السلام عليكم یا بقية الله
آب چشمم سحر ی و نمکش افطارم
غیر تو این دل خود را به که من بسپارم
آنچنان گیر توأم ماه هلال ابرویم
که دگر چشم از این راه، نشد بردارم
تکه ای ابرم و عمری است که سرگردان بر
دشت تب دار دل ِ غمزده ام می بارم
در کجا خیمه زده ای بُگُذار این سر را
بر ستونی که برآن تکیه زدی ،بگذارم
چشم در راهم و ویرانم و پر آشوبم
به که گویم که از این فاصله ها بیزارم
کاش، تکثیر شود ابر دعا ،در چشمم
بزند سیل ،بشوید همه ی زنگارم
یا منور بزند عشق تو بر جانم تا
از زمین کنده شود ،این تن بی مقدارم
باید این اشک تَشر بر منِ غافل بزند
تا که امشب، ،،به هوای تو کند هوشیارم
آسمان اخم مکن نور بپاش امشب را
تا همایی بنشیند به لب دیوارم
صاحب کل وجود من مجنون مهدی است
من همان خاک و گِل و خشتم و او معمارم
در این شب ها و روزهای عزیز برای ظهور مولایمان آقا بقية الله ارواحنا فداه دعا کنیم
#اللهم عجل لولیک الفرج
#سیده فاطمه موسوی
#کانون_هنرمندان_فریدونشهر
@bamehonar313