eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
719 عکس
469 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
لا تعتقد أنك وحيد، اللَّه دائماً معك! خیال نکن که تنهایی، خدا همیشه باهاته! 🌱 https://eitaa.com/sahdser
برای بانویی که خود، زیباترین علت آفرینش بود. وقتی که ، کوچه‌های مدینه پاهایش را می‌بوسید، آسمان،سجاده‌اش را پهن می‌کرد. فرشتگان در حیرت بودند. آیا این اوست که به زمین نزدیک می‌شود، یا زمین است که با قدم‌های او به ملکوت می‌رسد؟ آن زمان که جهالت مهر پیشانی ابو جهل ها بود آن روز که یاس ها نرسیده به بهار ازشاخه جدا می‌شدند و به خاک می افتادند تو آمدی و شدی دلیل خلقت آسمان وزمین دلیل پیدایش هستی.‌‌...دختر. دلیل تکریم مادر ... ریحانه ای که با حضورش زیبا کرد جهان را.. آن زمان که دخترکان آرزوهایشان را به گور می‌برند .. تو آمدی .. آمدی و معنا بخشیدی به بودن ... بهار را با خود آوردی ... بوی یاس از دامنت برخاست... عطر نبوت درنفس هایت موج می‌زد ... آن قدر پاک بودی که آیات قرآن درسینه ات نجوا شد... پرده نشین خانه ای که فرشتگان برای عرض سلام وتهنیت از آسمان عروج کردند.. فاطمه شدی ... جدا شونده از آتش مطهره صدیقه طاهره .... برای شانه های خسته پدر همدم برای زخم هایش مرهم ... وقتی پدر خسته از جهل جماعت سر به سجده می‌گذاشت ... وقتی از نبرد باز می‌گشت ... تو بودی و عطر جان بخشت ... و نوازش دستان مهربانت... انقدر،در دل پدر جای گرفتی . که خودش گفت فاطمه پاره تن من است. وچه مادرانه برای پدر پرستاری،میکردی . دوست داشتن تو فراتر از هر چیز وهرکس بود. حسادت میکرد دنیا وقتی پیامبر بهشت را درآغوش می‌گرفت اول
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خنجر شقاوت و نامردی تیز شد بعد از،عروج پدر . غم سنگین رسول الله از‌یک طرف و فدک ...بیعت فدک یک باغ نبود نخلستان نبود سند مظلومیت تو بود نماد حقی که بعد از رسول به تو می‌رسید وناجوانمردانه غصب کردند حق تو را به عنوان پاره تن پیامبر یک میراث دار حقیقی.. می‌خواستند دوباره تحقیر کنند نمی‌دانستند فریاد دادخواهی زهرا ازشمشیر سقیفه برنده تر ست هیچ نشانی از،اسلام پیامبر نبود اگر فاطمه نبودی . بالت را شکستند خواستند زمین گیرت کنند غافل ازاینکه تو زمینی نبودی تو از اول آسمانی بودی چکاوک خوش نغمه ی علی .. حتی فطرس آزادیش را پروازش را مدیون دردانه توست فاطمه تنها یک نام در تاریخ نیست. نخستین فریاد اعتراض درمسیر عدالت شد این را از زبان فاطمه بشنو هرگاه ستمی دیدی پشت درهای بسته ماندی وصدایت را ناشنیده گرفتند بدان که من همچنان پشت همان در ایستاده ام قسمت دوم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فاطمه نامی است که پیش از آفرینش در افلاک زمزمه میشد در سکوت کهکشان ها،در نبض نخستین خاک و زمین،این گهواره ی سنگی، با این آواز به چرخش درآمد. وجود تو، آیه ی نوری بود که بر صفحه ی شب های مکّه نوشته شد. و محمد(ص)، پدری که خود «اُمّت» بود. در آغوشت بهشت بی کران را استشمام میکرد تو تنها یک دختر نبودی تو جواب تمام سوال های تاریخی در هیبت یک زن کرامت انسان را معنا می کنی خانه ات، مکتب وحی بود از پنجره اش،فرشتگان واژه می آموختند تو آموز،گار عشق بود در دل شب های عبادت چنان با پروردگارت نجوا می کردی که ستارگان از شرم فرو می ریختند و تسبیح گُل میکرد در دستانت سرودی شد برای آفرینش. و سپس آن سال های سخت آمد زخم هایی که بر پیکر تاریخ ماند فریادی که در گلو شکست و شد"مظلومیت" آهی که از سینه برآمد و زمان را لرزاند. اما چگونه می توان نور را محبوس کرد؟ فاطمه! مزارت پنهان ماند. اما نامت، همان آواز نخستین است همان لالایی همیشه جاری... که زمین هنوز،در گردش آرامش، برای آسمان زمزمه می کند و زمان، در گذر بی امانش، برای ابدیت می خواند. قسمت سوم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در سکوت شب ماه بر شانه های آسمان تشیع شد . وقتی رفت آسمان زانوی غم بغل گرفت. ستارگان در بهت و حیرت بودند. مگر می‌شود خورشید افول کند جهان تاریک شود... خالی شد دنیا از بودنش.. رفت و درهای بهشت همیشه به انتظار نشسته اند. بانوی بی نشان.... چه کسی می‌تواند قامت سرو گون عصمت را اندازه بگیرد. چه شعری می‌تواند با شکوه تنهایی تو هم آواز شود. تو را تنها در سکوت می‌توان خواند. در آینه ای که انعکاس نور دارد. زهرا.....درخشنده تر از تو در تاریخ نیست وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اهل کاشانم من تا حدودی شاعر تا همیشه عاشق من پر از واژه و حرف و سخنم مهربانم من و آیین دلم مهر وصفاست من به مهمانی چشمان شما محتاجم یک نگاه آرام یک سر سوزن عشق یک تبسم ، لبخند دلخوشم چون سهراب به صدای آبی به پر پروازی به قناری ، گنجشگ ، به سپیدار بلند به سپیده به چمن به نسیم و شبنم، به ترانه به غزل ،به هوای تازه ، به هوای دم صبح ، مثل گلدان به گل نرگس و یاس مثل پیچک به درخت مثل ماهی در آب من به تو محتاجم https://eitaa.com/sahdser
تا بگویم یاد باد آن روزگار مینویسم تا بماند یادگار https://eitaa.com/sahdser
پشت نگاهم سرزمینی حیرت‌انگیز است ابری نمی‌بارد ولی خاکش غزل‌خیز است با یاد چشمت می‌سرایم یک غزل با عشق اما ردیف و قافیه با غم گلاویز است حال و هوای شعر من ابری و بارانی ست حال و هوای شاعرش هم‌رنگ پاییز است مضمون تویی که بیت‌هایم با حضور تو ایهام تلخی دارد و از شِکوِه لبریز است پرپر زدم شاید بگویی دوستت دارم پرپر زدم دیدم لبت درگیر پرهیز است اعجاز دارد نور تو؛ پروانه خواهم شد از پیله تا پروانگی راهی دل‌انگیز است