eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
706 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
با دل چه کنم یارب از عشق نپرهیزد؟ آرامش جانم را هربار بهم ریزد بی واهمه ازهجران گیرد ره مشتاقی در گلشن احساسم آشوب بر انگیزد دارد سر رسوایی با زلف زلیخایی یوسف مگر از چنگش با واهمه بگریزد آئینه در آیینه پروانه ی بی پروا در آتشم اندازد یک باره و بر خیزد سرگشته و حیرانم در آتش حرمانم طبعم شده خاموش و با هیچ نیامیزد حافظ سخن نغزت تضمین کلامم شد "" خاطر که حزین باشد. کی شعر تر انگیزد؟ در دایره ی قسمت با این همه نا کامی بانوی غزل جز خون از دیده نمی‌ریزد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صبح آمد .... بدون آنکه خبر دهد ... روزم را گره زدم به لبخند ، به امید ... پیش از آنکه خورشید به زمین سلام دهد. روبه روی آینه ایستادم . خمیازه نکش !!! امروز چشم هایت به اندازه ی یک دشت پر از اطلسی می خندد با عطر نان تازه و هوای دلچسب پاییزی کوچه هم بیدارشد. کبوتر سفیدی روی دیوار حیاط نشسته خیر است آمدنش ... در را باز کردم تا دلخوشی بدون زنگ زدن بدون تعارف بیاید و کنارم بنشیند باهم چای بنوشیم. بودنش کنارم به اندازه ی نوشیدن یک فنجان چای داغ کافی ست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
باز این دل، بی قرار روضهٔ مادر شده باز حرف صورت و سیلی و میخ در شده باز هم آتش به جان ما رسیده از دری کز غم سوزاندنش چشم دو عالم، تر شده حرف، حرف بغض و کینه از علی بوده ست وبس آتشی از کینه پنهان زیر خاکستر شده فاطمیه شد ، مرور خاطرات درد و داغ فاتح بدر و حُنین، تنها و بی یاور شده فاطمیه شد که دل بر منبر اندوه و اشک روضه خوان مادر و تنهایی حیدر شده بین آتش سوخت زهرا تا بماند مرتضی اینچنین کوثر فدای ساقی کوثر شده ای علی، مظلوم عالم جان فدای غربتت بعد زهرایت بگو از غنچهٔ پرپر شده... غیر تو مظلوم و غیر فاطمه مظلوم تر نیست در عالم، غمت از هر غم افزون تر شده کی به پایان می رسد شبهای بی مهتاب تو وعده ی دیدارتان درعالم دیگر شده دوستت دارم اگرچه روسیاهم از گناه لطفت امید من شرمنده در محشر شده
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کفش‌هایم جلوی در ایستاده‌اند اما پاهایم راهِ رفتن را یادشان رفته است
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چراغ را روشن می‌گذارم برای کسی که پشت در نیست. شب‌هایم را کوک می‌کنم روی موجی که نمی‌آید... ساعت زمان را نشان می دهد اما عقربه ها خسته اند از تکرار... آخرین برگ تقویم را ورق می زنم هیچ روز دیگری برای من بعد تو نیست .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
باز این دل، بی قرار روضهٔ مادر شده باز حرف صورت و سیلی و میخ در شده باز هم آتش به جان ما رسیده از دری کز غم سوزاندنش چشم دو عالم، تر شده حرف، حرف بغض و کینه از علی بوده ست وبس آتشی از کینه پنهان زیر خاکستر شده فاطمیه شد ، مرور خاطرات درد و داغ فاتح بدر و حُنین، تنها و بی یاور شده فاطمیه شد که دل بر منبر اندوه و اشک روضه خوان مادر و تنهایی حیدر شده بین آتش سوخت زهرا تا بماند مرتضی اینچنین کوثر فدای ساقی کوثر شده یا علی ای کاش چشمت مثل دستت بسته بود تا نمی دیدی چگونه غنچه ات پر پر شده غیر تو مظلوم و غیر فاطمه مظلوم تر نیست در عالم، غمت از هر غم افزون تر شده کی به پایان می رسد شبهای بی مهتاب تو وعده ی دیدارتان درعالم دیگر شده دوستت دارم اگرچه روسیاهم از گناه لطفت امید من شرمنده در محشر شده