eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
کدخدا از خانه ییلاقی ات بیرون بزن از اُتول پایین بیا با ما قدم در خون بزن رخت تاریکی به تن کن، کوچه کوچه سربکش امشبی را دست رد بر سینه خاتون بزن برنوی دسته طلایی را درآر از گنجه ات قصد جان گرگ کن بر دشت و بر هامون بزن گَله گَله زخم خوردیم از جفای پاسبان این سگان گرگ خو را پوزه بند افزون بزن یا که در بالانشین بنشین صدایی صاف کن بازهم ساز مخالف ساز ناهمگون بزن چرب کن از نو سبیل لوطی میرآب را با دهان خشک آبادی دم از قانون بزن کدخدا بنشین که رعیت سفره‌ی دل واکند مثل ما گاهی تو هم نانی میان خون بزن
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
يادمان نرود در دفتر ديڪته فردايمان بنويسيم: انسان بودن، پاڪ بودن ، مسئول بودن و در انديشه سرنوشت ديگران بودن وظيفه نیست! بلڪه باید جز صفت آدمی باشد.
هوای این غزل امشب عجیب طوفانی ست ردیف وقافیه دلشوره و پریشانی ست از این تلاطم دریای شور بیزارم هوای شرجی چشمم زغصه بارانی ست مرددّم که بمانم ویا ادامه دهم به رفتنی که پر از باتلاق حیرانی ست چقدر از تو شنیدم که وعده ها دادی دروغ بود و مرامت مرام شیطانی ست از این دورنگی و سر درگمی پریشانم شبیه فصل بهاری دلت زمستانی ست ومن اسیر نگاهت دراین قفس هرشب کبوتر غزلم پَر شکسته زندانی ست برای از نفس افتاده هیچ راهی نیست بیا که این نفسم بی تو آه پایانی است به برگ برگ شقایق قسم که خون دلم دلیل سرخی خون گریه های پنهانی ست بیا که کلبه ی عشق وامید و خوشبختی شبیه ارگ بم از غصه رو به ویرانی ست بیا که گرمی عشقت نوید خورشید است بیا که بی تو هوایم همیشه بارانی ست
103.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مَتیٰ تَرانا وَ نَراكَ یابنَ الحسَن) (سلاله‌ی طاها) بر من بتاب، ای مَهِ زیبا ببینمت! تا از ثریٰ ، به عرش ثریا ببینمت در انتظار ماهِ رخت در تمام عمر... هر شب نشسته‌ام به تماشا ببینمت چشمم سپید شد همه شب در غیاب تو ای ماه شب ‌فروز...! بیا تا ببینمت صد سلسله بشوق تو در خواب رفته است برخیز، ای سلاله ی طاها ببینمت! هر جمعه بی‌تو آمد و بی‌تو غروب کرد آیا شود به جمعه ی فردا ببینمت ؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گلپوش حريری از بهشت است حجاب نازل شده تا شأن تو معلوم شود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چشمم به راهِ تو، دلم پُر اضطراب است این فاصله یادآور رنج و عذاب است لحظه به لحظه میشمارم روزها را در کشور روحم پس از تو انقلاب است جانم تویی ای گل ولی از،دست دوری یک چشم من خون است یک چشمم گلاب است دور تو میگردم بخواهی یا نخواهی مثل زمینی که به گرد آفتاب است بیهوده می‌پیچی به پای عشق ومنطق وقتی دلم با دیدن رویت مجاب است دست از تو هرگز برنمی‌دارم که بی شک هرچه بخواهم در کنارت مستجاب است گفتی که عاقل شو جنون پایان کاراست بس کن که من گوشم پر از،حرف حساب است
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بانو! چقدر ساده، چه گيرا نگاهتان می‌چرخد آسمان و زمين دور ماهتان گيسويتان شبيه من و روز و حال من می‌آيد اين چه خوب به چشم سياهتان سرباز، دل ندارد و بی‌بی خجالتی‌ است لطفا سفارشی بشود پيش شاهتان دستان من به دست شما، اين گناه نيست اما نترس، پایِ دل من گناهتان يكبار – اشتباه- " عزيزم" صدا زديد عمری‌ است دلخوشم به همين اشتباهتان...