eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
358 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
mp3.چای روضه.aac
حجم: 2.5M
ماه محرم تکیه تا آماده می شد در روح من شور،و شعوری زاده می شد تا چاووش ،از فصل عزایت روضه میخواند این قلب عاشق زائر آن جاده می شد بوی خوش اسپند می پیچید در باد هر کس گذشت از کوچه ات دلداده می شد خانه سراسر تکیه بود و مثل مادر آماده با چادر سیاهی ساده می شد آن چادری را که برایم دوخت مادر گاهی برای حاجتم سجاده می شد نامت که می آمد وجودم می شد آرام با بیرق سرخت مرادم داده می شد شب چای روضه عطر و بوی دیگری داشت وقتی که با عطر گلاب آماده می شد با واژه های آتشین محتشم نیز در استکان ها چای گویی باده می شد عطر خورشت مادرم هر روز خوش بود اما خورشت قیمه فوق العاده می شد من شعر خود را نذر چشمت کردم آقا قرضی که باید عاقبت پس داده می شد https://eitaa.com/Dokhtarkashani94
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺امیرمحمد برگشت دوباره مادرشو بوسید ولی امروز امیرمحمد دیگه نیست.. برگرد نگو خدا نگهدار.... دادم به دلم امید دیدار... از مدرسه امدی عزیزم !! کو دفتر و کیف و کفش و خودکار!!!!
دلنوشته های بانوی کاشانی
🔺امیرمحمد برگشت دوباره مادرشو بوسید ولی امروز امیرمحمد دیگه نیست.. برگرد نگو خدا نگهدار.... دادم
اما امیدوارم حقیقت این باشد که؛ «غدًا نُشفَّى وغدًا نَنسَّى وغدًا نُدرك أن لا شَيء يَبقى. _فردا شفا خواهیم یافت، فردا فراموش خواهیم کرد، و فردا درخواهیم یافت که هیچ چیز ماندگار نیست😔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای روشنی سپیده ی من ای کودک خون چشیده ی من سیراب شدی به بارش تیر باران شده سهم دیده ی من
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسین جان ... ببخش اگر گاهی ... از شاخه ی عشق او یکی خوشه دهید مرگ آمده یک قطره به من توشه دهید تا اینکه به آرامش محضی برسم یک گوشه در آن مرقد شش گوشه دهید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داغی ست که باغبان به چشمش دیده یک دشت پر از لاله به خون غلطیده در علقمه گل کاشته ساقی حرم از عطر گلش بوی خدا پیچیده
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یا اباالفضل، شکوه علمت دیدنی ست همه جا زمزمه و شور غمت دیدنی است تو خدای ادب و عشق و وفا و کرمی صاحب جود وسخا هستی و صاحب علمی تا لب علقمه رفتی و ننوشیدی آب سوختی بر لب آب از عطش طفل رباب دست دادی سر سقائی ی طفلان حرم عالمی را ادبت حضرت جان ریخت بهم آب هم بر ادبت غبطه خورد حضرت ماه علقمه تا به ابد میکند احساس گناه زخمها خوردی و ازمشک حراست کردی چه کسی گفت در آن معرکه کم آوردی ؟ همه جا هلهله و چشم و سر و نیزه و دست تا بگیرند زعباس علی مهر شکست مشک شد پاره و این غصه چه دلگیرت کرد اخر آن ضربه نامرد زمین گیرت کرد... دست دادی که بگیری ز تهی دستان دست لقب باب حوائج چه برازنده ات است دست درمانده ام ای میر علمدار بگیر که توئی صاحب اعجاز و شه با تدبیر چشم عالم به کرامات و عنایات شماست ای که آن دست جدا ازتنتان ، دست خداست
بی جهت نیست تو سقا و سپه سالاری در دل اهل ولا منصب والا داری ماه رخسار تو را قرص قمر میخوانند پدرت حضرت ماه است همه میدانند هیبت هاشمی و حیدری ات دیدنی است آن دو دستی که جدا شد، زتو بوسیدنی است