عاشقت را غم این کرب بلا خواهد کشت
یا همین زمزمه و شور و نوا خواهد کشت
نذر کردم که پیاده بروم محضر عشق
عاقبت حسرت این عشق مرا خواهد کشت
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هفتاد و دو لالهی به خون غلطیده
داغیست که باغبان به چشمش دیده
در علقمه گل کاشته ساقی حرم
کز عطر گلش بوی خدا پیچیده
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
استخوانی اگر از آن بدنِ بی سر ماند
بس دواندند به اسبان زجفا روی تنش
خُرد کردند همان سنگدلان کوفه ـ
بدنی را که نماندهست برآن پیرهنش
#بانوی_کاشانی
روشنی را چون خدا رزق نگاه آب کرد
اشک عشقت را نصیب این دل بی تاب کرد
از ازل نام تو را با تار و پود من سرشت
مادرم من را کنیز دختر ارباب کرد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
قسم به چادر و گهواره ای که غارت شد
نصیب دشمن اهل حرم حقارت شد
گرفت تا که به دستش علی اصغر را
تمام عرش از این غم دچار حیرت شد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
کاش علی را سوی نامردان نمیبردی حسین
حرمله با تیر میخواهد که سیرابش کند
باز گردانش به خیمه مادرش دلواپس است
شاید امشب لحظه ی بر دامنش خوابش کند
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی