eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ما از،تبار سر به دارانیم ما سروهای سبز ایرانیم سرخ است اگر از خون ما میهن سرشار از عطر بهارانیم دیگر هراسی نیست از دشمن جنگ است حالا جنگ اهریمن با مردمان همت و غیرت جنگ آوران نامی دارد به پایان می‌رسد قوم یهود افتاده در هامون موسی عصایش را به نیل افکند هر چند غلطیده شده در خون
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
|اثر شماره 155 (روایت شاعران اصفهان از حماسه رمضان) یک ماتم بی انتها با چند کودک دنیای ما شد نینوا با چند کودک یکباره طوفان شد زمین پیچید درهم بغضی که با غم شد رها با چند کودک جای صدای خنده های کودکانه فریادهای بی صدا با چند کودک کیف و کتابی در میان دود وآتش می‌سوخت بین شعله ها با چند کودک دیدم به روی دفتری افتاده عکسی یک رهبر بی‌ادعا با چند کودک زیبای من رنگ لباست آسمانی ست پرواز کردی تا کجا با چند کودک جنگ است و می‌دانم‌ بهایش خون دل‌هاست باشد قبول اما چرا با چند کودک؟ حالا معلم می‌شمارد دختران را انگار جا مانده از آنها چند کودک !! تاریخ ازاین پس با دل خون می‌نویسد میناب شد کرب‌وبلا با چند کودک 🖋 به‌قلمِ: [(کاشان) ] ━━━━━━━━━━━━ ☫ شعر، رسانه است… با فوروارد این شعر، صدای راویانِ این حماسه باشید 👇 🌙 کانال شاعرانه : 🌐 https://eitaa.com/maahpoet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شاعران حماسه سُرای کاشان وقتی قلم گل میکند درشعر وقتی شکوفا میشود دفتر هر واژه دُر ناب میگردد هر بیت یک گنجینه ی گوهر وقتی بهانه کشورت باشد وقتی هدفها، باورت باشد باید هدف گیرند جانت را جانت اگر چه باشد ما از،تبار سر به دارانیم ما سروهای سبز ایرانیم سرخ است اگر از خون ما میهن سرشار از عطر بهارانیم دیگر هراسی نیست از دشمن جنگ است حالا جنگ اهریمن با مردمان همت و غیرت جنگ آوران نامی دارد به پایان می‌رسد قوم یهود افتاده در هامون موسی عصایش را به نیل افکند هر چند غلطیده شده در خون ✍️شاعر بانو اعظم کلیابی ┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅ با ما همرا باشید ◇●• 💠کانون بسیج هنرمندان کاشان 💠 @b_h_kashan
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از مداحان کاشانی
ما از،تبار سر به دارانیم ما سروهای سبز ایرانیم سرخ است اگر از خون ما میهن سرشار از عطر بهارانیم دیگر هراسی نیست از دشمن جنگ است حالا جنگ اهریمن با مردمان همت و غیرت جنگ آوران نامی دارد به پایان می‌رسد قوم یهود افتاده در هامون موسی عصایش را به نیل افکند هر چند غلطیده شده در خون شاعر ╭┅───────────┅╮ 🆔️ @B_maddahan_k ╰┅───────────┅╯ ‌ ♡ ‌ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲ ‌‌ ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
|اثر شماره 152 (روایت شاعران اصفهان از حماسه رمضان) ـ چه سالی‌ست در سینه‌ام؟ ـ سال بلواست ـ سال جنون ـ چه رنگی‌ست دنیا؟ ـ به اقرار هیزم‌کشان: شعله‌گون نمانده‌ست جوهر برای نوشتن ولی قلم می‌زنم باز در جوی خون تپش‌هایم از «قُلْ اعُوذُ بِرَب‌ِّ الفَلَقْ» گفته‌اند ولی در رگانم دویده‌ست فریادِ «یا اَیُّهَا الْکافِروُن!» قلم‌ها! قلم‌های سربازِ آتش‌به‌کف! قلم‌ها! قلم‌های جان‌باز! «لا یَسْتَوِی الْقٰاعِدُون...» به نون و به واو و به طایِ و ط ن که سرخ است حال الفبای من وطن گفته‌ام در رگ دفترم خون به جوش آمده ورق‌پاره‌ها! روزگار خروش آمده هلا شوقِ رقصِ زبانم، وطن! هلا وِرد روز و شبانم، وطن! هلا آخرین ماندۀ واژه‌دانم، «وطن!» جهانم! روانم! نشانم! وطن! هلا خون در استخوانم، وطن! تویی راستانم، تویی داستانم، وطن! چه تن‌ها که افتاد در پای تو مبادا بیفتد شکافی میان هجاهای تو چه بسیار چرخیده در ذهن‌‌ها مسندِ شاهی‌ات! چه زیباست رویای تو! قلم‌ها! قلم‌های بیدار! تاریخ را پر کنید که شیرازۀ دفتر از هم نخواهد گسست که آیینه با سنگ خائن نخواهد شکست که سرو از تبرهای بیگانه، بی‌باک، می‌ایستد که این ریشه در خاک می‌ایستد ▫️لایستوی القاعدون..... (سورۀ نسا، آیۀ ۹۵) مؤمنان خانه‌نشین که زیان‌‌دیده نیستند با آن مجاهدانى که با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى‌‌کنند، یکسان نمی‌باشد 🖋 به‌قلمِ: [(کاشان)] ━━━━━━━━━━━━ ☫ شعر، رسانه است… با فوروارد این شعر، صدای راویانِ این حماسه باشید 👇 🌙 کانال شاعرانه : 🌐 https://eitaa.com/maahpoet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌چقدر حال وهوای دلم غم انگیز است بهار بی تو برایم،شبیه پاییز است و روی پنجره ی صبح، گرد آه من است چقدر دفترِ نمناک روی این میز است برای سردی داغ نشسته در دل من. هزار رود چنان زنده‌رود ناچیز است تو کوچ کردی و کوچه پر از هیاهو شد غروب زخمی کوچت قیام تبریز است قیام خون تو بر پا شد و قیامت کرد چقدر بغض من از انتقام لبریز است صدای حق وحقیقت نمیشود خاموش چراغ روشن راهت ستاره آویز است ۱۴۰۵/۱/۴
‌چقدر حال وهوای دلم غم انگیز است بهار بی تو برایم،شبیه پاییز است و روی پنجره ی صبح، گرد آه من است چقدر دفترِ نمناک روی این میز است برای سردی داغ نشسته در دل من. هزار رود چنان زنده‌رود ناچیز است تو کوچ کردی و کوچه پر از هیاهو شد غروب زخمی کوچت قیام تبریز است قیام خون تو بر پا شد و قیامت کرد چقدر بغض من از انتقام لبریز است صدای حق وحقیقت نمیشود خاموش چراغ روشن راهت ستاره آویز است ☫ادبیات مقاومت... 🌐 @sher_moaser