💠روزی که نام عشق بازان را نوشتند
این قوم را مجنون ، تو را لیلا نوشتند
آنگاه مُلکِ عاشقی تقسیم کردند
این سرزمین را مالِ تو آقا نوشتند
💠زهرا به هر سویی ، سفیری را فرستاد
نام تو را صد شکر سهم ما نوشتند
ایران چه کم دارد ؟ دیار اهل بیت است
یک سو علی ، یک سوی آن زهرا نوشتند
💠این سرزمین را از همان اول خریدند
مدیون خانواده ی موسی نوشتند
با حُبِّ تو هر شیعه ای « اثنی عشر » شد
یعنی کنار نامتان « الا » نوشتند
💠از بعد آنکه ضامن آهو شدی تو
عشاق را آواره ی صحرا نوشتند
تا عکس تو در چشمهای آهو افتاد
در زیر ابرویش دو تا شهلا نوشتند
💠تو سفره دار عالمی مشکل گشایی
آقای ما سلطان علی موسی الرضایی
اشکی چکید و باب صحبت با تو وا شد
ناگاه دیدم صحن تو عرشِ خدا شد
💠آنقدر وا کردی گره از کار مردم
تا پنجره فولاد تو دارالشفا شد
اصلاً نمی دانم زِ کِیْ بُردی دلم را
اصلاً چگونه این دلم جای شما شد
💠یک نیمه شب افتاد راهم در حریمت
دیگر نمی دانم که با حالم چه ها شد
من اولین باری که بوسیدم ضریحت
از داغی آن بوسه قلبم مبتلا شد
💠تا آمدم لب وا کنم آقا ... آقا
آمد ندا برخیز حاجاتت روا شد
پای ضریحت عاشقی با گریه می گفت
در این حرم امضا برات کربلا شد
💠غیر از تو من با هیچ کس کاری ندارم
اصلاً بدون تو خریداری ندارم
تا روبروی گنبد تو ایستادم
دارو ندارم را همه نذر تو دادم
💠با چشم گریان راه افتادم به سویت
یک لحظه دیدم بر درِ باب الجوادم
اذن دخولم اشکهای دیده ام شد
صورت به خاک گرم صحن تو نهادم
💠احساس کردم بین آغوش تو هستم
مانند طفل گم شده از پا فتادم
دلشوره هایم را خودت آرام کردی
دستان پُر مهر تو تسکین الفؤادم
💠کُلِّ زیارت نامه ام شد عشق بازی
گفتم : غلامم ، نوکرم ، من خانه زادم
گفتم که یک دنیا برایت حرف دارم
اما ببخش این جمله های بی سوادم
💠بی قیمتم اما گرفتار تو هستم
با دست خالی بر سر راهت نشستم
آقا منم من ، مرغ بی بال و پر تو
با دست خالی آمدم در محضر تو
💠از دل دعا کردم که از عزت نیُفتی
خالی نباشد از گدا دُورُ و بر تو
سلطان گدای ریزه خور بسیار دارد
نامم شده جزوِ سیاهی لشکر تو
💠روزی ما را از همان اول خدا داد
دست تو و دست کریمه خواهر تو
دلشوره ی ماه محرم دارم آقا
چون قول دادم من به زهرا مادر تو
💠 ایران ما زان روز شد وادیِّ گریه
که آشنا گردید با چشم تر تو
در سینه ی ما کوهی از اندوه و غم ریخت
« یابن شبیب » تو دلِ مارا بِهَم ریخت
💠در پیشگاهت عشق را ابراز کردم
من روضه را با نام تو آغاز کردم
هدیه به زهرا گریه کردن بر حسین است
با تکیه بر گریه به عالم ناز کردم
💠شبهای جمعه تو خودت هم کربلایی
من هم به سوی کربلا پرواز کردم
آقا ببخشم روضه ای از تو شنیدم
آقا ببخش گر روضه ات را باز کردم
#خادم_الرضاییم
#غریب_الغربا
@banooyetamadonsaz