خاطراتت باز امشب از خیالم رد شدند
لحظههای بی حضور تو خط ممتد شدند
در گلویم بغض دوری تو جا خوش کرده است
دردهایم روی شادیها شبیه سد شدند
شوری بخت من و شوری چشم دیگران؟
باز این دلشورهای دل زیاد از حد شدند
شد بهشت واژه بعد از تو جهنم ...دوزخی
بیت های شعر بعد رفتنت مرتد شدند
قهر کرده خواب با چشمان دریایی من
خاطراتت توی این دریاچه جذر و مد شدند
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
وقتی قلم گل میکند در شعر هایت
گویی بهاری می شود حال و هوایت
باران واژه میچکد بر جان دفتر
رنگین کمان عشق می بندد خدایت
مضمون تازه می سراید باز شاعر
با این ردیف: «ای کاش میمردم برایت»
نازک تر از گل با غزل حرفی نگفتم
اما شده شاکی وشاید مبتلا یت
تا از تو بنویسد قلم واژه به واژه
اصلا میآید واژه ها هم پا به پایت!!
در پچ پچ شب با گل شب بو شنیدم
پیچیده امشب عطر نرگس در هوایت
باران چکید و برکه جاری شد دوباره
باران خبر دارد خودش از ماجرایت
در باد می پیچد صدای یک ترانه
در باد می پیچد صدای آشنایت
گفتند آغوش خدا باز است امشب
حتما اجابت می شود بانو ! دعایت
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
دلتنگی
قاب عکسی است
که هر شب
بزرگتر میشود
و من درون آن
کوچکتر از سایهای
به دیوار تکیه دادهام.
حالا خیال است
که نفس میکشد.
و دلتنگی
این همه سال
یاد نگرفته
بیتو صبح شود.
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
قَدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ(بقره۱۴۴)
نگاههای انتظارآمیز تو را
به سوی آسمان میبینیم.
❞ خودت گفتی هر وقت دلتنگ شدم
به آسمونت نگاه کنم ،،
خدایا من امروز دلتنگ تمام پاکیهای
کودکیام هستم،
دلتنگ بال پروازی که گم شد.
نمیدانم کجا و کی بهشت از دستم افتاد
و هزار تکه شد.
نمیدانم کجا گمت کردم.
مثل قبلها دیگر حنایم رنگی ندارد
قول هایم قول نیست
توبه بر زبان و دلم شوق گناه!
ولی خدا جانم
من تمام امیدم به بخشندگی توست
این امید را از من نگیر.
باز هم، باز هم به من فرصت بده