هرچه میخواهد بگوید هر که میخواهد
هرچه میخواهد بگوید تلخ یا شیرین
من تو را میگویم ای باغ بهار آور
ای نماز آبها را قبلهی دیرین!
من تو را میگویم ای بالیدنت از خاک
باور آنان که بر ماندن برآشفتند
من تو را میگویم ای باغی که مبعوثان
قصهی گل کردنت را بارها گفتند
در خطرگاهی که طبع زرد هر طوفان
شهوت قتل درختان تو را دارد
یا به میدانی که هر باد خزانفرمای
حرص مرگ سبز رختان تو را دارد
در خطرگاهی که فکر برگریزان را
پَرورانده هر طرف جادوگری تردست
در کمینگاهان غفلتهای بد هنگام
میفشارد تیشه زرساز خود در دست
من دعای نیمه شبهای دلم این است
در تو روز پنجهی آویختن با باد
لحظه تا لحظه درختان راست قامتتر
و آتش سبز چمن ها شعلهور تر باد
یا به هنگامی که دست تیشه در کار است
تا که ناگاهان فرود آید به هر ریشه
سبز اعجازی به امداد تو برخیزد
در مصاف ریشه هایت بشکند تیشه
خواهم ای گل کردهی داغ زمین ای باغ
در پناه دستهای باغبان مانی
بانگ برداری که باری ما نمیخشکیم
پشت پاییز و زمستان را بلرزانی...
استاد #ساعدباقری
اعظم کلیابی بانوی کاشانی. 01 اعظم کلیابی بانوی کاشانی. - Santoor .mp3
زمان:
حجم:
4.1M
نه هرکه صید تو گردد اسیر تر شده است
اسیر خاطر تو گوشه گیر تر شده است
گمان کنم که گذر کردی از حوالی ما
که عطر کوچه ی ما دلپذیر تر شده است
جوانیم همه صرف نگاه عشق تو شد
ببین که عاشق دلخسته پیرتر شده است
برای دیدن تو کم شده است صبرم یا
دقیقه های وصال تو دیرتر شده است
زگریه مردم چشمم چنان بهاری شد
که از تلاطم اشکم کویر ...تر شده است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
وقتی جنون از واژه ی تب می نویسد
دل بی هوا از عشق زینب می نویسد
باید قلم را دست بابایش علی داد
از بس که زینب را مودب می نویسد...
#مهتاب_بهشتی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
زینب است او شفیعه ی دوسرا
مثل مادر یگانه بی همتا
کس ندیده به علم وحلم و ادب
دختری مثل دختر زهرا
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از پیام کاشان
تو از آسیه و حوّا و مریم سرتری زینب
که داری بر همه عالم مقامِ سروری زینب
برایت آتش غمهای بی پایان گلستان بود
که در موج بلا و خون ، خلیل دیگری زینب
عجب صبری عجب شوری چه ایمانی چه ایثاری
تویی زینب ترین زهرا تو روح کوثری زینب
زبانِ خطبه هایت مثل شمشیرِ علی برّان
میانِ کفر و دین کردی به خوبی داوری زینب
به زیرِ گام هایت شام را ویرانه خواهی کرد
رسالت دارِ عاشوراییِ پیغمبری زینب
شجاعت می زند زانو، زبانِ خطبه هایت را
نشان دادی قیامت را ، شُکوهِ محشری زینب
شکسته خطبه هایت قامتِ لات و هُبل ها را
بلاغت در بیان داری ، شبیهِ حیدری زینب
دلت خون بود اما غیرِ زیبایی نمی دیدی
در آن ساعت که می دیدی سرِ بی پیکری زینب
در اوج بی پناهی ها پناه کاروان بودی
میانِ کاروانی که خودت بی یاوری زینب
برادر را روی نیزه ... چگونه تاب آوردی ؟
چگونه تاب آوردی تویی که خواهری زینب
اگر امِّ ابیها فاطمه بوده است پس بی شک
برای شاهِ دین هم خواهری هم مادری زینب
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
پنجشنبه 27 دی ماه ۱۴۰۳
#کاشان
#پیام_کاشان اینجا است👇
https://eitaa.com/joinchat/3907518475C490c3d9ea9
اعظم کلیابی بانوی کاشانی. 01 اعظم کلیابی بانوی کاشانی. - Instrumental 8 .mp3
زمان:
حجم:
636.7K
لابه لای دلواپسی هایمان با خودمان تکرار کنیم
افوض امری الی الله
خدایا همه چیز،را به تو می سپارم
#اعظم_کلیابی 🎤
#بانوی_کاشانی
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاییز رسیده و دلم غم دارد
یک حس عجیب وحال مبهم دارد
برگرد بیا کویر شد خانه دل
باران محبت تو را کم دارد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#عکاس_بانوی_کاشانی