eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
منظومه عشق کهکشانم مادر خورشید قشنگ آسمانم مادر با تو همه جا همیشه شادم اما بی توست ڪه بی نام ونشانم مادر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
درجان ودلم همیشه هستی مادر. هستی تو دلیل شور و مستی مادر در دُرج دلم جواهری غیر تو نیست خوش در دل و جان من نشستی مادر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر زمان با نام مادر میخورد شعرم رقم میتراود اشک شوق از چشم بی‌تاب قلم واژه‌هایم سجده می‌کردند پیش پای تو بیت ها بیت المقدس شد غزل شد محترم با دعایت خشت خشتم را بساز! آباد کن لحظه هایی که خراب و خسته‌ام چون ارگ بم من در آغوش تو فهمیدم زبان عشق را از دهانم شعرها گل میکند هر بازدم ماه بانو، ای تجلی خدا روی زمین بی وجودت میرود دنیای من سوی عدم چون که باید فرش قرمز زیر پایت پهن کرد فرش خواهم کرد قلبم را به زیر هر قدم ای فدای دانه دانه اشکهایت مادرم من که می‌میرم اگر باشد به چشمان تو غم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگر عشق را در قاموسِ جهان معنا کنم، بی‌تردید نقشِ تو در ذهن تداعی می‌شود . تو چشمه ای هستی که در کویرِ وجودم جاری شدی ... روییدم، سبز،شدم. . تو اولین آهنگِ آشنای کودکیم بودی و هنوز که هنوز است، ترانه ی پایدارِ قلبم. نگاه خسته ات همیشه پر از امید است . مادرجان، وجودت موهبتی است که هرگز شکرِ آن را نمی‌توانم به جا آورم. تا نفس دارم، مدیون تو هستم مادرم .... همه‌ی زیبایی‌های دنیا را اگر کنار هم بگذارند،باز هم به زیبایی یک نگاهِ تو نمی‌رسند. دست‌هایت را می‌بوسم،مادر. همان دست‌هایی که دنیا را برایم آرام و خانه را بهشت کرد. هنوز شبنم بوسه هایت روی گونه‌هایم می‌نشیند، مثل اولین آفتابِ صبحگاهیِ زندگی‌ام. مادرم .... تو تکیه‌گاهِ بی‌تکرارِ قلبم هستی.... نمام عشقِ دنیا پشتِ چشم‌هایِ مهربانت پنهان شده است.... آغوش تو همیشه اولین پناهگاه من بود و خواهد بود.تو را دوست دارم، به سادگیِ یک نفس، به عمقِ یک دریای بی‌کران....
خلقی ز کرامت شما میگویند تسبیح تو را ارض وسما میگویند ای حضرت صاحب اختیار محشر از لطف تو در روز جزا میگویند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در خانه‌ای کوچک، در دل مکه، خانه‌ای که آسمان به آن سلام میداد و عرشیان درود ... رحمتی زاده شد. اسمش را، «زهرا»گذاشتند. او آمد و «کوثر» معنا شد، و آغازِرویشِ نخلستانِ ولایت. او آمد و«امامت» معنا شد، و شروعِ حرکتِ کاروان یازده خورشید. او، مادرِآفتاب‌هایی است که از مدینه تا کربلا، تا غروب غریب سامرا، و تا انتهایِ انتظار، راه را روشن کردند. او، ریشه‌ی درختی است که شاخه‌هایش تا قیامت سایه می‌افکند. قسمت اول
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا