خادم شدم در مجلس تو افتخاری
ارث پدر بوده که مانده یادگاری
در روضه کارم استکان شویی ست آقا
حتما هوای کوچکت را خوب داری
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#محرم
#چایخانه
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
نخی از چادر تو چاره ی درد بشر است
فاطمه شان ومقامت زهمه بیشتر است
ای که تکیه زده در دامن تو عرش خدا
تکیه ها با نمک روضه ی تو معتبر است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
از سفره ی فاطمه نمک گیر شدیم
با دوستی آل علی پیر شدیم
جز بر در خانه ی تو هر جا رفتیم
باور بکن ای ماه که تحقیر شدیم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
837.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خودت برات سفر را برایم امضا کن
تمام دلخوشی ام کربلا و مهران است
دلم بهانه و دلتنگی اش فراوان است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#سه_گانی
#دلتنگی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
بغضی ست که در گلوی ما خشکیده
خون است روان به جای اشک از دیده
از بعد هزار و چار صد سال هنوز
آوای تو در گوش جهان پیچیده
#بانوی_کاشانی
#اعظم_کلیابی
209.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماه محرم تکیه تا آماده می شد
در روح من شوری دو چندان زاده می شد
می خواند تا چاووش از فصل عزایت
این قلب عاشق زائر آن جاده می شد
بوی خوش اسپند می پیچید در باد
هر کس گذشت از کوی تو دلداده می شد
خانه سراسر تکیه بود و مثل مادر
آماده با چادر سیاهی ساده می شد
آن چادری را که برایم دوخت مادر
گاهی برای حاجتم سجاده می شد
نامت که می آمد وجودم می شد آرام
با بیرق سرخت مرادم داده می شد
شب چای روضه رنگ و بوی دیگری داشت
وقتی که با عطر گلاب آماده می شد
با واژه های آتشین محتشم نیز
در استکان ها چای گویی باده می شد
عطر خورشت مادرم هر روز خوش بود
اما خورشت قیمه فوق العاده می شد
من شعر خود را نذر چشمت کردم آقا
قرضی که باید عاقبت پس داده می شد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#ماه_محرم
#چای_روضه