#کلام_آخرشب
همه میدانستند مشی علیبنابیطالب
غير از روش خلفاء بود
و همه میدانستند علیبنابیطالب
روش آنها را نمیپسندد
ولی يک بدگويی نسبت به آنها
که منجر به دوگانگی
و دوجبهه شدن بشود،
از زبان علی کسی نشنيد.
عبدالفتاح عبدالمقصود(مورخ سنی)
🌧 @baran_bash
همین که خدا همیشه و همه جا
باماست و هوامونو داره،
کافیه برا اینکه دلمون قرص باشه.
الهی با یاد خـُدا دلتون آروم 🥰
روز خوبی رو شروع کنید به مدد الهی 💪🏼
🌧 @baran_bash
باران باش | قاضی عسگر 🇮🇷
. . #کنترل_خشم 7️⃣ یکی از راههای خیلی موثر برای کنترل خشم، #سکوت کردنه. 🤐 سعی کنیم چند دقیقه بعد
.
.
#کنترل_خشم 8️⃣
یکی از راههای مهــــم کنترل خشم، یاد مرگ و معاده.
📌کسی که تو فکر معاد نباشه، نمیتونه به راحتی از پس خشمش بر بیاد.
وقتی عصبانی میشیم یادمون باشه خداوند در روز قیامت👇🏼
🟢 دل فروخورندۀ خشم رو از امنیت و ایمان پر میکنه
🟠 حسابرسی اعمالش رو آسان میکنه.
🔵 او را عذاب نکرده و بهشت رو براش مهیا کرده.
همه اینها طبق روایات بود 👆🏼
خیلی خوبهها ✌🏼🥰
🌧 باران باش (تربیت فرزند)
https://eitaa.com/joinchat/1422065903Cdac10fbf21
امیرالمؤمنین علیهالسلام:
يَا بُنَيَّ أَكْثِرْ مِنْ ذِكْرِ الْمَوْتِ
پسرجانم، بسيار ياد مرگ كن.
🎯ياد مرگ، کمک میکنه ما به دنیا و چیزهای موقت توی این دنیا زیاد بها ندیم.
🔸آدمهای حکیم رو دیدین؟ دیدین چطوری زندگی میکنن؟
اونها افقهای دور رو میبینن بخاطر همین برا حادثههای بی اهمیت، نه ذوق میکنن نه عصبانی، نه شعف پیدا میکنن نه مایوس میشن.
🔹اما بچهها بخاطر داشتن چیزای کوچیک خوشحال میشن و با نداشتنش غمگین و عصبانی میشن...
بیاین بزرگ شیم 😉
🌧 @baran_bash
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو مرگ را خواهی داشت...
ببین برای چه میمیمیری!؟
🌧 @baran_bash
باران باش | قاضی عسگر 🇮🇷
امیرالمؤمنین علیهالسلام: يَا بُنَيَّ أَكْثِرْ مِنْ ذِكْرِ الْمَوْتِ پسرجانم، بسيار ياد مرگ كن. 🎯ي
.
.
اینو که نوشتم یاد داستان دزدیده شدن ماشین حاج آقا مهندسی افتادم. 🥺
شنیدین داستانشو؟؟ 😍
🚙 داستان دزدیده شدن ماشین حاج آقا مهندسی 🚙
ایشان پیکانی داشتند که پسر بزرگشان با ماشین رفت تهران و وقتی برگشت، به استاد گفته بود:
بابا یک خبر بد❗
استاد گفته بودند چی شده⁉️
پسرش گفته بود: ماشین را به سرقت بردند! پارک کرده بودم، برگشتم و دیدم نیست! این طرف و آن طرف هم تحقیق کردم اما به جایی نرسیدم.
📌ایشان فرموده بود: طوری میگویی خبر بد که آدم فکر میکند دروغی گفته شده، غیبتی شده، نماز صبحت قضا شده، چشمت به نامحرم افتاده، اینکه تو میگویی باباجان خبر بدی نیست.
🛻یک مشت آهنپاره در دست ما بود و به خاطر اینکه ما آن را در اختیار داشتیم، چقدر دردسر برای ما به وجود آورده بود.
🚙غصه بنزین آن، غصه لاستیک آن، غصه روغن و تعمیر آن. خب حالا در اختیار دیگری قرار گرفته، تمام این نگرانیها را با خودش منتقل به او کرده است. این خبر بدی نیست.
🔰اگر مجبور میشدی جایی دروغی میگفتی، غیبتی میکردی، تهمتی به کسی میزدی، نماز صبحت قضا میشد، مال کسی را ضایع میکردی، آن خبر، خبر بدی بود. اینکه تو میگویی، خبر بدی نیست.
چه روح بزرگی 🥰😍
🌧 باران باش (تربیت فرزند)
https://eitaa.com/joinchat/1422065903Cdac10fbf21
عــزیــزان امـــروز نمیتونم ۴.۳۰ بیام
ان شاءالله ۶.۳۰ میبینمتـــون ✌🏼😎
باران باش | قاضی عسگر 🇮🇷
. . مثالش باشه برای یکشنبه 😉 #تربیت_کریمانه_در_محدوده_گفتار با این هشتک مطالب این تیتر رو پیدا کنی
#تربیت_کریمانه_در_محدوده_گفتار
📌مثال برای #مسخره_کردن:
پسر هفت سالش تموم شده اما هنوز بعضی کلمهها رو نمیتونه درست ادا کنه. 🎤
⬅️پدرش میگه: به خودم رفته مامان بزرگم میگفت تا نه سالگی نمیتونستی بعضی واژهها را درست ادا کنی.
یکی دو روزه که پسر بیحال و پیکر یه گوشه کز کرده و به نقطه خیره میشه و مدام خاطره چند روز پیش رو مرور میکنه 💭💬
چند شب پیش یه عالمه مهمون اومده بود خونهشون. سر سفره کمی سروصدا کمتر شده بود و فقط صدای قاشق چنگال میومد🍴
پسر نگاهش به سبزیها افتاد که باهاش کمی فاصله داشت دستشو دراز کرد که ظرف سبزیها رو به طرف خودش بکشه. 🥗
اما دستش نرسیده عمو بغلش نشسته بود میخواست سبزیهارو 🥗 به پسر بده که پدر با اشاره فهموند این کارو نکنه. 😐
بعد با لبخند معناداری به پسرش گفت چی میخوای پسرم؟
پسر گفت سزبی 🥗
وقتی اینو گفت همه خندیدند و پسر خجالت کشید اما حرفی نزد و تا آخرش من یه برگ سبزی هم نخورد. 😞
عمو که همه سبزیهارو خورده بود، به برادرزادهاش گفت میشه بری برام سزبی بیاری؟ 🙄
همه خندیدند پسر برای عمو سبزی آورد ولی سر سفره ننشست و به اتاقش رفت. 😢
#جلد9_مندیگرما
🌧 @baran_bash
دخترهم چند روزیه که تو لاک خودشه😞
حوصله بازی و سر و صدا نداره خونه با سکوت ممتدش سوت تو کور شده 😢
دلیلش اینه که:
توی همون مهمونی چند تا لیوان سر سفره بود که لکههایی روشون بود. دختران لیوانها رو با ذوق و شوق خاصی برای کمک به مادرش شسته بود🧽🥛
پدر یکی از لیوانها را برداشت وقتی لکههای روی اون رو دید، لیوان رو تو دستش نگه داشت و جوری به او نگاه کرد که چشمای همه به سوی پدر برگشت🧐
مادر گفت عیب نداره دسته گل دخترته مثلاً میخواسته کمک کنه جمعیت مهمانها یک صدای خندیدن و دختر غرق در خجالت شد 🙄😞
#جلد9_مندیگرما
🌧 باران باش (تربیت فرزند)
https://eitaa.com/joinchat/1422065903Cdac10fbf21