eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
شهریار بانوی کاشانی01 شهریار بانوی کاشانی - Santur .mp3
زمان: حجم: 8.9M
کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست ماه من نیست در این قافله راهش ندهید کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست نامه‌ای هم ننوشته است، خدایا چه کنم گاهش این لطف به ما هست ولی گاهش نیست ماهم از آه دل سوختگان بی‌خبر است مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست یارب آیینهٔ او لطف و صفاییش نماند یا بساط دل بشکستهٔ من آهش نیست تا خبر یافته از چاه محاق مه من ماه حیران فلک جز غم جانکاهش نیست داشتم شاهی و بر تخت گلم جایش بود حالیا تخت گلم هست ولی شاهش نیست تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست خواهم اندر عقبش رفت و به یاران عزیز باری این مژده که چاهی به سر راهش نیست شهریارا عقب قافله کوی امید گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قلم شکست و غزل شرحی از جدایی شد هزار واژه به پای غمت فدایی شد دوباره بیرق  ماتم‌دوباره  بزم عزا به شوق دیدن گنبد دلم هوایی شد رسید دسته ی پروانه های خونین بال کنار ناله ی نی ها چه نینوایی شد فلک  دوباره ازاین ماجرا به تنگ آمد قلم به حرمت نام تو کبریایی شد نوشته اند تمام مورخین از تو به احترام تو تاریخ کربلایی شد دوباره در غم هفتاد و  دو شقایق سرخ زمان سوختن و مرثیه سرایی شد گمان مبر که اسیرند همرهان حسین که زینب آیتی از شوکت رهایی شد غروب غمزده ای داشت کاروان اما زمانه راوی خونبار ماجرایی شد به یاد شاه بدون کفن لباس سیاه سپیدبخت ترین رنگِ بوریایی شد نشسته بغض غمی درگلوی شاعر باز بشوق گنبد مولا دلش هوایی شد
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا به آغوشت پناه می بریم، که هیچ جا امن تر از تو نیست مردم کشورم را پناه باش.. خدایا خودت حافظ و نگهدار سرزمینم باش الهی آمین🤲
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قلم شکست و غزل شرحی از،جدایی شد هزار واژه به پای غمت فدایی شد دوباره بیرق  ماتم‌دوباره  بزم عزا به شوق دیدن گنبد دلم هوایی شد دوباره در غم هفتاد و دو ستاره وماه زمان سوختن ومرثیه سرایی شد غروب غم زده ای داشت کاروان عطش زمانه راوی خونبار ماجرایی شد تنی که عرش برايش بغل گشود ببین چه بی ريا به دل خاک بورایی شد رسید دسته پروانه های خونین بال کنار ناله ی نی ها چه نینوایی شد فلک دوباره از این ماجرا به تنگ آمد قلم به حرمت نام تو کبریایی شد نوشته اند تمام مورخین از تو به احترام تو تاریخ کربلایی شد گمان مبر که اسیرند همرهان حسین که زینب آیتی از شوکت رهایی شد نشسته بود غمی در گلوی شاعر که غزل جوانه زد و فصل هم صدایی شد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کاش آن روز آسمان یکباره باران می گرفت غنچه ی نشکفته ی آن باغبان جان می گرفت دست بیداد ستم تا غنچه ی آن باغ چید کاش کار این جهان یکباره پایان می گرفت کاش در بین سپاهش لااقل کوثر نبود نام او جا در دل آیات قران می گرفت کاش چرخ فتنه گر می ایستاد از تاب وتب یا فلک انگشتی از حیرت به دندان می گرفت زد خزان بر قامت سرو وصنوبرهای باغ آفت بغض جمل در دشت سامان می گرفت کاش چشم روزگار از آتش این واقعه خون به دامن می فشاند و راه دامان می گرفت کاش در موج بلاخیز تلاطم های رود پای آن نخل تناور آب فرمان می گرفت ماه در دریایی از ایمان واخلاص وادب داشت با خورشید عالمتاب پیمان می گرفت خاک داغ آن کویر تشنه از سوز عطش داشت از دریا دلی لب تشنه تاوان می گرفت
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ انتشار برای نخستین بار اخطار جدی شهید حاجی زاده : شنود می‌شویم ـــــــــــــــــــــــ