# السلام علیک یا زینب کبری
در چهل منـزل شامات شهیدم کردند
طعنه گفتند وبه کرات شهیدم کردند
چشمهایم لب گودال سیاهی رفت و
بی هوا وقت ملاقات شهیـدم کردند
تااشاره به سرتکردم وگفتم اینست
پسر هِلْیُـون تورات، شهیـــدم کردند
ضجهها بود ومـن وشام غریبانهٔمن
پای هفتادو دومشکاة شهیـدمکردند
هرکهخونخواهجملبودصفآراییکرد
با چنان شور و مباهات، شهیدم کردند
شامیان سنگ زدند آیه ی لبهایت را
رو به دروازه ی ساعات شهیدم کردند
پای پر آبله ی دختـــرکانت...!! ای آقا
در چهل منزل شامات شهیـدم کردند
در مِنای تو به دنبال تو میگشتیم آه
تا رسیدیم به میقات ، شهیدم کردند
زیر نعل سمِ اسبان، تنت از هم پاشید
آنهمه زخم و جراحات ،شهیدم کردند
سنگ کفر خودشان را به سرم کوبیدند
آخر این مردم بد ذات شهیـــدم کردند
نه به یک بار،چهل بار ،حرامیهـــــا در
کوچه،بازارو محلات شهیـــدم کردند
این منِ چله نشین سایه گرفتـم زیر ِ
نیزه در وقت مناجات، شهیدم کردند
چله ای را گذراندم که در آن هر لحظه
اشکها نیز به کــــرات شهیـــدم کردند
#اللهمالعنالجبتوالطاغوت
#اللّہُمَّعَـجِّللِوَلِیِّکَالفَࢪَج
#شهادتحضرتزینبکبریٰسلاماللهعلیها