خاطره کتاب سهدقیقه در قیامت
(خاطره یکی از دوستان عزیز)
دوباره زنگ زدم و برای بار چندم پرسیدم آقا پس چی شد؟
مگر قول نداده بودی یکی دو روزه ارسال می شه?
جواب داد:
بابا من چند روز پیش بود که دو هزار جلد از همین کتاب را به شما دادم.
مگر شما این کتاب را لای نون می گذارید و می دهید مردم میخورند که اینقدر زود تمام می شود؟
منم کم نیاوردم و گفتم:
نه بابا! ما کتاب ها را فوت میکنیم و بر باد میدهیم و به هوا میفرستیم.
بابا حالا مردم به یک کتاب علاقه پیدا کردهاند و برای خرید آن مراجعه میکنند.
شما هم با این حرفهایت ما رو هی بپیچون!
زود کتابها را ارسال کن که مردم منتظر هستن
آخه…
وقتی این کتاب رو خوندم خیلی خوشم اومد و هر کس میاومد کتاب بخره این رو بهش معرفی می کردم،
خلاصه یه عده هم خیلی خوششون اومد و کتاب رو به خیلیهای دیگه دادند و معرفی کردند و معرفی و بعدشم معرفی و…
و بعدش خرید این کتاب خودش شد یه مشکل مهم من!
▫️این کتابو بخرید و بخونید و بخورید و به دیگران بدید تا اونا هم بخرن و بخونن و بخورن😌
•°○ @bakelas_ha ○°•
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اع ...
فکر کردید یادم رفته بحثمون در مورد یه کتاب دیگه بود...
نه بابا سرم شلوغه...👆
کمی صبر کنید ...😉
میام پیشتون❤️
•°○ @bakelas_ha ○°•
#نظرات_شما
#بگذارید_خودم_باشم
نمیگم نظراتتون رو برامون بفرستید...چون میدونم میفرستید🌿😉
بسیار نظراتتون هیجان انگیز و قشنگ بود و هست...
کمکم میذارم...
و نمیگم که حس خودم هم به این رمان بسیییی بسییییار نیکو هست😉
عاقا میگم دوستان
بیایید بصورت استیکر اسم کتاب رو برامون بفرستید یا در دو کلمهای به صورت استیکر حستون رو به رمان بگید.
... من کی حسم رو بگم؟؟😁