اهل کاشانم من
تا حدودی شاعر
تا همیشه عاشق
من پر از واژه و حرف و سخنم
مهربانم من و آیین دلم مهر وصفاست
من به مهمانی چشمان شما محتاجم
یک نگاه آرام یک سر سوزن عشق
یک تبسم ، لبخند
دلخوشم چون سهراب به صدای آبی
به پر پروازی
به قناری ،
گنجشگ ، به سپیدار بلند
به سپیده به چمن
به نسیم و شبنم،
به ترانه به غزل
،به هوای تازه
، به هوای دم صبح ،
مثل گلدان به گل نرگس و یاس
مثل پیچک به درخت
مثل ماهی در آب
من به تو محتاجم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
https://eitaa.com/sahdser
تا بگویم یاد باد آن روزگار
مینویسم تا بماند یادگار
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
https://eitaa.com/sahdser
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
پشت نگاهم سرزمینی حیرتانگیز است
ابری نمیبارد ولی خاکش غزلخیز است
با یاد چشمت میسرایم یک غزل با عشق
اما ردیف و قافیه با غم گلاویز است
حال و هوای شعر من ابری و بارانی ست
حال و هوای شاعرش همرنگ پاییز است
مضمون تویی که بیتهایم با حضور تو
ایهام تلخی دارد و از شِکوِه لبریز است
پرپر زدم شاید بگویی دوستت دارم
پرپر زدم دیدم لبت درگیر پرهیز است
اعجاز دارد نور تو؛ پروانه خواهم شد
از پیله تا پروانگی راهی دلانگیز است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
آدینه،
فاصلهی میانِ نفسهای زمان است
و انتظار،
نخ تسبیحی که دانههایش
همگی به نامِ تو ترانه میخوانند.
آدینه
قصهای ست که آغاز میشود
ولی پایانش
همچنان در هالهای از شبنم
پنهان است.
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#جمعه_های_دلتنگی
#آدینه_های_انتظار
https://eitaa.com/sahdser