چرا کودکانمان را آزاد نمیگذاریم؟
۱.نا آگاهی
۲. بی حوصلگی
۳. به هم ریختگی خانه
۴. عادت به آزادی پس از ۷سالگی
🌧 @baran_bash
#کلام_آخرشب
به دنبال ردی از پیشانیات
تمام مهرهای مسجـــــد را
بوسیدهام...
ایها الغریب
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🌧 @baran_bash
سلام سلام
حالتون چطوره؟
بیاین امروز برای همدیگه دعا کنیم😇
دعای من برای شما اینه:
دنیای زیبای بعد از ظهور
و زندگی در کنار امام زمان ارواحنا فداه رو برای تک تکتون آرزومندم 😍🤩
🌧 @baran_bash
عزیزان این صوت رو گوش بدید تا برسیم به بحث روزهای فرد که همون تربیت کریمانه س
ما توی #جلد8_مندیگرما آثار #تربیت_کریمانه رو گفتیم (که با همین دو هشتک میتونید پیداشون کنید)
و الان رسیدیم به وسطای #جلد9_مندیگرما که ارائه راهکارها هست.
قراره کنار هم رشد کنیم 🌱
🌧 @baran_bash
توی جلد۹ گفتیم مهمترین مساله #رفتار_کریمانه خودمونه که الگو میشه برای بچهها و اسمش رو گذاشتیم گزارههای تصویری
بعد رسیدیم به بحث مدارا، چند روزی توی این بحث بودیم.
و بعدش رفتیم سراغ بدی رو با خوبی جواب دادن
چند روزی رو به این بحث قشنگ و کاربردی اختصاص دادیم.
و حالا رسیدیم به بحث نسبت ما با نیازمندان
از این لینک به بعد، مطالب روزهای فرد رو بخونید تا من برگردم ✌🏼🤩
🌧 @baran_bash
ساعت ۴.۳۰ میام با ادامه بحث امروز 💪🏼
میبینمتون
قراره کنار هم رشد کنیم 🌱
باران باش | قاضی عسگر 🇮🇷
یک برش از گذشته پدر و پسر 🎞 یه روز پسر با پدرش اومده بود شرکت. آبدارچی شرکت اومد برای پدر چای اورد
یک برش از گذشته مادر و دختر 🎞
یک روز مادر بزرگ اومد خونه و با مادر از هر دری صحبت کردند، تا اینکه مادر بزرگ گفت:
🌧باران چند روز پیش که اومد، سقف خونه خراب شد و از چندجا شروع کرد به چکه کردن. بابا هم دستش تنگه، از صندوق قرض الحسنه محل هم تقاضای وام کردیم اما فکر نکنم تا قبل از عید نوبتمون بشه. 💸
مامان خوب به حرفای مامان بزرگ گوش کرد بعد پرسید: حالا چقدر خرجش میشه؟ 🤔
وقتی مادربزرگ هزینه رو گفت دختر خوشحال شد، چون میدونست این رقم برای مامان رقمی نیست.
اما مامان چیزی به مادربزرگ گفت که دختر بهت زده شد 😱
مامان گفت: اگه خدا بخواد وامتون همین طرف سال جور میشه، اگرم نشد خدا خودش کمک میکنه و اتفاقی برای خونهتون نمیفته. 🙄
مادربزرگ که هیچ وقت از مامان چیزی نخواسته بود این بار هم چیزی نخواست و رفت . . .😞
#جلد9_مندیگرما
به ما بپیوندید 👇🏼
https://eitaa.com/joinchat/1422065903Cdac10fbf21
ادامه👇🏼👇🏼
همین که مادربزرگ رفت، دختر به سمت مادرش اومد و گفت:
مامان تو که میتونستی این پول رو به مادربزرگ بدی، چرا ندادی؟
مادر دخترش رو بغل کرد و گفت: مامان جون زندگی مادربزرگ مشکلات زیادی داره، خودت که میبینی من هم این همه خرج دارم.
اگر یک بار این خرجها رو گردن بگیرم باید همین طور تا آخرش برای مادربزرگ خرج کنم. خدا خودش تاحالا کمکشون کرده از این به بعد هم میکنه.
#جلد9_مندیگرما
🌧 @baran_bash