هدایت شده از گلچین شعر
تا که با نام تو مادر می خورد شعرم رقم
می تراود چشمه های ذوق از چشم قلم
تا به نام نامی ات آغاز، کردم شعر را
بیت ها بیت المُقدس شد غزل شد محترم
من در آغوش تو فهمیدم زبان عشق را
در دهانم واژه ها گل می کند هر بازدم
شادی من دیدن لبخند بر لبهای توست
آه می میرم اگر باشد به چشمان تو غم
خوب میفهمم دلیل خستگی های تو را
خوب میدانم دلیل خستگی هایت منم
زیر پای تو بهشت است و بهشتی می شوم
روی چشمانم اگر یکروز بگذاری قدم
با تو آبادم، همیشه خانه ات آباد باد
بی تو اما من خرابم بیشتر از ارگ بم
برف اگر باریده بر گیسوی یلدایی تو
با بهار رویت از دل می رود رنج و الم
بودنت انگیزه ی ماندن نبودت فاجعه
بی وجودت میرود دنیای من سوی عدم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#عضوکانال
@golchine_sher
فکرت گرفته روز و شب از دیده خواب را
از واژه هام قدرت هر انتخاب را
لحظه به لحظه همنفس جان خسته شو
تا دور سازی از دل من اضطراب را
حالا که پیش چشم توام اندکی بخند
از نو بساز، حال من دل خراب را
وقتی غزل به نام تو گل میکند هنوز
یعنی گرفته واژهام عطر گلاب را
بی تو شبم ! بتاب که روشن ترم کنی
از من نگیر گرمی این آفتاب را
باور نمیکنی که هنوز عاشق توام
بشنو ز من عزیز تو حرف حساب را
میخوانمت به عشق و جوابم نمیدهی
مشتاق ماندم از تو بگیرم جواب را
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
به استقبال شعر زیبای استاد قیصر امین پور
لبخند توای مادر همواره مسیحایی ست
هم مظهر عشق است و هم مظهر زیبایی ست
دامان پر ازمهرت چون دشت شقایق ها
ای سبز ترین دامن. دشتت چه تماشایی ست
با ذکر و دعای تو آسوده دلم دائم
زیرا که در اذکارت انگیزه و گیرایی ست
تو هاله ی خورشیدی درخویش بپوشانم
دور از تو بدور من یک هاله ی تنهایی ست
در وصفِ تو ای مادر هر واژه به رقص آید
با عشقِ تو هر شعرم لبریز شکوفائی ست
هم اسوه ی ایثاری هم صبر و وفا مادر
جامِ دلِ تو پُر از یک حسِ اهورایی ست
. ای از همه زیباتر پاکی و زلالی تو
درسینه یِ تو جوشان یک چشمه یِ دریایی ست
در اوج غم ای مادر اوجِ غزل شوقی
جامِ دلِ تو غرقِ سرمستی و شیدایی ست
دستان پر از مهرت آموخت به من ایثار..
چون شیوه ی دستانت بر پایه ی دانایی ست
مانندطلوعی تو روشنگر و روح افزا
در عمق نگاه تو یک موج فریبایی ست
ای شمع شب تارم ای روشنی روزم
آیات حضور تو. الحق که تماشایی ست
جاوید بمان مادر آئینه ی شوقم باش
بانوی تو محتاج آن دامن و لالایی ست
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
تا که با نام تو مادر می خورد شعرم رقم
می تراود چشمه های ذوق از چشم قلم
تا به نام نامی ات آغاز، کردم شعر را
بیت ها بیت المُقدس شد غزل شد محترم
من در آغوش تو فهمیدم زبان عشق را
در دهانم واژه ها گل می کند هر بازدم
شادی من دیدن لبخند بر لبهای توست
آه می میرم اگر باشد به چشمان تو غم
خوب میفهمم دلیل خستگی های تو را
خوب میدانم دلیل خستگی هایت منم
زیر پای تو بهشت است و بهشتی می شوم
روی چشمانم اگر یکروز بگذاری قدم
با تو آبادم، همیشه خانه ات آباد باد
بی تو اما من خرابم بیشتر از ارگ بم
بودنت انگیزه ی ماندن نبودت فاجعه
بی وجودت میرود دنیای من سوی عدم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
تراود مهر از چشمت، دلت دریاست مادرجان
خدا داند که عشقت ساحل رویاست مادرجان
به آغوش تو محتاجم چه خوشبختم کنار تو
فدای گرمی عشقت که بی همتاست مادرجان
سعادت سهم من گردد فقط با یک دعای تو
دعایت تا ابدحلال مشگل هاست مادرجان
قسم برلحظه هایی که به پای من نیاسودی
بهشتِ مهر تو،لبریز نعمت هاست مادرجان
بزیر پای تو باشد بهشت ای بر تر از خورشید
ببین در زیر پای تو چه گوهر هاست مادرجان
به تکریم تو آید حضرت جبریل، با شادی
به دورت کهکشان تا کهکشان غوغاست مادرجان
تویی گنجینه ی بانو همیشه جاودان باشی
جواهر هستی ونامت بسی زیباست مادرجان
#_اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
منظومه عشق کهکشانم مادر
خورشید قشنگ آسمانم مادر
با تو همه جا همیشه شادم اما
بی توست ڪه بی نام ونشانم مادر
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی