✍ #روایتشما
از رویداد « درامتدادوسکون »
بهنامِ حضرتِ دوست
که هرچه داریم از اوست!
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ بود.
خسته بودم و اگر در اعماق روحم کنکاش میشد، ردپای زخمهای ریز و درشت دیده میشد.
چند روزی بود که نوای: "جونم رفت، جَوونم رفت" را به یاد شهیدانِ جوانِ وطنم، کشورم، همهی جان و تنم، میشنیدم.
تا ناامیدی کامل شاید یک قدم فاصله داشتم.
زانوی غم بغل کرده بودم و هراسان بودم از آیندهی جوانانِ به دام افتادهی وطنم.
بلاتکلیف میان هجمهی بسیار دشمن، تنها کاری که میکردم غصه خوردن بود.
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ بود که ساعت ۱۵ باید به رویداد در امتداد یا سکون میرفتم.
از قبل با استاد این رویداد آشنایی داشتم و در رویداد جنگ روایتها به صورت اتفاقی شرکت کرده بودم.
اما مشکل اینجا بود دقیقا یک ساعت قبل از رویداد، امتحان مجازی داشتم.
این یالان دونیا آمده بود تا با من نسازد.
بله! دانشجوی بینوایی بودم که باید روز پنجشنبه ساعت ۱۴ ظهر امتحان میدادم و بلافاصله خودم را به رویداد میرساندم.
بندهی حقیر و دوستم خودمان را با حدود سی دقیقه تاخیر به جلسه رساندیم.
پذیرایی شده یا نشده نشستیم و بسمالله، گوشها را تیز میکنیم برای فهمیدن بیشتر، عَلی بَرِکَتِ ال... چیز این نبود ببخشید، قُرْبَةً إلَى الله!
استاد درسی از روی تصویر توضیح میدادند.
گفتند و گفتند و گفتند...
از دولت اسلامیِ تشکیل شدهی حالا، از تلاش کشورمان برای رسیدن به آن تمدن اسلامیِ آرمانی که نزدیک است تحقق پیدا کند، از عقلانیت پرورش پیداکردهی مردم، از معجزات فراوان این کشور که به آن بیتوجهیم و...
چهرهی شرکتکننده ها را ندیدم، اما اگر آینهای روبهرویم داشتم میدیدم چشمان از حدقه بیرون زده ام را که برقِ ذوق هالهای از آن را گرفته!
گفته بودم با ناامیدی یک قدم بیشتر فاصله نداشتم...
اما حالا سوار بر موشک فتاح در حال بازگشت در دلِ امید بودم.
دروغ چرا؟ ذره ای شک مانند دلقک، پرِ شترمرغ به دست دنبالم میکرد تا قلقلکم دهد و بگوید: آخر چگونه؟ چطور میشود؟ یعنی واقعیت دارد؟
.
رویداد به اتمام رسید، بعد از صدبار خداحافظی از جمع خانمها بالاخره خداحافظی صد و یکم نتیجه داد و ما از هم جدا شدیم.
نوای اذان، گلهای معطر وجودم را بیدار کرد و تصمیم بر این شد با دوست نوجوانم دست به دست و ذهنی پر از "مگه میشه؟" به مسجد پیغمبر(ص)، آن مسجد قدیمیِ عزیزِ شهر هِمِدان که خلوت عارفان بزرگی چون آشیخجوادآقایانصاریهمدانی بود، برویم.
دوست نوجوانم قصد وضو کرد. دختر جوانی که در اصطلاح امروز به امثال ایشان گفته میشود بیحجاب، در انتظار همراه خود که گلاب به رویتان، به سرویس بهداشتی رفته بود، ایستاده بود.
با کوله باری از وسایل دوستم که مرا وانت و نیسان دیده بود و آنها را به دستم داده بود، از کنار دختر رد شدم و قصد ورود به مسجد را داشتم که صدایش را شنیدم:
+ببخشید میشه یه چیزی ازتون بخوام؟
مرا میگویید، همانند کبوتر بی پر شدم، به طرفش چرخیدم و باتعجب گفتم:
_بله حتما، بفرمایید
+من آدم مومن و نمازخونی نیستم، میشه شما برام دعا کنید؟
اطراف چشمهایش را هالهای از اشک گرفته بود. تازه به چهرهاش دقت کردم. چقدر معصوم و مهربان بود. قلبم هم به درد آمد، هم دریچهای از امید از اعماق آن سیاهی هایش باز شد و نوری تابید.
_این چه حرفیه شما باید برای من دعا کنید، ولی چشم اگر قابل بودم حتما، حتما براتون دعا میکنم، انشاءالله عاقبت بخیر بشین، انشاءالله سرباز امام زمان(عج) بشین!
هالهی اشک شدیدتر شد و با بغض شدید به گفتن ممنونم اکتفا کرد.
.
بعد از نماز رو به دوستم کردم و تمام ماجرا را برایش شرح دادم.
چقدر سریع دلقکِ شک تو دهنی محکمی خورد و محو شد!
در تمام این مدت که آقای ما از سلاحِامید میگفت و وعدهی رسیدن به قله میداد این بود؟
عقلانیت رشد یافتهی مردم، توضیحی که فقط در رویداد گفته نشد بلکه برایمان کمتر از یک ساعت ثابت شد!
الحمدلله از این رویدادهایی که دریچهی نورانی امید را به رویمان باز میکنند...
الحمدلله
رقیهجلیلی✍🏻
۱۹بهمن۱۴۰۴
#دریچه
#برگ_آخر
هدایت شده از موج الحسین"علیه السلام"
19.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#جشن_ایران_مقتدر_ملت_پیروز
🎞 تیزر جشن پیروزی انقلاب اسلامی در شب ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
🆔 @tighezaban
⏰ آلارم گوشیـت رو برای
ساعت ۲۲ امشب کوککن!
بالاخره وقتش رسیده....
پس از درخواست ها و پیگیری های متعدد دوستان، قــــــراره فایل صوتی و پرده نگار ارائه بحث جذاب نشست در امتداد و سکون رو به اشتراک بزاریم با شما😉
#مهموفوری
#نشرحداکثری
➕مرکز رشـد بَـلـَـدچــٓی🌱
با بلدچی راه بلد میشی 🧭
@BALAD_CHI
مرکز رشد بلدچیبلدچی.mp3
زمان:
حجم:
45.7M
تحلیلی از تاریخ، اتفاقات امروز، آیندهماو تکلیفیکهبردوشداریم
🎙 حمید درسی
نشست«درامتدادوسکون»
۱۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ همدان/
#مهم
#نشرحداکثری
➕مرکز رشـد بَـلـَـدچــٓی🌱
با بلدچی راه بلد میشی 🧭
@BALAD_CHI
بلدچی🧭
تحلیلی از تاریخ، اتفاقات امروز، آیندهماو تکلیفیکهبردوشداریم 🎙 حمید درسی نشست«درامتدادوسکون»
اینم از صوت جلسه مهم رویداد در امتداد و سکون که قولشو داده بودیم👌😊
🔶تقدیم به تمامی شهدای جبهه ایمان✌️🏻🥀🇮🇷
حتما توی #نشرحداکثری این صوت سهمیم باشید✋🏻✋🏻
➕مرکز رشـد بَـلـَـدچــٓی🌱
@BALAD_CHI
بلدچی🧭
تحلیلی از تاریخ، اتفاقات امروز، آیندهماو تکلیفیکهبردوشداریم 🎙 حمید درسی نشست«درامتدادوسکون»
در امتداد وسکون.pdf
حجم:
2M
🏷️ فایل ارائه رویداد در امتداد و سکون
بخش؛ وقتی ماه کامل شد!
استاد؛ حمید درسی
بلدچی🧭
تحلیلی از تاریخ، اتفاقات امروز، آیندهماو تکلیفیکهبردوشداریم 🎙 حمید درسی نشست«درامتدادوسکون»
Fatemeh Nazari ZadehInShot_20260207_230658240_08022026(4).mp3
زمان:
حجم:
2.1M
🎙 #روایتشما
گاهیلبهایمپرازخندهمیشد
وگاهی چشمانم پـُـر از اشــک...
بلدچی🧭
تحلیلی از تاریخ، اتفاقات امروز، آیندهماو تکلیفیکهبردوشداریم 🎙 حمید درسی نشست«درامتدادوسکون»
#نظراتشما
یکی از انگشت شمار سخنرانیهایی بوده که در یک دهه اخیر شنیدم!!😍
➕مرکز رشـد بَـلـَـدچــٓی🌱
@BALAD_CHI
هدایت شده از مجموعه فرهنگی، تربیتی ثارالله همدان
إنا لله و إنا إلیه راجعون…
سپیده هنوز برنخاسته بود که آسمان، رنگ اندوه گرفت؛
خبر آمد که رهبر عظیم الشأنمان، امام امتمان، عبدی از عباد خدا و خادمی از خادمان این امت، در پی جنایتی ناجوانمردانه، جام شهادت نوشیده است.
ملتی که از کربلا آموخته است راه حق، بیخون و بیاشک نمیماند.
ای مرد صبر و بصیرت…
اکنون تو رفتهای، اما عهدی که با خدا بستی، بر زمین نمانده است و به ما وعده نصرت دادی. ما به وعده تو ایمان داریم.
امروز، دلهای مؤمنان شکسته است؛
اما شکستنی که بوی یقین میدهد... ما ایستادهایم.
ای شهید وطن، ما به عشق تو میایستیم و انتقام تو را میگیریم.
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر
هدایت شده از مجموعه فرهنگی، تربیتی ثارالله همدان
ملت شریف ایران!
اگر رهبر ایران رفت، خدای او زنده است، امید خود را به خدا از دست ندهید و با تمام قدرت در کنار نظام اسلامی بایستید و با جان و دل از حکومت ایران اسلامی دفاع کنید و اجازه نفس کشیدن به مخالفین حکومت را ندهید.