هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باید بسازم سنگرم را در خیابان
یاری کنم تا رهبرم را در خیابان
باید که دشمن بشنود هر روز و هر شب
فریاد حیدر حیدرم را در خیابان
#اعظم_کلیابی
#اعظم_کلیابی
#خیابان
#میدان
#کاشان
#صدای_پیروزی
#شعر_مقاومت
#میدان_عامریه
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
789K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#وطن
ریشههای ما در خاک فرو رفته،
مثل درختانِ نخل
که با افتخار
در برابر باد ایستادهاند.
ما
فرزندانِ این سرزمین ایم،
با تاریخی کهن،
و رویاهایی که هنوز
در شبِ چشمهایمان
میدرخشند.
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
793.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای وطن! ذرّهای از خاک تو چون دُرّ گران
ای گرانمایه! برایت نگرانم نگران !
زخم مهمان تن پاک و نجیبت شده است
من بمیرم که غم جنگ نصیبت شده است😔
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#ایران_جان
رفتی و من از،ماندن خود بیزارم
بعد از تو دلم را به کسی نسپارم
هر شب به خیال تو غزل می گویم
ای ماه ترین همیشه دوستت دارم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#بداهه
بسته ست مسیر شانه خاکی تو
لعنت به دو چشم عاشق و شاکی تو.....
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#بداهه
#تک_بیت
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
جان جهان لبریز صبرم ، کوه دردم
زن هستم اما چون علی مرد نبردم
گنجینه ی عصمت منم زهرا تبارم
میراثدار حلم و علم بیشمارم
از شوکران دردها نوشیدهام من
داغ شقایق های پر پر دیدهام من
از کودکی آیین من آیینهداریست
آری مدال افتخارم بردباریست
از دست دادم ناگهان امّید خود را
دیدم روی نیزه سرِ خورشید خود را
دیدم که از لب های او می ریخت قرآن
با آیه آیه خواندنش رفت ازتنم جان
غم را به تنهایی به دوش خود کشیدم
غم دیدم اما غیر زیبایی ندیدم
نه ..سرشکسته نیستم که سرفرازم
مثل علی در خطبه خوانی یکه تازم
طوفان اشک چشم دلبر میشوم باز
دلتنگ دیدار برادر میشوم باز
ام المصائب کوه دردم بی قرارم
پیراهنش را روی چشمم میگذارم
خواهر همیشه با برادر با حسین است
ذکر لبِ زینب همیشه یا حسین است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
قالب #مثنوی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
تو از آسیه و حوّا و مریم سرتری زینب
که داری بر همه عالم مقامِ سروری زینب
برایت آتش غمهای بی پایان گلستان بود
که در موج بلا و خون ، خلیل دیگری زینب
عجب صبری عجب شوری عجب ایمان و ایثاری
تویی زینب ترین زهرا تو روح کوثری زینب
زبانِ خطبه هایت مثل شمشیرِ علی برّان
میانِ کفر و دین کردی به خوبی داوری زینب
به زیرِ گام هایت شام را ویرانه خواهی کرد
رسالت دارِ عاشوراییِ پیغمبری زینب
شجاعت می زند زانو، زبانِ خطبه هایت را
نشان دادی قیامت را ، شُکوهِ محشری زینب
شکسته خطبه هایت قامتِ لات و هُبل ها را
بلاغت در بیان داری ، شبیهِ حیدری زینب
دلت خون بود اما غیرِ زیبایی نمی دیدی
در آن ساعت که می دیدی سرِ بی پیکری زینب
در اوج بی پناهی ها پناه کاروان بودی
میانِ کاروانی که خودت بی یاوری زینب
برادر را روی نیزه ... چگونه تاب آوردی ؟
چگونه تاب آوردی تویی که خواهری زینب
اگر امِّ ابیها فاطمه بوده است پس بی شک
برای شاهِ دین هم خواهری هم مادری زینب
نه تنها زینِ اَب بودی و زینت دادهای او را
که حتی بر برادر هم شکوه و زیوری زینب
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی