هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
چشمم به راهِ تو، دلم در اضطراب است
این فاصله یادآور رنج و عذاب است
لحظه به لحظه میشمارم روزها را
در کشور روحم پس از تو انقلاب است
بر آب و آتش میزنم وقتی. نباشی
یک چشم من خون است یک چشمم گلاب است
دور تو میگردم تمام روز وشب را
مثل زمینی که به گرد آفتاب است
روح دعایی زندگی سجاده ی ماست
هرچه بخواهم در کنارت مستجاب است
گفتی که عاقل شو جنون پایان کاراست
بس کن که من گوشم پر از،حرف حساب است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
رویت غزل لبهای تو یک بیت موزون است
آهوی چشمانت غزال دشت و هامون است
لبخند تو سر چشمه ی تلمیح اعجاز است
اخمت به زیبای جزر ومد کارون است
لالایی شب های تو سمفونی موج است
آرامبخش روح چون شور وهمایون است
آرامش محض است شهر گیسوان تو
هر تار مویت قصه ی لیلی ومجنون است
حرف از تو آمد سطرهای تشنه گل کردند
این شعر از چشمان تو لبریز مضمون است
نام تو آمد آسمان شاعر شد و بارید
زیبایی شعرم به احساس تو مدیون است
آغوش تو امنیت است و بودنت لازم
دنیای من دنیا بدون تو دگر گون است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#عاشقانه
#مادرانه
لبخند تو سر چشمه ی تلمیح واعجاز است
اخمت به زیبای جزر ومد کارون است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی