آسمان نظاره گر شکوه دوباره ایست
کاروانی عبور میکند ...
هودج مرجان و ستاره و ...
یاس و یاسین و یاسمن
باد ،عطر شقایق با خود می آورد...
ترنم باران، احساس را می شوید...
تو ایستاده ای
قد قامت موج
صلابتی از جنس وحی و
خط خون و ...
لاله های زهرایی..
بوی ابدیت میدهی...
با نان وخرما ...
دانه دانه اشکهایت
تسبیح اند
در دستان روزگار...
و ذکرت مدام بر لبهای زمین جاری ست.
لالایی عاشقانه ای که رمز،میان عاشق ومعشوق است...
معبد ...
عابد ...
معبود....
رد سوز واژه هایی که جا مانده از بلای کرب وبلا...
سجاده حزن را پهن میکنم ...
مقیم کویت شده ام ...
قامت بسته ام
قیام کرده ام
باقنوت دلتنگی ات اقامه میکنم
رکعت عشق را...
و میدانم اجابت میشود...
مستجاب است هر کسی نام تو را بیاورد.
مادر قرص قمر ....
حامی حبل المتین
ام الوفا ، ام الادب ، ام البنین
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#ام_البنین
باران ها جاری است...
آسمان ها بلند....
برگ ها خیس...
آذر به نیمه رسید...
کجایی تو
که دلم بهانه گیر میشود،
وقتی که رد پروانه نگاهت را گم می کنم...
در نبودنت دلم به زمین وزمان گیر میدهد....
دستم به هیچ کاری نمیرود
حتی به شانه زدن موهایم....
آشفته ام ...
بهم ریخته ام...
خودت خوب می دانی ،
دل که بی قرار باشد ،
هیج چیز آرامت نمیکند..
نه موسیقی ، نه قدم زدن...
نه سرودن
نه ترانه..
نه غزل...
چقدر
دیدن آدمهای تکراری، نفرت آور است...
حرفهای تکراری،.
روزهای تکراری..
دنیای تکراری ....
ابرها باشکوهند آری...
درنا ها خواب کوچ می بینند!
دلم آرامش میخواهد
ازجنس دوست داشتنت
درست رنگ چشمانت...
بگذار تماشایت کنم، اهورای آب و آفتاب و عسل...
نفسم ...!
نفسم بالا نمی آید ...
دلم در هوایت،
پرواز می گیرد،
افق تا افق...
آسمان تا آسمان...
هوای خنده هایت
هوای حرفهایت
هوای چشمهایت
من آدم انتظار نیستم
از،نتظار بیزارم
از،تنهایی بدم میاد
از چشم براه بودن متنفرم
دلشوره لعنتی رهایم نمیکند
آدم پرتوقعی هم نیستم
میسازم با تمام خوب وبد زندگی
ساخته ام سالهاست
ساخته ام زندگی را
اما دیگر توان ندارم
جان سخت بودم
اما دیگر جانی به تن ندارم
عزیز دور از،من
یلدا نزدیک است...
دلم میخواهد یلدا کنارم باشی
مهربانم...
خوش قلبم ..
آمدنت بهترین حادثه زندگی من است
من بودنت را با دنیا عوض نمیکنم
پاییز تمام شد
زمستان چشم به راهت هستم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#دلتنگی
این متن به سفارش عزیزی نوشته شد
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
فکرت گرفته روز و شب از دیده خواب را
از واژه هام قدرت هر انتخاب را
لحظه به لحظه همنفس جان خسته شو
تا دور سازی از دل من اضطراب را
حالا که پیش چشم توام اندکی بخند
از نو بساز، حال من دل خراب را
وقتی غزل به نام تو گل میکند هنوز
یعنی گرفته واژهام عطر گلاب را
بی تو شبم ! بتاب تا روشن ترم کنی
از من نگیر گرمی این آفتاب را
باور نمیکنی که هنوز عاشق توام
بشنو ز من عزیز تو حرف حساب را
وقتی که دید باغ تو همصحبت گلی
باید که جای بوسه بگیرد گلاب را
میخوانمت به عشق و جوابم نمیدهی
مشتاق ماندم از تو بگیرم جواب را
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
به استقبال شعر زیبای استاد قیصر امین پور
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
رویت غزل لبهای تو یک بیت موزون است
آهوی چشمانت غزال دشت و هامون است
لبخند تو سرچشمه ی تلمیح اعجاز است
اخمت به زیبایی جزر ومد کارون است
لالایی شب های تو سمفونی موج است
آرامبخش روح چون شور وهمایون است
آرامش محض است شهر گیسوان تو
هر تار مویت قصه ی لیلی ومجنون است
حرف از تو آمد سطرهای تشنه گل کردند
این شعر از چشمان تو لبریز مضمون است
نام تو آمد آسمان شاعر شد و بارید
زیبایی شعرم به احساس تو مدیون است
آغوش تو امنیت است و بودنت لازم
دنیای من دنیا بدون تو دگر گون است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#مادرانه
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
خدایا من یقین دارم به بودنت بانوی کاشانیخدایا من یقین دارم به بودنت بانوی کاشانی - بیکلام .mp3
زمان:
حجم:
3.2M
خدایـا . . .
من صدایت می زنم چرا که
جز خودت هیچکس را
گره گشای مشکلاتم نمیدانم.
من "تو" را دارم و دلی که .
یقین دارد به بودنت . . .
یقینی که آرامم می کند :
یقین دارم خـدایم مرا رهـا نخواهد کرد
#کانال_شهد_شیرین
#خوانش_اعظم_کلیابی_بانوی_کاشانی
هدایت شده از گلچین شعر
تا که با نام تو مادر می خورد شعرم رقم
می تراود چشمه های ذوق از چشم قلم
تا به نام نامی ات آغاز، کردم شعر را
بیت ها بیت المُقدس شد غزل شد محترم
من در آغوش تو فهمیدم زبان عشق را
در دهانم واژه ها گل می کند هر بازدم
شادی من دیدن لبخند بر لبهای توست
آه می میرم اگر باشد به چشمان تو غم
خوب میفهمم دلیل خستگی های تو را
خوب میدانم دلیل خستگی هایت منم
زیر پای تو بهشت است و بهشتی می شوم
روی چشمانم اگر یکروز بگذاری قدم
با تو آبادم، همیشه خانه ات آباد باد
بی تو اما من خرابم بیشتر از ارگ بم
برف اگر باریده بر گیسوی یلدایی تو
با بهار رویت از دل می رود رنج و الم
بودنت انگیزه ی ماندن نبودت فاجعه
بی وجودت میرود دنیای من سوی عدم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#عضوکانال
@golchine_sher
فکرت گرفته روز و شب از دیده خواب را
از واژه هام قدرت هر انتخاب را
لحظه به لحظه همنفس جان خسته شو
تا دور سازی از دل من اضطراب را
حالا که پیش چشم توام اندکی بخند
از نو بساز، حال من دل خراب را
وقتی غزل به نام تو گل میکند هنوز
یعنی گرفته واژهام عطر گلاب را
بی تو شبم ! بتاب که روشن ترم کنی
از من نگیر گرمی این آفتاب را
باور نمیکنی که هنوز عاشق توام
بشنو ز من عزیز تو حرف حساب را
میخوانمت به عشق و جوابم نمیدهی
مشتاق ماندم از تو بگیرم جواب را
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
به استقبال شعر زیبای استاد قیصر امین پور