eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای کاش می شد قایقی از برگ های افرا ساخت و به آن سوی فصل ها رفت به بهارانی که تو در آن نفس می کشیدی به زمستانی که دست هایت گرمای وجودم را تضمین میکرد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پدر... پاییز آمد... دست هایش پر از رنگ های غریب بود رنگ های زیبا.. اما هیچ کدام. شبیه رنگ رخسارت نبود. طلوعی که از چشمانت تلألو می کرد را حتی آسمان پاییز ندارد .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سایه‌ات اما هست پدر... من در این شهر بزرگ تنها و تنها راه می‌روم اما انگار دستت هنوز بر شانۀ من است مانند بارانی سبک که سنگینی‌اش سبک‌بارم می‌کند. صدایت را می‌شنوم از پشت قرن‌ها سکوت از لابه‌لای برگ‌های تقویم کهنه که باد ورق می‌زند... می‌گویی:"قوی باش." و من در میانۀ این طوفان بی‌امان تبدیل به درختی می‌شوم که ریشه‌هایش را تو آبیاری کردی. 😔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کفش‌هایم پر از خاک سفر است و چشمانم پر از گرد غربت اما وقتی آینه را نگاه میکنم تصویر تو روی آینه می‌ماند یک حضور همیشگی. رفتی... اما مثل هوایی که نفس می‌کشم مثل ضربان آرام قلبم تو در تمام ذره‌های این وجود جاری‌ هستی پدر... نبودنت به من یاد داد که چگونه همچون کوه بر جای خود محکم بایستم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از گلچین شعر
من که میدانم دلت خوش روزگارت عالی است در  کنار من ولی جایت همیشه خالی است بعد  تو  با درد این غصه نمی آیم کنار زندگی بی تو  برایم قصه ای  پوشالی است تا که بودی زندگی  رنگین کمان  عشق بود طرح بی روحش کنون مانند نقش قالی است در شبم عطر تنت دیگر نمی پیچد دریغ عطر  شب بو ها گواه حال این بد حالی است ماه هم امشب در آمد بی فروغِ بی فروغ هر طرف رو میکنم پروینِ بداقبالی است آنچه آرامم کند در این سیاهی‌ها ی شب یاد تو با خاطرات سبز دشت شالی است جای تو گلدانی از جنس نجابت کاشتم حیف در گلخانه ام گلدان شوقت خالی است @golchine_sher
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نه هرکه صید تو گردد اسیر تر شده است اسیر خاطر تو گوشه گیر تر شده است گمان کنم که گذر کردی از حوالی ما که عطر کوچه ی ما دلپذیر تر شده است جوانیم همه صرف نگاه عشق تو شد نگو که عاشق دلخسته پیرتر شده است برای دیدن تو کم شده است صبرم یا دقیقه های وصال تو دیرتر شده است زگریه مردم چشمم چنان بهاری شد که از تلاطم اشکم کویر ...تر شده است