آدما خیلی دیر میرسن،
خیلی دیر محبت میکنن،
خیلی دیر میفهمنت،
خیلی دیر پشیمون میشن
و دقیقا بین همین فاصلههاست که
از چشمت میوفتن و دیگه هیچ وقت
بهشون حسی پیدا نمیکنی.
منِ بی تو .
یه دورهی سختیه که حتی خودمم دقیق نمیفهمم دارم از چی میگذرم. فقط میدونم خیلی تحت فشارم، ناراحتم و یه عالمه چیز رو همزمان دارم به دوش میکشم.
منِ بی تو .
هیچکس بیشتر از پسری که واقعاً تو رو همسر آیندهش میبینه، راهنماییت نمیکنه. وقتی یه مرد واقعاً آیندهش رو با تو میخواد، فقط چیزایی که دوست داری بشنوی رو بهت نمیگه؛ راهنماییت میکنه، وقتی لازم باشه اشتباهاتت رو بهت گوشزد میکنه و واقعاً میخواد ببینه که تبدیل به بهترین نسخهی خودت میشی.
منِ بی تو .
پدر و مادرا باید یادشون باشه ماکیاولی چی گفته:
«بچهای که از ترس ازت حرفشنوی میکنه، یه روز برای بهدست آوردن آزادیش بهت دروغ میگه.»
منِ بی تو .