کوچ درناها در کوچه ی یادها
آفتاب،آخرین رشتههای طلاییاش را از شاخ وبرگ های چنار بالا می کشید
و عشق ، زلالی خود را در هوا جاری می کرد...
سایهها دراز میشدند ...
بوی خوشِ آجرهای سیلک
شعر سهراب را زمزمه می کرد...
کاهگل، هوا را پرواز می داد...
پروانه ها قاصدک های
پنهان مردهای عاشق می شدند...
از درگاهی
بوی داغ اسپند برمیخاست،
پیچ میخورد و میپیوست به بخار غلیظ دیگهایی که روی اجاق میرقصیدند:
گوجه های سرخ آتشی
که در جوشِش دیگ
آرام ذوب میشدند
تا خاطرهای شوند
برای سفرهای دیگر.
باد که میوزید،
یکباره عطر تند پونه و نعنا از پشت دیواری میریخت...
درهم میآمیخت
با بوی مبهم گلپر سیری
که در روغن داغ جلا می داد رنگ نگاه را...
کوچهها ریههای شهر بودند...
هر خانه پر بود از نبض بودن..
اصالت ، آش نذری ،
صبری که در خورشتی جا خوش کرده بود...
دیوار ها نازک بود
صدای خنده ی آرام بچه ها پشت نسترن ها پنهان می شد...
عصرگاه کاشان لم می داد
در دامن زن های همسایه...
سکوی خانه ها
بوی شب می گرفت...
چشمه خنده زنان میجوشید ...
و از لبها سرازیر میشد،
تب تند رسیدن...
صدای ما،
در حال دویدن،
میخورد به دیوار و برمیگشت،
تا کوچه هم بازیمان شود.
آسمان کمکم رنگ میباخت...
چراغهای مهتابی،پشت پنجرهها یکییکی چشم میگشودند...
سکوتی رازناک
مینشست،پر از پچپچِ آرام شب.
و گذرها و ساباط ها
شاهرگی پر از خونِگرمِ زندگی،
زیر پوستِ شب میتپید
و خاطره میساخت.
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
در این سکوت سنگین،
دریای چشمانم به تلاطم در آمده
هر موج، خاطرهای است که به ساحل دل میزند...
و تنها رد پایش را روی ماسهها به جا میگذارد.
تنهایی، همسفر همیشگی من است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
آسمانِ دلم بیستاره است.
باد، حتی برگِ آخرین آرزو را هم با خود برد.
سکوت، تنها همسایهام شده؛
اما شاید همین سکوت، پُلی است به سوی تو...
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
ریمیکس4_5884136402752380339.mp3
زمان:
حجم:
9.4M
مرا به یاد نداری اگر چه جان منی!
تا کی به غم تازه تری پا بگذارم
در سینه ی خود دانه ی اندوه بکارم
یک لحظه نشو دور تر ای حضرت باران
تا اندکی از شوق نگاه تو ببارم
باید که در آغوش بگیرم غم خود را
کفر است اگر دل به غریبه بسپارم
با یاد صدای تپش قلب تو هربار
باید ضربان دل خود را بشمارم
ای ناب ترین حسرت چشم من ، عجب نیست
از شوق تماشای تو گر بال در آرم
پاییز شدم خون دل از خویش بنوشم
من بغض فرو خورده ی یک باغ انارم
پاییز شدم معجزه کن سبزترم کن
باید که به لبهای زمین. بوسه بکارم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
Babak JahanbakhshAUD-20251228-WA0056.mp3
زمان:
حجم:
7.6M
فایل صوتی از طرف بانوی کاشانی
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ
الا یا فاطمه! داری در آغوشت قمر، دلبر
که خواهد شد وصی مصطفی وهمسر کوثر
سرش بر دامن مادر تجلی گاه عرفان شد
همان سرور که در عالم نخواهد بود از اوسرتر
نشست از خنده اش لبخند بر لبهای بيت الله
چه لبخندی كه بعد از آن نديد عالم از آن برتر
زمین دور مدار او ، زمانه بی قرار او
بگو از شوق دیدارش، صد و ده بار یا حیدر
کجا دیده جهان مردی شبیه حضرت مولا
کجا دنيا به خود ديده چنان بنت اسد مادر
علی ذکرش عبادت هست و طبق حرف پیغمبر
علی ساقی کوثر هست و زهرا شافع محشر
مسلمان میشود سلمان به تفسیر علی در عشق
که میسازد نگاه مهربانش قنبری دیگر
امامت اصل دین است و نبوت ختم آیین است
محمد شهر علم ست و علی هم فاتح خیبر
کسی که حب حیدر را به دل دارد خبر دارد
که توصیف علی هرگز نمی گنجد در این دفتر
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#رجب
#میلاد_حضرت_پدر
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام