🕌 با بلند شدن صدای اذان از مسجد، مهدی لگدی به شکمم زد که از شدت ضربه ش علی هم از روی لباسم متوجه شد
- ماشاءالله پسرم مثل خودم زورش زیاده ها!! فکر کنم رزمی کاره ! - حالا جالبش اینه هر موقع اذان میگه، بیدار میشه و تکون میخوره.... بادی به غبغبش انداخت
-اخه پسر دکتر علی محبیه! یه اقای همه چی تمام!!!! درضمن مگه نمیدونی شوهرتم به نماز اول وقتش حساسه، پسرمم مثل خودمه!
🔸با خنده سری تکون دادم وگفتم ای از خود راضی!!!
http://eitaa.com/joinchat/3102605334Cfac7bc2cf1
♥️ روایتی سراسر عاشقانه با کل کل های بامزه زن و شوهریبا محوریت #سبکزندگیمهدوی با بیش از 1300پارت