eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌻 تنها بودم و این ساده‌ترین تعریفِ تنهایی شد. ​خانه ای متروک باغچه ای پر از،برگ های زرد ونارنجی درخت انجیر . درخت انار انار .... هر دانه انارِ روی آن، یک تاریخِ دقیق است؛ تاریخِ روزهایی که باید می‌آمدی و نیامدی. ​هر دانه را که می‌فشارم، طعمِ گسِ صبر، زیرِ زبانم می‌پیچد. ​گفته بودی، "پاییز، فصلِ قرارهایِ عاشقانه است." اما اینجا، زیرِ این بارانِ بی‌پایان، من دارم با تمامِ سرخیِ انارها، فصلِ نداشتن‌ها را جشن می‌گیرم. ​می‌دانی؟ قلبم، دیگر ترک نخورده است... پاییزِ نبودنت، آنقدر عمیق بود، که آن را، مثلِ یک انارِ کامل و دست‌نخورده، یخ زد و حالا، تنها بویِ دانه های منجمدِ یاقوتی میانِ نفس‌هایِ من و باران می‌ماند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🔹 خیلی قشنگ جایگاه خدا رو توی زندگی‌مون گفته.🤍 از همه کس رمیده‌ام با تو درآرمیده‌ام جمع نمی‌شود دگر هر چه تو می‌پراکنی شب بخیر 👋
قلم بردار،بنویس آن سخن را که اثر دارد که فرهنگ غلط همواره بر انسان ضرر دارد زمانی درد از سر میشود آغاز،این یعنی تَحَجّر بی تمدن تا همیشه درد سر دارد در این ایام بدنامی ز گمنامی ست بالاتر خوشا بر آبرومندی،که نامی معتبر دارد ز جهل ابلهان باید بسوزد عاقلِ دانا بگو لب تشنه آب از چشمه ی توحید بر دارد هزاران سنگ در راه شریعت ریخته زاهد نه ترس از دوزخ و آتش، نه بیم از دادگر دارد! شده اعمال زشت این روزها امری پسندیده قلم بردار،بنویس آن سخن را که اثر دارد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شـــعــر آهسته تر او را ببوس، این یارِ من بوده این دلبرِ آزرده دل، دلدارِ من بوده او را نگیر این قدر بینِ بازوانت تنگ آغوشِ او دلتنگیِ هربارِ من بوده دست از انارِ نوبرش بردار، دلخونم پرچینِ باغش دسترنجِ خارِ من بوده آرامتر بیرحم! پلکش را بهم بگذار این چشمها در حسرتِ دیدارِ من بوده خسته ست می خواهد بخوابد، راحتش بگذار با گریه هر شب تا سحر بیدارِ من بوده غرقِ نگاهِ شرمگینش می شوی تا کی؟ این خوشخرام، آهویِ کج رفتارِ من بوده این ساقه تُردِ خوشه زرینِ طلا گیسو رقصِ نسیمِ صبحِ گندمزارِ من بوده مثلِ تو مغرور است، چون او را بغل کرده قابی که عمری سینه یِ دیوارِ من بوده بر خود نناز از این که آوردی به دست او را اینها همه از بختِ نکبت بارِ من بوده یک روز با این شعر می بندم به رگبارت تا او بفهمد این "تلافی" کارِ من بوده شهراد_ميدرى
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پشت رُل ساعت حدوداً پنج شاید پنج و نیم داشتم یک عصر برمی گشتم از عبدالعظیم ازهمان بن بست باران خورده پیچیدم به چپ از کنارت رد شدم آرام، گفتی: مستقیم! زل زدی در آینه اما مرا نشناختی این منم که روزگارم کرده با پیری گریم رادیو را باز کردم تا سکوتم نشکند رادیو روشن شد و شد بیشتر وضعم وخیم بخت بد برنامه موضوعش تغزل بود وعشق گفت مجری بعد" بسم الله الرحمن الرحیم" : یک غزل می خوانم از یک شاعر خوب وجوان خواند تا این بیت که من گفته بودم آن قدیم: "سعی من در سربه زیری بی گمان بی فایده ست تا تو بوی زلفها را می فرستی با نسیم" شیشه را پایین کشیدی رند بودی از نخست زیر لب گفتی خوشم می آید از شعر فخیم موج را تغییر دادم این میان گفتی به طنز: "با تشکر از شما راننده ی خوب و فهیم" گفتم آخر شعر تلخی بود ،با یک پوزخند گفتی اصلا شعر می فهمید!؟ گفتم: بگذریم
ابرِ مستي تيره گون شد باز بي حد گريه کرد با غمت گاهي نبايد ساخت، بايد گريه کرد امتحان کردم ببينم سنگ مي فهمد تو را از تو گفتم با دلم، کوتاه آمد؛ گريه کرد اي که از بوي طعام خانه ها خوابت نبرد مادرم نذر تو را هر وقت هم زد گريه کرد با تمام اين اسيران فرق داري، قصه چيست؟ هر کسي آمد به احوالت بخندد گريه کرد از سر ايمان به داغت گاه مي گويم به خويش شايد آن شب «زجر» هم وقتي تو را زد گريه کرد وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشيده شد آن زن غساله هم اشکش درآمد، گريه کرد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جغرافیای عشق ، جغرافیای عشق ، تاریخ سر فراز نامت همیشه باد. جاوید و ماندگار ژرفای نیلگون ! ای عرصه ی جنون دریای عشق و خون، موّاج بی حصار امید زندگی ،نامت همیشگی بر پهنه ی جهان  مانا و استوار هم فارس زاده ای هم فارس مانده ای هرگز نمی‌روی. از یاد روزگار سرداده پای تو سرو و صنوبران سر دارهای مرد ،مردان سر به دار ای جلوه گاه خاص نامت همیشه فارس ایران کند مدام بر نامت افتخار.. ای تا همیشه سبز مهد دلاوران کابوس دشمنان، آرامش دیار آبی آسمان دل بردی ازجهان دلداده های تو هستند بی شمار تو خانه ی منی کاشانه ی منی ماندن به پای تو یعنی که اقتدار نامت مقدس است. فخرم همین بس است در راه حفظ تو. جان میکنم نثار هرگز نمی‌دهم یک ذره ازتو را ای شاهراه عشق ای وادی قرار ( کوه استوار)