پاییز رسیده و دلم غم دارد
یک حس عجیب وحال مبهم دارد
برگرد بیا کویر شد خانه دل
باران محبت تو را کم دارد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#عکاس_بانوی_کاشانی
ای معنی انتظار برگردد بیا
آرامش روزگار برگرد بیا
بی تو همه سال فصل پاییز شده ست
آواز خوش بهار بر گرد بیا
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#انتظار
ببین خزان دلم را عجب تماشایی ست
به کوچه کوچه ی عشقم حدیث تنهایی ست
صدای خش خش پای کسی در اینجا هست
که رد خاطره هایش قشنگ و رویایی ست
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
پاییز که میشود دلم غم دارد
بی تو دل من همیشه ماتم دارد
برگرد بیا که فرصتی دیگر نیست
برگرد دلم فقط تورا کم دارد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
زردیام را گونهی بیرنگ و رویم را ندید
دانههای برفِ مانده روی مویم را ندید
دید چشمم چشمهی خون است و میجوشد غزل
آه ...بغض بستهی راه گلویم را ندید
پلک تا بر هم زدم رخسارهی شب رفته بود
من پر از شببو شدم هرچند بویم را ندید
باز هم صبحی غزلخوان آسمان باران گرفت
حیف شد رنگین کمان آرزویم را ندید
سوختم تا یک نفس فانوس شبهایش شوم
آب شد از دوریاش دل، هایوهویم را ندید
برکه ی لبریز چشمم باز مهتابی شده
تکه های ماه روشن روبرویم را ندید
دست برمیداشت ای کاش از دل طوفانیام
کار دستم داد اما، آبرویم را ندید
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
پاییز رسیده باغ هم غم دارد
در دل غم صد سوسن ومریم دارد
انگار زمین بغض دلش سنگین است
انگار به دل هزار ماتم دارد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی