eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
358 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اونجا که میگه:
اونجاکه اعظم کلیابی میگه: مهربان وساده بودم ساختم با هر کسی حیف دنیا با تمام خوبی ام با من نساخت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیهوده دل نبند جهان پایدار نیست دنیای ما همیشگی وماندگار نیست بگذر ازاین دو روزه ی دنیا و شاد باش وقتی به رسم خوب و بدش اعتبار نیست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پرنده ی دل من آسمان نمیخواهد به جز حریم تو هیچ آشیان نمیخواهد اگر چه سوخت پرش زیر آفتاب حرم به غیر گنبد تو سایبان نمی خواهد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قطره به قطره آسمان ها را دویدم ساعت دقیقا هشت...! با باران رسیدم رنگین‌کمان شد نردبان گنبد او با پرچم سبز دعا در خود وزیدم در انعکاس آیه‌ی آیینه‌کاری خورشید را در کسوت خدام دیدم پروانه پروانه فرشته جمع می شد همبال کفترهات وقتی می پریدم از حوض آزادیت گنجشکان چشیدند آن لحظه فریاد قفس ها را شنیدم کاشی فیروزه مرا غرق خودش کرد خود را در اوج آسمان_دریا کشیدم بی دست و پا بودم ولی محض رضایت از آنچه غیر از توست دست و دل بریدم تا کم شود. بار گناه از،روی دوشم از چشم های خویش منت می‌کشیدم دست مرا محکم بگیر اینجا شلوغ است در لحظه تنهایی ام تنها امیدم!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از گلچین شعر
گفتی چه خبر بی خبرم از همه دنیا جز بی خبری نیست در اندیشه ی فردا وقتی که زمان در تب وتاب وخفقان است باید که بمیریم دراین گوشه ی دنیا از حال خوش، و خنده ی جمعه خبر نیست خشکیده به لب واژه و مرده اند غزل ها افسوس که دنیا شده دنیای خیالی در حسرت سیب اند هنوز آدم و حوا حالا که ردیف است غم و نیست رهایی باید بسرایم غزل رفتن خود را @golchine_sher
هدایت شده از گلچین شعر
صبر ایّوب کجا و ، دلِ بی‌تاب کجا ؟ دلِ آسوده کجا؟ دیده‌ی بی‌خواب کجا ؟ خسته از ظلم جهانیم و گرفتار شدیم از غم بی‌وطنان خسته و بیمار شدیم سوختیم آتش‌مان را به تماشا بودند چقدَر ضجّه زدیم و چقدَر آسودند پای اتش به گلستان وطن، باز شده شعله‌ی فتنه‌ی بیداد، به پرواز شده غنچه‌ی تازه شکوفاشده را ، تیر زدند هم‌قبیله! به‌خدا دشنه و زنجیر زدند پیرهن بود که در معرکه غارت می‌شد باز هم قصه‌ی بازار، روایت می‌شد تا زمین دور مدار قمری می‌چرخید این‌زمان بود که دنبال سری می‌چرخید یک نفر داغ جوان دید و همآنجا افتاد یاد آن سروقد تشنه‌ی تنها افتاد تکه تکه شده را زیر لگد سنگ زدند چقدر بر دل غمدیده‌ی ما چنگ زدند تکیه تا سوخت درآتش دل عالم خون شد باز تکرار جنون با حرم مجنون شد باز تاریخ به تکرار حکایت می‌شد قصه‌‌ای تلخ، دگربار روایت می‌شد باز قرآن به سر نیزه، نه! در آتش سوخت بُهت ، لب‌ را ز تحیّر، به لب دیگر دوخت به‌خدا حرمت این خاک کرامت دارد "یک نفر این تبر فتنه زمین بگذارد" وطنم، غزّه و سوریه _ یمن _ لبنان نیست جای جولان و رجزخوانی، در ایران نیست خام مزدور شدی خون به دل ما کردی ای حرامی! غلط بیخود و بیجا کردی علت حادثه را حادثه گردانی هست پشت این حادثه‌ها دشمن نادانی هست فکر کردند زمین میخورَد این پرچمدار غافل‌اند از دل شیران غیور و بیدار رسد آن‌روز که در پاسخ این هم‌عهدی عَلَم از دست علمدار بگیرد مهدی . @golchine_sher