در سکوت شب ماه بر شانه های آسمان تشیع شد .
وقتی رفت آسمان زانوی غم بغل گرفت.
ستارگان در بهت و حیرت بودند.
مگر میشود خورشید افول کند
جهان تاریک شود...
خالی شد دنیا از بودنش..
رفت و درهای بهشت همیشه به انتظار نشسته اند.
بانوی بی نشان....
چه کسی میتواند قامت سرو گون عصمت را اندازه بگیرد.
چه شعری میتواند با شکوه تنهایی تو هم آواز شود.
تو را تنها در سکوت میتوان خواند.
در آینه ای که انعکاس نور دارد.
زهرا.....درخشنده تر از تو در تاریخ نیست
وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#فاطمه_زهرا
اهل کاشانم من
تا حدودی شاعر
تا همیشه عاشق
من پر از واژه و حرف و سخنم
مهربانم من و آیین دلم مهر وصفاست
من به مهمانی چشمان شما محتاجم
یک نگاه آرام یک سر سوزن عشق
یک تبسم ، لبخند
دلخوشم چون سهراب به صدای آبی
به پر پروازی
به قناری ،
گنجشگ ، به سپیدار بلند
به سپیده به چمن
به نسیم و شبنم،
به ترانه به غزل
،به هوای تازه
، به هوای دم صبح ،
مثل گلدان به گل نرگس و یاس
مثل پیچک به درخت
مثل ماهی در آب
من به تو محتاجم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
https://eitaa.com/sahdser
تا بگویم یاد باد آن روزگار
مینویسم تا بماند یادگار
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
https://eitaa.com/sahdser
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
پشت نگاهم سرزمینی حیرتانگیز است
ابری نمیبارد ولی خاکش غزلخیز است
با یاد چشمت میسرایم یک غزل با عشق
اما ردیف و قافیه با غم گلاویز است
حال و هوای شعر من ابری و بارانی ست
حال و هوای شاعرش همرنگ پاییز است
مضمون تویی که بیتهایم با حضور تو
ایهام تلخی دارد و از شِکوِه لبریز است
پرپر زدم شاید بگویی دوستت دارم
پرپر زدم دیدم لبت درگیر پرهیز است
اعجاز دارد نور تو؛ پروانه خواهم شد
از پیله تا پروانگی راهی دلانگیز است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی