دل را ز بی خودی، سرِ از خود دمیدن است
جان را هوایِ از قفسِ تن پریدن است
از بیمِ مرگ نیست که سر داده ام فغان
بانگ جَرَس ز شوقِ به منزل رسیدن است
دستم نمی رسد که دل از سینه بَرکَنَم
باری،علاجِ شوق ،گریبان دریدن است
سوی تو ای خلاصهٔ گلزار زندگی
مرغ نِگه در آرزوی پر کشیدن است
بگرفته آب و رنگ ز فیض حضورِ تو
هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرحِ غمِ خود نمی کنم
تقدیرِ غُصِّهٔ دِلِ من ناشنیدن است
آن را که لب به دامِ هوس گَشت آشِنا
روزی «امین» سزا لَبِ حسرت گزیدن است
شاعر: #شهید_امام_خامنهای
متخلص به #امین
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◼دامن کشان رفتی، دلم زیر و رو شد...
مدرسه پادگان نیست
مدرسه جای درس است
دخترم جنگ را بلد نیست
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
خالی نَبُود جای تو ای فرمانده
داغ تو به سینه هایمان جامانده
حالا توئی وکنار مولا جایت
ماییم و عزایی که به دلها مانده
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
ای بنده ی خاص آسمانی شده ای
در قلب خدا شد متعالی جایت
درسایهٔ مهر ورحمتش جاداری
صد حیف کنار ماست خالی جایت
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلگُفت ...💔
مدرسه پادگان نیست
مدرسه جای درس است
دخترم جنگ را بلد نیست
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی