eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
358 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر روز موهای سپیدش بیشتر می شد با چین پیشانی پدر هی پیر تر میشد دریاچه‌ای پشت نگاهش داشت؛ با هر غم چشمان بی‌سویش پر از در و گهر می‌شد وقتی پُر از قَد قامَتش میشد دهان صبح از اشک چشمش گونه ی سجاده تر می شد هر روز وقتی با صدای ساعت خورشید خوابش بهم می خورد و گوشش باخبر می شد می دیدم او را بر سر سجاده باران بود باشوق گل می داد و با دل همسفر می شد در خواب گوشم با دعایش عاشقی می کرد از شوق او جانم سراپا بال و پر می شد با او نه تنها خانه می شد یک بهشت امن عمر غم و اندوه و درد و غصه سر می شد قد کمانش جلوه ای رنگین کمانی داشت هر جا بلایی سخت می آمد سپر می شد مانند شمعی سوخت بی‌منت به پای ما ای کاش رسم زندگی جور دگر می شد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آسوده باش... کشتی ما را خدا می راند♥️ شبتون بی غم:)
نصیحت امشب🌿 گاهی اوقات کم باش! اصلا هم نگران کم بودنت نباش، اونی که اگه کم باشی گمت کنه همونیه که اگه زیاد باشی حیفت میکنه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نصیحت امشب🌿 مهربان باش ولی تصور نکن همه آدم‌ها خوش قلب هستند و نیت پاکی دارند.