنا، به روایتی از امام باقر(ع) اشاره کرد که در آن، امام مهدی(عج) به حضرت یوسف(ع) تشبیه شده است؛ همان‌گونه که برادران یوسف او را می‌دیدند، اما نمی‌شناختند، امام نیز می‌توانست در میان مردم حضور داشته باشد، به بازارهای آنان وارد شود، در مسیرهایشان قدم بگذارد، بر فرش‌هایشان راه برود، به آنان سلام کند و آنان را ببیند و بشناسد، بی‌آنکه مردم او را بشناسند. 🔷سخنران توضیح داد که برخی تعابیر روایی از ندیدن امام سخن گفته‌اند و برخی دیگر از دیدن بدون شناختن او؛ تفاوتی که می‌توانست با مراتب و شرایط متفاوت افراد ارتباط داشته باشد. بنابراین، غیبت را نباید به معنای نبودن امام تلقی کرد؛ مسئله این است که جامعه تا چه اندازه امکان شناسایی و بهره‌مندی آگاهانه از حضور حجت خدا را پیدا می‌کرد. 👌اهمیت این مسئله از آنجا روشن‌تر می‌شود که طولانی‌شدن غیبت می‌تواند یقین انسان‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. 🔺دکتر جعفری به دعایی در دوران غیبت استناد کرد که در آن آمده بود: «اللَّهُمَّ وَلَا تَسْلُبْنَا الْيَقِينَ لِطُولِ الْأَمَدِ فِي غَيْبَتِهِ وَانْقِطَاعِ خَبَرِهِ عَنَّا، وَلَا تُنْسِنَا ذِكْرَهُ وَانْتِظَارَهُ وَالْإِيمَانَ بِهِ وَقُوَّةَ الْيَقِينِ فِي ظُهُورِهِ وَالدُّعَاءَ لَهُ وَالصَّلَاةَ عَلَيْهِ...» 🔼«خدایا، مبادا طولانی‌شدن دوران غیبت و بی‌خبری ما از او، یقین را از ما بگیرد؛ و مبادا یاد او، انتظارش، ایمان به او، یقین به ظهورش، دعا برای او و صلوات بر او را فراموش کنیم.» 🔺این دعا، افزون بر یادآوری طولانی‌شدن غیبت، از خطری دیگر نیز پرده برمی‌داشت: ممکن بود فاصله طولانی میان جامعه و امام، به فراموشی تدریجی یاد و انتظار او بینجامد. 💢برای مطالعه قسمت دوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۲) 🔰قسمت دوم 🔸از همین رو، عالمان شیعه در طول تاریخ درباره علت، فلسفه و حکمت غیبت بحث کردند؛ مفاهیمی که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به مسئله نگاه می‌کردند. ☝️سخنران یادآور شد که در بعضی روایات، غیبت «سرّی از اسرار الهی» معرفی شد، اما این تعبیر به معنای بسته‌بودن راه هرگونه فهم و بررسی نبود؛ زیرا در کنار آن، روایات متعددی به وجوه و علت‌های مختلف غیبت اشاره کردند. هرکدام از این نقل‌ها می‌توانستند جلوه‌ای از مسئله را روشن کنند. ❗️یکی از این وجوه، امتحان و غربال‌شدن مردم بود. در روایات، از آزمون‌های پی‌درپی انسان‌ها در عصر غیبت سخن گفته شد؛ آزمون‌هایی که می‌توانستند ایمان فرد را تا مرزهای دشوار تزلزل پیش ببرند، به‌گونه‌ای که انسانی صبح با ایمان باشد و شب آن را از دست بدهد. 🔸سخنران در کنار این عامل، به وجه دیگری نیز اشاره کرد که با تعبیرهایی نظیر غضب الهی، ناشایستگی جامعه یا محرومیت ناشی از ناسپاسی قابل توضیح بود. در برخی نقل‌ها آمده بود که وقتی خداوند بر قومی غضب می‌کند، آنان را از جوار و همنشینی با اولیای خود دور می‌سازد. 🔸او همچنین به توقیع شریف امام زمان(عج) اشاره کرد که در آن، از ضرورت اجتماع قلبی شیعیان بر وفای به عهد سخن رفته بود؛ مضمونی که با این عبارت شناخته می‌شد: «وَلَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا ـ وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ ـ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ، لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا...»؛ یعنی اگر شیعیان در وفای به عهد، همدل و یکپارچه بودند، برکت دیدار با امام به تأخیر نمی‌افتاد. 🔺دکتر جعفری برای روشن‌ترشدن اثر ناسپاسی و نافرمانی جامعه در محروم‌شدن از امام، دو نمونه تاریخی را مطرح کرد. 