✍ آن روز، به مسجد نرسيده بود. برای نماز به خانه آمد و رفت توی اتاقش. داشتم يواشکی نماز خواندنش را تماشا میکردم. حالت عجيبی داشت. انگار خدا، در مقابلش ايستاده بود. طوری حمد و سوره میخواند مثل اين که خدا را میبيند؛ ذکرها را دقيق و شمرده ادا میکرد. بعدها در مورد نحوه نماز خواندنش ازش پرسيدم، گفت: «اشکال کار ما اينه که برای همه وقت میذاريم، جز برای خدا! نمازمون رو سريع میخونيم و فکر میکنيم زرنگی کرديم؛ اما يادمون ميره اونی که به وقتها برکت میده، فقط خود خداست».
📚مسافر کربلا،
صفحه ٣٢،
#شهيد_علیرضا_کريمی
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
وقت خداحافظی
مادر ازش پرسید:
علیرضا کی برمیگردی؟
گفت: وقتی راه کربلا باز شد..!
پیکر علیرضای ۱۶ساله، ۱۶ سال بعد
مصاف با اعزام اولین کاروان به کربلا
در فکهی شمالی پیدا شد ...
#مسافر_کربلا
#شهید_علیرضا_کریمی
#اربعین_نایب_الشهدا_باشیم
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
🌱آن روز، به مسجد نرسيده بود. برای نماز به خانه آمد و رفت توی اتاقش. داشتم يواشکی نماز خواندنش را تماشا میکردم. حالت عجيبی داشت. انگار خدا، در مقابلش ايستاده بود. طوری حمد و سوره میخواند مثل اين که خدا را میبيند؛ ذکرها را دقيق و شمرده ادا میکرد. بعدها در مورد نحوه نماز خواندنش ازش پرسيدم، گفت: «اشکال کار ما اينه که برای همه وقت میذاريم، جز برای خدا! نمازمون رو سريع میخونيم و فکر میکنيم زرنگی کرديم؛ اما يادمون ميره اونی که به وقتها برکت میده، فقط خود خداست»
#شهید_علیرضا_کریمی
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
#شهیدانہ |💛|
| آخرین بارے که به جبهه مےرفت، گفت:
«راه کربلا که باز شد برمےگردم!»
۱۵ سال بعد پیڪرش بازگشت؛
همان روزے که اوّلین کاروان
بطور رسمے به سوے کربلا مےرفت!! |
#شهید_علیرضا_کریمی
🕊⃟🇮🇷 @baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
🌱✨
#روایتگری
آخرین باری که به جبهه میرفت، گفت:
«راه کربلا که باز شد برمیگردم!»
۱۵ سال بعد پیکرش بازگشت؛
همان روزی که اوّلین کاروان
بطور رسمی به سوی کربلا میرفت!!
#شهید_علیرضا_کریمی
••📗•• برگرفته از کتاب «مسافر کربلا»
🕊⃟🇮🇷 @baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