چقدر حال وهوای دلم غم انگیز است
بهار بی تو برایم،شبیه پاییز است
و روی پنجره ی صبح، گرد آه من است
چقدر دفترِ نمناک روی این میز است
برای سردی داغ نشسته در دل من.
هزار رود چنان زندهرود ناچیز است
تو کوچ کردی و کوچه پر از هیاهو شد
غروب زخمی کوچت قیام تبریز است
قیام خون تو بر پا شد و قیامت کرد
چقدر بغض من از انتقام لبریز است
صدای حق وحقیقت نمیشود خاموش
چراغ روشن راهت ستاره آویز است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#رهبر_شهیدم
۱۴۰۵/۱/۴
هدایت شده از شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
#غزل
چقدر حال وهوای دلم غم انگیز است
بهار بی تو برایم،شبیه پاییز است
و روی پنجره ی صبح، گرد آه من است
چقدر دفترِ نمناک روی این میز است
برای سردی داغ نشسته در دل من.
هزار رود چنان زندهرود ناچیز است
تو کوچ کردی و کوچه پر از هیاهو شد
غروب زخمی کوچت قیام تبریز است
قیام خون تو بر پا شد و قیامت کرد
چقدر بغض من از انتقام لبریز است
صدای حق وحقیقت نمیشود خاموش
چراغ روشن راهت ستاره آویز است
☫ادبیات مقاومت...
#اعظم_کلیابی
#پایداری_حماسه_ایثار
🌐 @sher_moaser
هدایت شده از بانوی کاشانی
حامد شاکرنژاد هیئت قرار / @heyate_gharar🏴472_86632665511737.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
قرائت سوره فتح
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
تا فکر طهرانی مقدم پیشتاز،است
اهریمنان را زندگی پایان کار است
ایران وایرانی همیشه سرفراز است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#سه_گانی
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
#سکوت 🚫
آهای شاعر هیئت! چرا که خاموشی؟
گرفتهای مگر این روز ها فراموشی؟
تو و سکوت؟ تو ای شاعری که اهل دلی!
درین زمانهی حسّاس، از چه مُنفعلی؟!
کسی که دم زده عمری ز هیئت و مَردم
سکوت او زند آتش به سینه چون هیزم
مگر نمیبینی لالههای پرپر را ؟
مگر نمیبینی آتش ستمگر را ؟
میان آتش دشمن، چگونه در خوابی؟
مگر که بیخبر از کودکان مینابی...؟
تویی که شاعر سالار نینوا هستی
تویی که مرثیهپرداز کربلا هستی
تویی که میگفتی کاش کربلا بودی
غلامِ شاهِ شهیدانِ نینوا بودی...
تویی که میگفتی شیعهی علی هستی
اگر به آن چه که گفتی، هنوز پابستی!
چگونه خاموشی؟ این زمان که میباید
کلام نافذِ تو ، لشکری بیاراید...
رجز بخوان! که به لرز آوری ستمگر را
رجز بخوان! که کنی شاد قلب حیدر را
دوباره کرب و بلا را ، رقم زده دشمن
به خون کشیده وطن را سپاه اهریمن
ببین که طفل سه روزه، شهید گردیده
چنین جنایتی آیا جهان به خود دیده؟
ولی تو دیدی و لب بستهای چرا شاعر؟!
مگر ز هموطنانت شدی جدا ، شاعر ؟!
خدا کند که نباشی اسیر اهریمن
که پُشت کردهای اکنون به قبلهی میهن
خدا کند که ز راهِ خدا ، جدا نشوی!
به آنچه نیست سزاوار، مبتلا نشوی
خدا کند که شوی عاقبت بخیر رفیق!
مباد تا که شوی همعِنانِ غیر ، رفیق!
قلم بگیر به دست و بتاز بر دشمن
که این سکوت نباشد یقین کم از مُردن
شنو ز (ساقی) غمدیده این سخن ای دوست!:
سکوت و بیطرفی، خصلتِ قماشِ دو روست.
✍ سید محمدرضا شمس (ساقی)
#شمس_ساقی
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
eitaa.com/shamssaghi