🔷نخست، روایتی از امام حسن مجتبی(ع) درباره روزهای پایانی عمر امیرالمؤمنین(ع) بود که معمولاً در شب‌های نوزدهم ماه مبارک رمضان نیز نقل می‌شود که امیرالمؤمنین(ع) چند روز پیش از شهادت، پیامبر اکرم(ص) را در خواب دید و از رنجی که از امت ایشان کشیده بود، شکایت کرد: مردم از من خسته شده‌اند و من نیز از آنان به تنگ آمده‌ام. ⚠️پیامبر(ص) به ایشان فرمود که آنان را نفرین کند. امیرالمؤمنین(ع) نیز دعا کرد که خداوند مردمی بهتر به او عطا کند و به جای او، کسی را بر آن مردم مسلط سازد که شایسته آنان باشد. ‼️سخنران این ماجرا را صرفاً یک نفرین فردی تلقی نکرد؛ از نظر او، معنای اجتماعی آن، فاصله‌افتادن میان امام و جامعه‌ای بود که قدر امام خود را نشناخته بود و در نتیجه، خود را از حضور و هدایت او محروم می‌کرد. 🔸نمونه دوم، ماجرای قوم حضرت موسی(ع) در سوره مائده بود؛ سوره‌ای که سخنران از آن با عنوان «سوره ولایت» یاد کرد. حضرت موسی(ع) به قوم خود فرمان داده بود وارد سرزمین مقدس شوند و در برابر جباران آن سرزمین بایستند. 🔺قرآن از فرمان او چنین یاد کرده است: «يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ»؛ «ای قوم من، به سرزمین مقدسی که خدا برای شما مقرر کرده است وارد شوید و عقب‌گرد نکنید که زیانکار خواهید شد» (مائده، ۲۱). ⚠️قوم موسی به‌جای پذیرش فرمان پیامبر خود، گفتند در آن سرزمین مردمی جبار حضور دارند و تا آنان بیرون نروند، حاضر به ورود نخواهند شد. در این میان، دو نفر از کسانی که قرآن آنان را در شمار «الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا» قرار داده، به قوم یادآوری کردند که اقدام، خود بخشی از راه پیروزی است. 🔺 آنان گفتند: «ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»؛ یعنی از دروازه بر آنان وارد شوید؛ اگر وارد شوید، پیروز خواهید شد و اگر ایمان دارید، بر خدا توکل کنید (مائده، ۲۳). 👌سخنران تأکید کرد که عبارت «فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ» باید در ذهن بماند: آنان از قوم خواستند قدم نخست را بردارد و به وعده الهی اعتماد کند؛ همان منطقی که با آیه «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ» نیز پیوند داشت. ⚠️اما قوم موسی همچنان از ورود سر باز زدند و گفتند: «قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»؛ 🔺«گفتند: ای موسی، تا وقتی آنان در آنجا هستند، هرگز وارد نخواهیم شد؛ پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید، ما همین‌جا نشسته‌ایم» (مائده، ۲۴). 🔺این پاسخ، تنها امتناع از یک عملیات نظامی نبود؛ نوعی واگذاشتن مسئولیت پیامبر و تمسخر عملی فرمان او بود. آنان به موسی گفتند خودت و خدایت بروید و بجنگید؛ ما اینجا می‌مانیم و دعا می‌کنیم! 💢برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۳) 🔰قسمت سوم 🔺در پی این نافرمانی، حضرت موسی(ع) با اندوه گفت: «رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ»؛ «پروردگارا، من جز اختیار خودم و برادرم را ندارم؛ پس میان ما و این قوم فاسق جدایی بیفکن» (مائده، ۲۵). ‼️سخنران بر تلخی این صحنه مکث کرد: این قوم، همان کسانی بودند که با موسی از نیل عبور کرده، در برابر فرعون ایستاده و در پیروزی بر او سهیم شده بودند؛ همان همراهان انقلاب موسی که اکنون در حساس‌ترین مرحله، از اطاعت پیامبرشان سر باز زده بودند. قرآن آنان را «فاسق» خواند؛ یعنی نافرمانی آنان از حد یک اختلاف نظر ساده فراتر رفت و به خروج از مسیر فرمان الهی رسید. 🔺پیامد این سرپیچی نیز در آیه بعد بیان شد: «فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ»؛ آن سرزمین چهل سال بر آنان حرام شد و در زمین سرگردان ماندند (مائده، ۲۶). ❗️حضرت موسی(ع) همچنان پیامبر بود، اما آن مردم از امکان همراهی و بهره‌مندی از هدایت او در تحقق آن مأموریت محروم شدند. ⚠️سخنران با کنار هم گذاشتن این ماجرا و نفرین امیرالمؤمنین(ع)، بر یک نکته تأکید کرد: جامعه‌ای که قدر امام و رهبر الهی خود را نداند و در لحظه مسئولیت، او را تنها بگذارد، می‌تواند خود را از حضور و هدایت او محروم سازد؛ محرومیتی که گاه به شهادت امام و گاه به سرگردانی و عذاب جامعه می‌انجامد. 🔶حفظ جان امام؛ از علت غیبت تا شرط آمادگی برای ظهور دکتر جعفری پس از این مقدمه، دو عامل را در میان علل مطرح‌شده برای غیبت، مهم‌تر و مرتبط با یکدیگر دانست: نخست، بیعت‌نداشتن امام با طاغوت‌ها و مقیدنبودن به تعهدی که مانع قیام او شود؛ دوم، جلوگیری از شهادت نابهنگام امام. 🔺او توضیح داد که در توقیع امام زمان(عج) به اسحاق بن یعقوب، یکی از علت‌های غیبت چنین بیان شده بود: «إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِي إِلَّا وَقَدْ وَقَعَتْ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ، وَإِنِّي أَخْرُجُ حِينَ أَخْرُجُ وَلَا بَيْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِيتِ فِي عُنُقِي»؛ یعنی هیچ‌یک از پدرانم نبودند مگر آنکه بیعتی با طاغوت زمانشان بر گردنشان قرار گرفت؛ اما من هنگامی قیام خواهم کرد که بیعت هیچ‌یک از طاغوت‌ها بر گردنم نباشد. 🔺در روایتی از امام رضا(ع) نیز علت غیبت به این صورت بیان شد: «لِئَلَّا يَكُونَ فِي عُنُقِهِ لِأَحَدٍ بَيْعَةٌ إِذَا قَامَ بِالسَّيْفِ»؛ تا هنگام قیام با شمشیر، بیعت هیچ‌کس بر گردن او نباشد. 🟢منطق این عامل روشن بود: اگر امام بخواهد قیام کند اما از پیش به طاغوتی تعهد داده باشد، آن تعهد می‌تواند مانعی در مسیر قیام ایجاد کند. از سوی دیگر، شناخته‌شدن امام و آگاهی طاغوت از هویت و موقعیت او، خطر جانی را نیز افزایش می‌دهد. ☝️سخنران یادآور شد که این دو علت از یکدیگر جدا نبودند؛ زیرا تعهد به طاغوت می‌توانست به محدودیت در اقدام منجر شود و شناخته‌شدن امام نیز او را در معرض حذف فیزیکی قرار دهد. 🔸با این همه، او عامل دوم، یعنی «خوف از قتل»، را از مهم‌ترین وجوه غیبت دانست. در روایتی که در منابع مربوط به غیبت نقل شده، از امام درباره علت غیبت پرسیده شد و پاسخ آمد: «يَخَافُ الْقَتْلَ»؛ از کشته‌شدن بیم دارد. 👌سخنران تأکید کرد که این تعبیر به معنای ترس امام از شهادت نبود؛ اهل‌بیت(ع) از شهادت هراس نداشتند. مسئله، کشته‌شدن نابهنگام و پیش از تحقق مأموریت بود؛ شهادتی که اگر بدون تحقق اهداف و بدون امکان ادامه مسیر رخ می‌داد، راه را ناتمام می‌گذاشت. 🔺برای توضیح این تفاوت، به زنجیره امامت اشاره کرد: اگر امام باقر(ع) به شهادت می‌رسید، امام صادق(ع) پس از او عهده‌دار امامت بود؛ اگر امام هادی(ع) شهید می‌شد، امام حسن عسکری(ع) پس از ایشان حضور داشت. ‼️اما امام مهدی(عج)، بر اساس باور شیعه، آخرین امام و مأمور تحقق نهایی آن مسیر است. اگر ایشان نابهنگام به شهادت می‌رسیدند، مسئله صرفاً از دست‌رفتن یک رهبر نبود؛ مأموریت تاریخی‌ای که بنا بود به دست او به سرانجام برسد، ناتمام می‌ماند. از همین رو، حفظ جان امام اهمیتی اساسی داشت. 🔺سخنران برای نشان‌دادن دشواری این مسئولیت، به دوران امامت امام حسن عسکری(ع) پرداخت. 🔺آن حضرت از یک سو باید فرزند خود، امام مهدی(عج)، را به شیعیان معرفی می‌کرد تا جایگاه امامت و مسئله جانشینی در ابهام نماند؛ 🔻از سوی دیگر باید او را از خطرهایی حفظ می‌کرد که حتی ممکن بود از سوی افرادی با ظاهر انتساب به خاندان و جامعه شیعه ایجاد شوند. 🔺دکتر جعفری در این زمینه از جعفر کذاب نام برد و توضیح داد که حفظ امام، در آن شرایط، کاری بسیار دشوار بود؛ هم معرفی لازم بود و هم مراقبت از جان. 💢برای مطالعه قسمت چهارم اینجا کلیک کنید