هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
اعظم کلیابی بانوی کاشانی. 02 اعظم کلیابی بانوی کاشانی. - بیکلام .mp3
زمان:
حجم:
5M
پاییز است.
شب،زودتر از همیشه میرسد، گویی عجله دارد تا تنهایی ام را زودتر در بر بگیرد.
سکوت،سنگین تر از همیشه روی شانه هایم نشسته.
و من،
در این سکوت وتنهایی....
به یاد تو میافتم.
به یاد آغازی که تو بودی،در میان این همه پایان....
دوری، فاصله ی جغرافیایی نیست....
فاصله، لمس دستانت در دستانم است....
فاصله،نگاهی است که پاسخش را در چشمان دیگری نمی بینم ...
تو نبودنت را در این خانه پخش کرده ای،
مثل بوی خاکِ خیس که از لای درز پنجره میآید.
کاشکی باران بیاید...
تا صدای قطراتش،نجوای نامت را در گوش شب پنهان کند.
کاشکی باد بیاید،
و این همه دلتنگی را با خود ببرد،
تا«تو» را در آغوشی فراموش شده، رها کند.
اما نه باران می آید، نه باد.
تنها سایه تنهایی من است،
که بر دیوار اتاق،
قد میکشد،
و تنها میشود.
تو نیستی،
اما دنیا،
همچنان بی تو،
به راهش ادامه میدهد.
و من،
در میانۀ این شبِ پاییزی،
تنها مسافر خاطراتی هستم،
که مقصدی ندارند.
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#دلتنگی
چای داریم، خنده داریم، تو هم باشی شادی کامل میشود.
جهت روشن کردن روز، حضور تو لازم است!
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
اینجا پرندهای در هوا نیست .
آسمان،به یک خاطرهی دور تبدیل شد.
نور،با نوک انگشتانش به شیشه میکوبید و بازمیگشت.
پنجره،
که روزی قابی برای پرواز بود،
اکنون تابلویی شد
برای تماشای مرزِ محکومیت.
و من،
پشت این دریچهی بیمعنا،
به تاریکیِ پشت دیوار خیره ماندهام
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#کانال_دلنوشته_های_بانوی_کاشانی
https://eitaa.com/sahdser
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
اینجا مردم چشم پنجره را هم بسته اند
چشم دیدن نور را هم ندارند
چه توقع نابجایی ست تو را دوست بدارند
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#عکاس_بانوی_کاشانی