eitaa logo
بانک تولیدات مجازی
10.4هزار دنبال‌کننده
57.2هزار عکس
35هزار ویدیو
3.3هزار فایل
بانک تولیدات مجازی معاونت تبلیغ حوزه‌های علمیه 🔰 اینجا سعی میکنیم بهترین تولید‌های رسانه‌ای را قرار دهیم تا ادمین‌های عزیز در کانال‌ها و سکو‌های خود منتشر کنند 🗒 موضوعات: 🔰مذهبی 🔰سیاسی 🔰فرهنگی ارتباط با ادمین @btid_api_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
❣️ 💢 زندگی حاج قاسم بدجوری به روضه اهل بیت علیهم السلام گره خورده بود. خیلی پیش می آمد دلش بهانه روضه می کرد. زنگ می زد به مداح و می گفت فلان نوحه را بخوان. گاهی وقت ها خودش می خواند. با سوز و آه. خیلی وقت ها فاصله 200 کیلومتری کرمان تا روستا را مهمان روضه تلفنی بودیم. 🔹 سوریه که بودیم، بیشتر پیش هم بودیم.می گفت: «موعظه مون کن تا غافل نشیم. روضه بخون سبک بشیم و شسته بشیم». 🌷 خاطره ای از شهید سردار 📚 منبع: کتاب سلیمانی عزیز، ص 101 🔗 https://btid.org/fa/photogallery/195450 📎 📎 📎 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 طی سال‌ها رفاقت با حاج قاسم هیچ وقت ندیدم نماز شب شهید سلیمانی قطع شود. آنهم نه نماز شبی عادی، نماز شب‌های او همیشه با ناله و اشک و اندوه به درگاه خدا بود. 🔹 من با شهید سلیمانی رفت و آمد داشتم حتی بارها در منزل‌شان خوابیدم، اتاق مهمانان با اتاق حاج قاسم فاصله داشت اما من با اشک‌ها و صدای ناله‌های او برای نماز بیدار می‌شدم. 🌷 راوی: سردار حسین معروفی 📚 منبع: کتاب من قاسم سلیمانی هستم، ص 47 🔗 https://btid.org/fa/photogallery/195619 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 سردار عزیز، قبل از شهادت شان (گفتند شاید سه ساعتی قبل از اینکه شهید شوند) دست ‌نوشته کوچکی نوشته ‌اند و همراه تسبیح و انگشتری به دختر محترمه ایشان تقدیم شده است. 🔹 در آن دست نوشته یک بار نوشته‌اند: «خدایا مرا بپذیر»؛ قبولم کن. دو بار گوشه دیگری نوشته‌اند: «خدایا مرا پاکیزه بپذیر.» «خدایا مرا خالص کن» 📚 منبع: کتاب من قاسم سلیمانی هستم، ص 72 🔗 https://btid.org/fa/photogallery/195762 📎 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 حاج قاسم برای صاحب منزلی که ایشان در خلال عملیات آزادسازی البوکمال، از آن منزل به عنوان مقر استفاده می کرد، نامه نوشت. 🔹 او در این نامه ضمن معرفی خود، بابت استفاده از منزل به عنوان مقر، از صاحب آن عذرخواهی کرده و ضمن نوشتن شماره تلفن منزل شخصی شان در انتهای نامه، برای جبران هر گونه خسارت احتمالی و یا هر گونه درخواست دیگری از طرف صاحب منزل، ابراز آمادگی کامل کرده است. 📚 منبع: کتاب من قاسم سلیمانی هستم، ص 64 🔗 https://btid.org/fa/photogallery/195926 📎 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 شهید سلیمانی، واقعاً مظهر تلاش بود. کار خستگی‌ناپذیر، همراه با شجاعت، یعنی کاری که کار معمولی نیست، احتیاج به شجاعت و شهامت دارد و متکی به عقلانیت است؛ هم شجاعت، هم عقلانیت، هر دو تحسین‌ّبرانگیز، با تدبیر. 🔹 کاملاً امکانات دشمن را هم می‌شناخت، اما در عین حال با کمال شهامت و قدرت وارد میدان میشد. از دشمن بیم نداشت و راهِ‌کار را انتخاب می‌کرد با تدبیر. 📚 بیانات مقام معظم رهبری،1400/10/11 🔗 https://btid.org/fa/photogallery/196058 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 شهید سلیمانی کار را برای خدا می‌کرد، تظاهر نداشت، لاف‌زنی نداشت؛ اوّلین پاداش دنیایی‌ای که خدای متعال به این اخلاص او داد، همین تشییع دَه‌ها میلیونی بود. 🔹 این تشییع، اوّلین جزای اخلاص او در دنیا بود.حالا جزای آخرت که به جای خود محفوظ؛این رواج اسم شهید سلیمانی و رواج شخصیّت او،یاد او و نام او در دنیا، جزای دنیوی [او بود]. 📚 بیانات مقام معظم رهبری،1400/10/11 🔗 https://btid.org/fa/photogallery/196203 📎 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 یوسف هنگام تخریب پلِ جزیزه مجنون شهید شد. بعد از شهادت اومد به خواب یکی از همرزماش و گفت: نمیدونی وقت شهادتم چقدر لذت بخش بود. همرزمش پرسید: نگه چطور بود؟ بوسف گفت: شخصی خوش چهره و نورانی سرم رو به دامن گرفت... 🌷 خاطره ای از شهید یوسف ایمانی 📚 منبع: کتاب سفر تا به عشق، ص 84 🔗 https://btid.org/fa/photogallery/196356 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 تا روضه حضرت زهرا(علیها السلام) را می شنید به هم می ریخت. می گفت: تنهاترین چیزی که طاقتش را ندارم روضه حضرت زهرا(علیها السلام) است. 🔹 شب عملیات والفجر هشت، با دشمن درگیر شده بود. صدایش از توی بی سیم می آمد. آخرین کلام کلامش سه بار سلام به حضرت زهرا(علیها السلام) و نوای سوزناک مادر بود. 🌷 خاطره ای از شهید شهید علی اصغر حاجی غلام زاده 📚 منبع: کتاب خط عاشقی 2، خاطره 72 🔗 https://btid.org/fa/photogallery/196416 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 مسئولین روزنامه گاردین شنیده بودند که یک دانشجویِ ایرانی توی دانشگاه تورنتویِ کانادا با معدل بالایی رتبه اول رو به دست آورده. اومدند باهاش مصاحبه کردند و مشروح صحبت هاش رو با عکسش توی روزنامه چاپ کردند. 🔹 ازش تقاضای اقامت در کانادا شده بود و بهش پیشنهادِ حقوقِ بالا دادند. اما حسن گفته بود: باید به ایران برگردم و به ملتم خدمت کنم، من مدیون آنها هستم... 🌷 خاطره ای از شهید حسن آقاسی زاده 📚 منبع: کتاب شهاب، صفحه 60 📎 https://btid.org/fa/photogallery/196507 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 می گفت: شما اگه می خواهید به من خدمتی کنید گه گاهی یادم بیارید که من همان محمد علی رجایی فرزند عبدالصمد و اهل قزوینم که قبلا دوره گردی می کردم و در آغاز نوجوانی قابلمه و بادیه فروش بودم، 🔹و هرگاه دیدید در من تغییراتی بوجود آمده و ممکن است خود را فراموش کرده باشم همان مشخصات را در گوشم زمزمه کنید. این تذکر و یادآوری برای من از خیلی چیزها ارزنده تر است. 🌷 خاطره ای از شهید محمد علی رجایی 📚 منبع: کتاب حدیث جاودانگی، صفحه 129 📎 https://btid.org/fa/photogallery/196578 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 روز پاسدار بود. یه هدیه برای علیرضا خریدم، بهش دادم و گفتم: عید شما مبارک علی آقا! خندید، کادو رو گرفت و گفت: دستت درد نکنه! زحمت کشیدی، اما عید واقعی برای من روزیه که شب بشه و من توی اون روز گناه نکرده باشم؛ اون عید هدیه دادن داره، تبریک گفتن داره... 🌷 خاطره ای از شهید علیرضا عاصمی به نقل از همسر شهید 📚 منبع: کتاب معبرِ آسمان، صفحه 73 📎 https://btid.org/fa/photogallery/196740 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org
❣️ 💢 داشت محوطه رو آب و جارو می کرد. به زحمت جارو رو ازش گرفتم. ناراحت شد و گفت: بذار خودم جارو کنم، اینجوری بدیهای درونم هم جارو میشن... کار هر روز صبحش بود؛ کار هر روز یه فرمانده ی لشکر.... 🌷 خاطره ای از سردار شهید محمد ابراهیم همت 📚 منبع: مجموعه یادگاران «کتاب همت»، ص 27 📎 https://btid.org/fa/photogallery/196875 📎 📎 📎 📎 🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه های علمیه 🌐 btid.org