دلنوشته های بانوی کاشانی
🔺امیرمحمد برگشت دوباره مادرشو بوسید ولی امروز امیرمحمد دیگه نیست.. برگرد نگو خدا نگهدار.... دادم
اما امیدوارم حقیقت این باشد که؛
«غدًا نُشفَّى وغدًا نَنسَّى
وغدًا نُدرك أن لا شَيء يَبقى.
_فردا شفا خواهیم یافت،
فردا فراموش خواهیم کرد،
و فردا درخواهیم یافت
که هیچ چیز ماندگار نیست😔
ای روشنی سپیده ی من
ای کودک خون چشیده ی من
سیراب شدی به بارش تیر
باران شده سهم دیده ی من
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#علی_اصغر
#محرم
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسین جان ...
ببخش اگر گاهی ...
از شاخه ی عشق او یکی خوشه دهید
مرگ آمده یک قطره به من توشه دهید
تا اینکه به آرامش محضی برسم
یک گوشه در آن مرقد شش گوشه دهید
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#دلتنگی
داغی ست که باغبان به چشمش دیده
یک دشت پر از لاله به خون غلطیده
در علقمه گل کاشته ساقی حرم
از عطر گلش بوی خدا پیچیده
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#تاسوعا
#عباس_بن_علی
یا اباالفضل، شکوه علمت دیدنی ست
همه جا زمزمه و شور غمت دیدنی است
تو خدای ادب و عشق و وفا و کرمی
صاحب جود وسخا هستی و صاحب علمی
تا لب علقمه رفتی و ننوشیدی آب
سوختی بر لب آب از عطش طفل رباب
دست دادی سر سقائی ی طفلان حرم
عالمی را ادبت حضرت جان ریخت بهم
آب هم بر ادبت غبطه خورد حضرت ماه
علقمه تا به ابد میکند احساس گناه
زخمها خوردی و ازمشک حراست کردی
چه کسی گفت در آن معرکه کم آوردی ؟
همه جا هلهله و چشم و سر و نیزه و دست
تا بگیرند زعباس علی مهر شکست
مشک شد پاره و این غصه چه دلگیرت کرد
اخر آن ضربه نامرد زمین گیرت کرد...
دست دادی که بگیری ز تهی دستان دست
لقب باب حوائج چه برازنده ات است
دست درمانده ام ای میر علمدار بگیر
که توئی صاحب اعجاز و شه با تدبیر
چشم عالم به کرامات و عنایات شماست
ای که آن دست جدا ازتنتان ، دست خداست
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#عباس_بن_علی
#تاسوعا
بی جهت نیست تو سقا و سپه سالاری
در دل اهل ولا منصب والا داری
ماه رخسار تو را قرص قمر میخوانند
پدرت حضرت ماه است همه میدانند
هیبت هاشمی و حیدری ات دیدنی است
آن دو دستی که جدا شد، زتو بوسیدنی است
#بانوی_کاشانی
#اعظم_کلیابی
#تاسوعا
#عباس_بن_علی
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عباس آمدتا وفا معنا بگیرد
جا در کنار یوسف زهرا بگیرد
عشق وادب پادررکاب مقدم او
باید زدست این پسر امضا بگیرد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#عباس_بن_علی
#تاسوعا