eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
358 دنبال‌کننده
720 عکس
469 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در دلم حسرت گندم شدنی بوده وهست دانه ام منتظر معجزه ی بارانم.....
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از همان روز ازل ذکر تو شد درمانم بر سر کوی تو عمری‌ست که سرگردانم آن کویرم که به لطف تو گلستان شده است میوزد رایحه ی عشق تو در بستانم در دلم حسرت گندم‌ شدنی بوده و هست دانه‌ام منتظر معجزه‌ی بارانم تا کبوتر شدنم راه زیادی‌ست ولی هرکجا هم بروم جلد همین ایوانم قول دادم به جز از بام تو جایی نپرم تا نفس هست وفادار به این پیمانم غم فردا نخورد هرکه شود زائر تو تا سبکبال شوم در طلبت می‌مانم همه جا سفره‌ی لطف تو مهیاست رضا همه‌ی عمر سر سفره‌ی تو مهمانم غزلی ساخته ام از برکات حرمت نیستم دعبل و در شهر. سخن حیرانم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آقا بطلب که مبتلایت شده ام دلتنگ ضریح با صفایت شده ام درمانده ام و دلم به صحن تو خوش است دلبسته ی ایوان طلایت شده ام . # ۹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پدر یک عاشق بی ادعا بود برایش عطر مشهد آشنا بود اگر چه شد فراموشی نصیبش همیشه بر لبش ذکر رضا بود # ۱۰
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅ «میلاد باسعادت حضرت شمس الشموس، خسرو اقليم توس، شاهنشاه انيس النفوس، هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت، سلطان علیّ بن موسَی الرضاء (علیه آلاف التحیة وَالثناء) مبارک باد.» این همایون بارگه که قبله‌ی دل‌هاستی مرقد "شاه خراسان" زاده‌ی موساستی ضامن آهو امام هشتم آن شمس شموس کز علوّ عزتش، این بارگه برپاستی خاک درگاهش بُوَد بر اهل دل کُحلِ بصر بارگاهش قطعه‌‌ای از جنة المأواستی ماهِ ذیقعده، منوّر شد ز ماهِ روی او روشن از شمع وجودش دیده‌ی زهراستی موسیِ عِمران ز انوارش گزد لب از عجب کز شرف، انوَر ز طور سینه‌ی سیناستی می‌کند اعجاز، با لطف خداوند ودود دست اعجازش فراتر از یَد بیضاستی بر تن درماندگان از هر نژاد و هر مرام روح‌بخشِ دیگری چون حضرت عیساستی پنجره‌فولاد جانسوزش بُوَد دارالشّفاء ناامیدان را امید و، شافی مرضاستی بر طبیبان جهان استاد هفت اقلیم، اوست گرچه بقراط است یا که بوعلی سیناستی خاک کوی عرش‌سایش سرمه‌ی چشم مَلَک گنبد مینا ترازش، قبّه‌ی کبراستی صبحگاهان تا که خورشید از افق سر می‌کشد نور می‌گیرد از آنجا بعد از آن برخاستی کفتران دایم به طوف گنبدش پروانه‌سان بال و پر، سایند زیرا شمع بزم آراستی خادمش دارد مقامی ارجمند و بی بدیل چونکه عشق خادمش یک‌ عشق مادرزاستی درگه حاجات خلق است و کند حاجت روا هرکه دارد از سرِ جان، حاجت و درخواستی آب سقاخانه‌اش، چون چشمه‌سار کوثر است باده‌ی نابی که بی‌شک (ساقی) اش آقاستی. سید محمدرضا شمس (ساقی) 1382 @shamssaghi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا