💐🌼🌺🌴🌺🌼💐
گذری کوتاه بر زندگی
#مدافع_حریم_ولایت_و_امامت
#سردار_سربدار
#شهید_والامقام
#میثم_تمار
ميثم بن يحيي تمّار، غلام زني از بني اسد و عجميتبار بود. امير مؤمنان علي عليه السلام او را خريد و آزاد ساخت. ميثم از خواص اصحاب و از ياران و شيعيان به حق آن حضرت به شمار ميآمد.او به مقدار قابليت و ظرفيت خويش از محضر امام علي عليه السلام علم آموخت و آن حضرت او را بر برخي از اخبار غيبي و اسرار نهان آگاه ساخت تا جايي که ابن عباس از محضر ميثم استفاده ميکرد.
نقل است که امير مومنان عليه السلام چگونگي کشته شدن ميثم را پيشگويي و به وي فرمود: تو را بعد از من دستگير ميکنند و به دار خواهند زد. در روز سوم از بيني و دهان تو خون روان خواهد شد و محاسنت را رنگين خواهد ساخت.
آن گاه امام درختي را که بر اّن ميثم را بر دار خواهند کشيد به او نشان داد و فرمود: تو در آخرت با من خواهي بود. پس از شهادت اميرالمومنين عليه السلام ميثم پيوسته به نزد آن درخت ميآمد و نماز ميگزارد.
ميثم در سال آخر عمر خويش به بيت الله الحرام و سپس به مدينه رفت و در آن جا به ديدار ام المومنين ام سلمه شتافت و از احوال امام حسين عليه السلام پرس و جو کرد. ام سلمه به وي گفت: بسيار ميشنيدم که رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم سفارش تو را به اميرالمؤمنين علي عليه السلام ميفرمود. امام حسين عليه السلام نيز تو را بسيار ياد ميکند.
ميثم به کوفه بازگشت و در همان سال، يعني آخر سال 60 هجري، ده روز قبل از ورود امام حسين عليه السلام به عراق، توسط عبيدالله بن زياد ملعون دستگير شد و به همان نحوي که امام علي عليه السلام خبر داده بود به دار آويخته شد و به شهادت رسيد.
#سالروز_شهادت
🕊🥀🌹🌴🌹🥀🕊
#سوسنگرد_قهرمان
در میان کاوشها بیشک روایتی از
#سردار_رشید_اسلام
#شهید_والامقام
#محمدحسن_نظرنژاد (بابانظر)
در رابطه با مقاومت « ۷۲ پاسدار » در #سوسنگرد پیرامون #شهادت طلبی #پاسداران به طور عجیبی با حادثه کربلا قرابت دارد .
این فرمانده #شهید روایت میکند :
وقایع عملیات #سوسنگرد و به طور کل چیزهایی که در آن روزگار در این منطقه گذشت ، از این قرار بود که دشمن بعد از محاصره کامل #خرمشهر به این فکر افتاد که باید ارتباط ما را از جنوب به شمال قطع کند و راه دیگری جز با قطع کردن جاده #سوسنگرد نبود ، چون رسیدن به جاده #سوسنگرد و بعد گرفتن پادگان دشت آزادگان و قطع کردن جاده اهواز دزفول اگر به دست عراقیها انجامشده بود ، شاید دیگر غیرممکن بود که ما بتوانیم اهواز و یا منطقه #خوزستان را به طور کل حفظ کنیم .
این بود که برادران مسئول به فکر این افتادند که منطقه #سوسنگرد را به هر نحو هست حفظ کنند .
دشمن هم با تمام توان در این منطقه فعالیت داشت .
ما آن زمان مسئول گردان بودیم . با یکی از برادران دیگرمان به نام «بزمآرا». مأموریت به ما محول شد که در منطقه #سوسنگرد باشیم و از این منطقه حفاظت کنیم و یک گردان هم از ارتش در منطقه «فولیآباد» مستقر بود ، این کل نیرویی بود که ما در این منطقه داشتیم و یک مقدار نیروهای مردمی هم که مربوط به #شهید_دکتر_چمران بود .
دشمن عواملی در داخل منطقه داشت یعنی در #سوسنگرد و در جاهای دیگر . در آن روزگار منافقین و نیروهایی که از جمهوری اسلامی ایران ضربه خورده بودند به طور فعال برای عراق گزارش تهیه میکردند .
ما به این فکر افتادیم که در منطقه چندین عملیات ضربتی داشته باشیم و مسئولین سپاه و بسیج این فکری که برادران رزمنده در منطقه داشتند را تأیید فرمودند و قرار شد که ما در دو طرف جاده #سوسنگرد ، #حمیدیه مستقر باشیم تا زمان مناسب این دشمن را از منطقه بیرون کنیم .
عراق هم به فکر این بود که به هر نحوی شده #سوسنگرد و جاده #سوسنگرد تا #حمیدیه را به تصرف دربیاورد .
خوب به خاطر دارم که قبل از محاصره #سوسنگرد ، دشمن با دو گردان به #حمیدیه حمله کرد .
#حمیدیه در منطقهای است که در سه راهی پادگان دشت آزادگان ، اهواز و #سوسنگرد قرار میگیرد .
دشمن حرکت کرد تا با دو گردان زرهی این سه راهی را قطع کند .
ما ۷۲ نفر به نام ۷۲ تن #شهید_کربلا آماده شدیم که این منطقه را حفظ کنیم و در مقابل این دو گردان بایستیم .
البته این را یادآوری میکنم که این #هفتاد_و_دو نفر کلاً #پاسدار بودند . از بچههای خود سپاه بودند که یک مقدار بچههای سپاه #حمیدیه بودند و یک مقدار هم از بچههای خراسان که ما دو نفر هم از بچههای مشهد بودیم .
حدود ساعت چهار بعدازظهر دشمن به جاده رسید و ما کلاً سلاحی که در اختیار داشتیم، «آر. پی.جی» بود، قرار شد این ۷۲ نفر با «آر. پی.جی» به جان تانکها بیفتیم .
نبرد تقریباً تا ساعت ۹ شب به طول انجامید، بعد از حدود تقریباً هفت، هشت ساعت زد و خورد خیلی شدید، ما توانستیم در بعضی نقاط ۳۰ کیلومتر دشمن را به عقب برانیم .
۱۳ تا ۱۴ تانک دشمن در منطقه منهدم شد و بقیه نیروهایشان پا به فرار گذاشتند .
بعد که ما از منطقه برگشتیم ، اینجا برای ما خیلی عجیب بود . فرمانده سپاه حمیدیه وقتی چشمش به من افتاد، اشک در چشمانش حلقه زد و گفت خبر داری که از بچههای دیگر چند تا برگشتند ؟
گفتم : من فکر میکنم که همه برگشته باشند .
گفت : نه! یک نفر دیگر برگشته . یکی شمایید و یکی او . ۷۰ نفرشان در این راه #شهید شدند . یعنی حفظ منطقه #سوسنگرد و دشت آزادگان به این شکل بود .
#سالروز_آزادسازی
#سوسنگرد_قهرمان
شادی روح #امام_راحل و #شهدا
#صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_فرجهم
🥀
🌷🌴🥀🕊🥀🌴🌷
#حماسه_سوسنگرد
#شهادت_دلاورمردان
#آزادسازی_سوسنگرد
#پیروزی
فرمانده دلاور سپاه سوسنگرد
#شهید_والامقام
#اسماعیل_دقایقی
#اسماعیل در مورد عملیات #سوسنگرد گفت :
هنگامی که شهر #محاصره شد، از ترس این که #سوسنگرد به #خونین_شهر تبدیل نشود، دست به دامان #امام و مراجع عظام سراسر کشور شدیم و با تلفن متعدد آن ها را وادار کردیم تا فشار بیاورند .
به حمدالله در مورد #سوسنگرد سریع عمل شد و به کمک برادران ارتشی و پاسدار پس از ۳ روز ، شهر را از محاصره خارج ساختیم و در آن نزدیک به ۱۵۰ #شهید داشتیم .
ایشان گفت :
در طول مدتی که سوسنگرد در اشغال دشمن بعثی بود بیش از ۱۵۰ پاسدار، بسیجی، طلبه و دانشجو به #شهادت رسیدند و هیچ کمکی از طرف مسئولان نشد و حتی #زخمی_های ما را جهاد سازندگی با قایق از رودخانه عبور می داد که عده ای از آن ها نیز #شهید شدند...
مسئله به گوش #امام رسید و ایشان دستور شکسته شدن #محاصره را دادند.
این بار مسئولان به دنبال ما آمدند و با تامین اسلحه و مهمات مورد نیاز فردای آن روز #سپاه وارد شهر شد و آن را از نیروهای #دشمن پاک سازی کرد .
شادی روح #امام_راحل و #شهدا
#صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_فرجهم
🌴🌹🕊🥀🕊🌹🌴
#مثل_شهدا
#شهید_والامقام
#امیر_حاج_امینی
هرکاری انجام می داد
برای خدا بود
اصلا براش مهم نبود که
دیگران خبر دار بشن
همین اخلاصش هم باعث شد
این عکسش معروف بشه
🌹 #سالروز_شهادت🕊
#روحش_شاد
#یادش_گرامی
#راهـش_پر_رهرو
🥀
🌹🌴🥀🕊🥀🌴🌹
#مثل_شهدا
#شهید_والامقام
#امیر_حاج_امینی
🌴 #شهیدحاج_امینی خستگی نداشت. می گفت من حاضرم تو کوه با همه تون مسابقه بذارم، هر کدوم خسته شدین، بعدی ادامه بده… اینقدر بدن آماده ای داشت که تو جبهه گذاشتنش بیسیم چی .
#بیسیم_چی_شهید_پوراحمد
🌹 اصلاً دنبال شناخته شدن و شهرت نبود. به این اصل خیلی اعتقاد داشت که اگه واقعاً کاری رو برای خود خدا بکنی، خودش عزیزت می کنه. آخرش هم همین خصلتش باعث شد تا عکس #شهادتش اینطور معروف بشه.
🌴 هر کار می کرد، برا خدا می کرد؛ اصلاً براش مهم نبود کسی خبردار می شه یا نه! عجیب نسبت به بچه های یتیم هم حساس بود، کمک به یتیمان هیچوقت فراموشش نمی شد…
🌹 یه بار که تو منطقه حسابی از بچه ها کار کشیده بود و به قول معروف عرقشون رو در آورده بود، جمعشون کرد و بهشون گفت: “نکنه فکر کنین که فلانی ما رو آموزش می ده، من خاک پاهای شماهام. من خیلی کوچیکتر از شماهام… اگه تکلیف نبود هرگز این کار رو نمی کردم….”
🌴 ولی دلش رضا نداده بود و با گریه از همه خواست که دراز بکشن. همه تعجب کرده بودن که می خواد چیکار کنه. همه که خوابیدن اومد پایین پای تک تک بچه ها و #دست می کشید به کف #پوتین بچه ها و خاکش رو می مالید رو #پیشانیش و می گفت :
#من_خاک_پای_شماهام
🌹 #سالروزشهادت🕊
#روحش_شاد
#یادش_گرامی
#راهش_پر_رهرو
🌹