eitaa logo
باکلاس‌ها 😎
1.3هزار دنبال‌کننده
313 عکس
126 ویدیو
1 فایل
باکلاس‌ها کتابخوان هستند🌱 پاسخگویی‌مون : @admin_bakelas_ha ناشناس مون برای سخن یا درخواست هاتون😉😌:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dcduexi&btn=ناشناس.باکلاس‌ها اگر خواستید کتاب یا کتاب صوتی یا پی‌دی‌اف تهیه کنید اینجا هستیم: @ketab98_99
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسیار نظراتتون هیجان انگیز و قشنگ بود و هست... کم‌کم می‌ذارم... و نمی‌گم که حس خودم هم به این رمان بسیییی بسییییار نیکو هست😉 عاقا می‌گم دوستان بیایید بصورت استیکر اسم کتاب رو برامون بفرستید یا در دو کلمه‌ای به صورت استیکر حس‌تون رو به رمان بگید. ... من کی حسم رو بگم؟؟😁
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حال و هوای مردم در یکی از خاص‌ترین مکان‌های جهان! تونستی حدس بزنی کجاست؟🙂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
575.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏱ زمان یعنی کل عمر ما، یعنی از اول تا آخرش که فقط یه بار است و تکرار نمیشه. پاور درک و مدیریت زمان کمکت می‌کنه تا این یه بار رو درست حسابی بگذرونی و دیگه حسرت نخوری و ای کاش نگی. 💡با خودته دیدنش یا ندیدنش به هر بهانه‌ای... 👇🏻👇🏻 می‌تونی این پاور رو از کانال افسران تهیه کنی و زندگیت رو بهتر بسازی: @afsaran_pishraft
یک خاطره جذاب از داربستی که بی‌حواس بود! -خاطره از کتاب یادت باشد. رسول ملاحسنی- به توصیه ی دوستانم کتاب یادت باشد رو شروع کردم به خوندن. از اونجایی که وقتی کتابی برام جذاب باشه انگار به دستام می چسبه و تا تمومش نکنم خاصیت چسبندگی خودش رو از دست نمی ده. این کتاب هم از اون دسته کتاب های به شدت چسبناک بود برام و هرجا می رفتم با خودم می بردم و می خوندمش حتی توی خیابان… همین طور که توی پیاده رو داشتم خیلی شیک قدم می زدم و مانند فرهیختگان کتاب یادت باشد رو می خوندم و به خودم افتخار می کردم که من چقدر با فرهنگ و باکلاس هستم که حتی در خیابان هم کتاب را رها نمی کنم و به بقیه که کتاب نمی خواندن نگاه عاقل اندر سفیه می انداختم 😎 که به یک باره…! یک داربست از خدا بی خبر و بی حواس به من نزدیک شد و با سر محکم با داربست برخورد کردم از شدت درد چشمانم را بسته بودم. وقتی باز کردم فقط نگاه کردم ببینم کسی من را دیده یا نه؟ که دیدم از قضا و قدر زمانه یک مادر و دختر درست از رو به رو دارند می آیند و تمام واقعه را دیده بودند. و از بس جلوی خنده شان را گرفته بودن که نخندند صورتشان داشت کبود می‌شد. من هم برای نجات جان آن دو بانوی بزرگوار فکری کردم : به آنها نگاه کردم و خودم زدم زیر خنده 😁 آن‌ها هم که دیدن من عجب آدم با جنبه‌ای هستم، از خدا خواسته شروع کردن به خندیدن به بنده این بود ماجرای کتاب خواندن من...😂 اگر فکر می کنید که درس عبرتی برای من شد و از آن روز به بعد دیگه در پیاده رو کتاب نخوانم سخت در اشتباه هستید😒 •°○ @bakelas_ha ○°•