21.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیابانِ عصر
پُر از پاهای بیقرارِ سایههاست.
چراغها یکییکی
چشم میگشایند
تا تنهاییِ من
درازتر شود…
از پیادهرو
بوی نمِ بارانِ دیروز میآید
و من
بیآنکه کسی را صدا بزنم
آهسته
نام تو را تکرار میکنم.
سکوت
روی نیمکتهای ایستگاهِ اتوبوس نشسته
و کسی نیست…
فقط باد
صفحۀ روزنامههای رها شده را
ورق میزند
و من
در گوشۀ این ساعتِ فرو رفته
به صدای پای عابرانی گوش میدهم
که هرگز نخواهند آمد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
تو هستی دختر زهرا چه والا دختری زینب
که داری برهمه عالم مقام سروری زینب
شکیبا بوده ای در آتش غمهای بی پایان
به خوبی امتحان دادی، رفیع و برتری زینب
همه مبهوت این حجب و حیا و صبر و ایثارند
تو هستی وارث زهرا نماد کوثری زینب
کلام قاطعت مانند شمشیر علی بران
میان کفر ودین کردی به خوبی داوری زینب
تو خواندی خطبه ای غرا، که کاخ ظلم را لرزاند
رسالت دار عاشورا چنان پیغمبری زینب
شجاعت ها به پا کردی به شمشیر بیان خود
نشان دادی در آن عرصه، شکوهِ محشری زینب
زدی بر هم به یک خطبه اساس کفر و عصیان را
بلاغت در بیان داری شبیه حیدری زینب
به صبر و علم وایثارت ندیده کس در این دنیا
شبیه مریم عذرا،مثال هاجری زینب
دلت خون بود از داغ و ندیدی غیر زیبایی
در آن ساعت که می دیدی سر بی پیکری زینب
عطش درجان طفلان حرم بود وتو عطشان تر
برای بوسه بر حنجر عجب نام آوری زینب
ندارد طاقت شرح غمت را هیچکس بانو.!!
خدا داند چه می دیدی در آن بی یاوری زینب
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
زینب است او شفیعه ی دوسرا
مثل مادر یگانه بی همتا
کس ندیده به علم وحلم و ادب
دختری مثل دختر زهرا
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
به صبر و حلم و ایثارش ندیده عالمی هرگز
چنان زهرا که در شأنش دوباره سوره آوردم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
تو از آسیه و حوّا و مریم سرتری زینب
که داری بر همه عالم مقامِ سروری زینب
برایت آتش غمهای بی پایان گلستان بود
که در موج بلا و خون ، خلیل دیگری زینب
عجب صبری عجب شوری عجب ایمان و ایثاری
تویی زینب ترین زهرا تو روح کوثری زینب
زبانِ خطبه هایت مثل شمشیرِ علی برّان
میانِ کفر و دین کردی به خوبی داوری زینب
به زیرِ گام هایت شام را ویرانه خواهی کرد
رسالت دارِ عاشوراییِ پیغمبری زینب
شجاعت می زند زانو، زبانِ خطبه هایت را
نشان دادی قیامت را ، شُکوهِ محشری زینب
شکسته خطبه هایت قامتِ لات و هُبل ها را
بلاغت در بیان داری ، شبیهِ حیدری زینب
دلت خون بود اما غیرِ زیبایی نمی دیدی
در آن ساعت که می دیدی سرِ بی پیکری زینب
در اوج بی پناهی ها پناه کاروان بودی
میانِ کاروانی که خودت بی یاوری زینب
برادر را روی نیزه ... چگونه تاب آوردی ؟
چگونه تاب آوردی تویی که خواهری زینب
اگر امِّ ابیها فاطمه بوده است پس بی شک
برای شاهِ دین هم خواهری هم مادری زینب
نه تنها زینِ اَب بودی و زینت دادهای او را
که حتی بر برادر هم شکوه و زیوری زینب
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از پیام کاشان
تو از آسیه و حوّا و مریم سرتری زینب
که داری بر همه عالم مقامِ سروری زینب
برایت آتش غمهای بی پایان گلستان بود
که در موج بلا و خون ، خلیل دیگری زینب
عجب صبری عجب شوری چه ایمانی چه ایثاری
تویی زینب ترین زهرا تو روح کوثری زینب
زبانِ خطبه هایت مثل شمشیرِ علی برّان
میانِ کفر و دین کردی به خوبی داوری زینب
به زیرِ گام هایت شام را ویرانه خواهی کرد
رسالت دارِ عاشوراییِ پیغمبری زینب
شجاعت می زند زانو، زبانِ خطبه هایت را
نشان دادی قیامت را ، شُکوهِ محشری زینب
شکسته خطبه هایت قامتِ لات و هُبل ها را
بلاغت در بیان داری ، شبیهِ حیدری زینب
دلت خون بود اما غیرِ زیبایی نمی دیدی
در آن ساعت که می دیدی سرِ بی پیکری زینب
در اوج بی پناهی ها پناه کاروان بودی
میانِ کاروانی که خودت بی یاوری زینب
برادر را روی نیزه ... چگونه تاب آوردی ؟
چگونه تاب آوردی تویی که خواهری زینب
اگر امِّ ابیها فاطمه بوده است پس بی شک
برای شاهِ دین هم خواهری هم مادری زینب
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
پنجشنبه 27 دی ماه ۱۴۰۳
#کاشان
#پیام_کاشان اینجا است👇
https://eitaa.com/joinchat/3907518475C490c3d9ea9
لبریز صبرم کوه دردم زینبم من
مثل علی مرد نبردم زینبم من
گنجینه ی عصمت منم زهرا تبارم
میراثدار حلم و علم بیشمارم
از شوکران دردها نوشیدهام من
داغ شقایق های پر پر دیدهام من
از کودکی آیین من آیینهداریست
آری مدال افتخارم بردباریست
از دست دادم ناگهان امّید خود را
دیدم روی نیزه سرِ خورشید خود را
دیدم که از لبهای او می ریخت قران
با آیه آیه بر تنم میداد او جان
غم را به تنهایی به دوش خود کشیدم
در اوج غم ها غیر زیبایی ندیدم
نه ..سرشکسته نیستم که سرفرازم
مثل علی در خطبه خوانی یکه تازم
طوفان اشک چشم دلبر میشوم باز
دلتنگ دیدار برادر میشوم باز
ام المصائب کوه دردم بی قرارم
پیراهنش را روی چشمم میگذارم
خواهر همیشه با برادر با حسین است
ذکر لبِ زینب همیشه یا حسین است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
قالب #مثنوی
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبح و غروب و عصر كه فرقى نمیكند،
وقتتبخير اى همهى ِزندگانىام❤️